بار اول که یک فامیل خیلی خیلی خیلی دور برام کتاب سوغاتی آورد ابتدایی بودم
خیلی ناراحت شدم
اما همون فرداش وقتی فصل به فصل کتاب رو جلو میرفتم فهمیدم شاید چیزی مثل کتاب نتونه خوشحالم کنه
کتابی که خریدارش با توجه به من انتخابش کرده باشه
و با توجه به عمقِ کتاب
سالی که رنگ به رنگ هدیه ها به روزهام قلم مو میکشیدن ، معنی دار ترین هدیه کتابی بود که از شدت عمقش هنوز بجز به ورق زدن و با گریز خوندنش کاری نکردم
اما نقشش تو سرم و مفهوم پارادوکسش با زندگی اون روزهام از رنگ تمام قلم مو های دیگه پرجلوه تره
#حتیبیشتر
و قول صاحبِ این ماهِ عزیز: احبوا الله من کل قلوبکم
خدارا با تمام دلتان دوست بدارید...
و فرمودند که القلب حرم الله...فلا تسکن حرم الله غیر الله
دل حرم خداست پس جز خدا را در حرم خدا منشان