امشب داشتم که داشتم سینی حلواهارو تو ماشین میذاشتم یه جوون چهارشونه اومد جلو و گفت برای راهپیمایی میبرید؟
سینی حلوا گرفتم جلو و گفتم بله، بفرمایید.
گفت من از پادگان.... اومدم بعد یک هفته چند ساعتی بیام خونه
خیلی مردید
ما از این تجمعات خیلی انگیزه و روحیه میگیریم.
همه از دیدن شما لذت میبرن و حالشون خوبه
تو جنگ دوازده روزه همش نگران زن و بچه ام بودم ولی الان بدون هیچ نگرانی میذارمشون میرم
خیلی تشکر کرد و
بعد هم گریهاش گرفت...
گفت به همه بگید که چقدر کارتون تو روحیه ما موثره👌
:)))
- به نقل از یکی از دوستان🤍
من روز هجدهم جنگ میخوام به نوشتن وقایع برگردم...
روز اول خیلی جدی شروع کردم به نوشتن
اما روز دوم امان نداد
چه سرعتی
چه سرعتی
سه شنبه بیست و ششم ماه آخر
لاریجانی شهید شد
سردار سلیمانی هم
وسط خیابان غمیم و حماسه
صف اولی هارا هم دارند بدجور میچینند!
صف بندی وجود ندارد 🙂
این پیامک KHABAR است:
فرمانده نیروی هوافضای سپاه: دور تند ضربات تأثیرمحور و خردکنندۀ فرزندان ملت ایران به دشمن آمریکایی-صهیونی در پهنای منطقه آغاز شد. انشاالله کمر استکبار در خیابان و میدان شکسته میشود.
سپاه پاسداران برای نخستین بار در جنگ تحمیلی، موشک «حاج قاسم» را به سمت اهداف دشمن شلیک کرد. مبدا تجاوزات چند ساعت گذشته آمریکا به تهران و شهرهای مرکزی ایران در 4 کشور منطقه موشک باران شدند.
هدایت شده از وحید یامین پور
🔺️
اینجا، مردم برای اینکه با احساساتشان کنار بیایند، وقت کم میآورند. شهید بعد از شهید...
(این جمله را سال پیش در میانهی جنگ حزبالله در بیروت نوشتم. حالا باید درباره خودمان تکرارش کنم. اینطور میفهمم که خدا دارد ما را برای کار بزرگی آماده میکند.)
➕️ @yaminpour
چهارشنبه بیست و هفتم اسفند
به پالایشگاه عسلویه حمله شد
و به مرحله دیگری از نبرد ورود کردیم!
وسط میدان سفید ایستاده و شعار میدهد: مرگ بر ترامپ آشغال صفت
مردم هم از ته دل جواب میدهند
هی هم تکرار میکند
آشغال صفت
صفت اشغال چه بود ؟
برایت گریه خواهم کرد اما صبح بعد از جنگ
پس از این لحظههای بیامان زخمی خونرنگ
تو را بعد از عبور دود و آتش، اشک میریزم
پس از پیروزی نور حقیقت بر شب نیرنگ
گرفتیم این زمان رو به سر دشمن فلاخن را
صبوری کن دلم، باید که اکنون سنگ باشی سنگ!
غمت را مشت کن بر قلب اهریمن بکوب آنسان
که دیگر برنخیزد «هایی» از آن طبل مرگآهنگ
غمت را نیزه کن پرتاب کن آنسان که بیوقفه
بیندازد پی تاتارها فرسنگ تا فرسنگ
تمام ابرها را دانهدانه گریه خواهم کرد
ولی وقتی گذشتیم از خم این جادهی دلتنگ
#اعظم_سعادتمند