یک روز صبح چشمم به چشمات گره خورد
اره
برق چشمات همون روز منو به وجد آورد
چند ساعت بعد تو یکی از کلاسای مدرسه قرآن به دست دیدمت
نشاطت موقع قرآن خوندن منو میکشید به سمت خودش
مجذوبت شده بودم
کم کم شناختمت
بعد تو گروه تواشیح بیشتر دیدمت
تو هیئت مدرسه وقتی روضه حضرت زهرا میخوندی
وای سید ...
رفتارت اخلاقت حتی اون باری که قاطعیتتو دیدم برام خاص بود
اون روزایی که باهم صعود چهل ساله میخونیدیم خیلی روزای قشنگی بودن
وصیت نامه امام ...
وقتی برام میگفتی که چقدر نگاه امام خمینی رو دوست داری
وقتی از حرفای استاد عبداللهی میگفتی
وقتی روز تولد هجده سالگی ت نوشته بودی هجده سالگی چقدر عجیبه !
حالا تو بزرگ شدی !
بزرگ تر از هجده
اونقدر که لباس رزم تن همسرت کنی
همسری که فقط پنج ماه از ازدواجت باهاش میگذره
بفرستیش تو دل میدون و فداش کنی ...
دلم برای دلت میسوزه
و به جایگاهت حسرت میخوره
دلم میسوزه که صورت همیشه خندونت رو چشمای سرخ پر کرده
و غبطه میخورم به بیوگرافیت:زندگی بی شهادت، ریاضت تدریجی برای رسیدن به مرگه
خوش بحال علیِِ تو که شده چراغ راه ملت امام حسین
خوش بحال تو که پنج ماه از عمرت رو کنار یه تیکه نور زندگی کردی
گریه کن زهراسادات
گریه کن و شکر کن ....
محمدحسینحدادیان1_16721354124.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
از تو دست بکشم ، ابدا ابدا
عاشق تو میشن
عشق و عاشقی بلدا..
متهم شدن به تقصیر، درست وقتی که کلی فداکاری کردی دردش زیاده خیلی زیاد
اما به همون اندازه هم برخورد درست باهاش آدمو بزرگ میکنه!
امیدوارم که ...