ظاهرا مشاور رضایی و مشاور مجلس باهم دعواشون شده سر لج و لجبازی یه چیزی توییت کردن💔🤣
کسی به شدت تو
به صخره ام کوبید
و من فرو رفتم
به قعر دریاها
که قعردریاها
پر از مزار شود...
حسین صفا
حالا چند دقیقه از اعلام خبر آتش بس می گذرد.
به قاعده های مرسوم باید شادی کرد و...
اما ایران در بهت و سکوت فرو رفته
در تعجب، در بایکوتِ ذهنی
مدام چند گزاره در ذهن همه رژه می رود، صلح تحمیلی که پذیرفته نیست
و آتش بسی که اعلام شد
و صلح با قدرتی که توییت کردند
تا آماج حقارت را بر روان ما سیل شود
اجمالا در گروه های دانشگاه و دوستان را چک می کنم،
هیچکس برایش اهمیت ندارد که دیگر پدافند خاموش است یا جایی هدف قرار نگرفته
همه از تحقیر حرف می زنند از اینکه فلان الدوله غلط می کند حرفی می زند که ما را در مجامع بین الملل خار کند ما و تمدنمان را
از اینکه مردن در جنگ بهتر از زندگی در صلح کاذب است
و همه ته دلشان منتظر پیامِ یک نفر هستند تا بخواهند باور کنند یا آرام باشند
احساسات متناقضی را تجربه می کنم
با کلمه لبنان یادم می آید سوغات آتش بس برایشان، ترور سید حسن بود.
با فشار دولت، امام علی
و باز هم...
میخواهم امیدوار باشم به اینکه انتقام ترور دوازدهمین شب جنگ و حملات وحشیانه رژیم اشغالی بی خانمان در تهران و کرج گرفته می شود
داغ اینهمه دانشمند و سردار آرام می شود اما ته دلم کورسوها یک به یک خاموش می شود... دلم تمرد میخواهد، تمرد شیرودی ها برای وطن، تمردی از جنس ارتش و سپاه پاسدارن و مثلا در انتها هم سرهنگ تاجیک بیاید تا شرح ما وقع وعده صادق کند و آخ که دلم خنک شود
اعلان ایتا مثل همه ی این دوازده شبِ قبل از حمله ها #الله_اکبر می بینم
به چشمانم اعتماد ندارم.
نوشته را رها می کنم و به کانال خبری سر میزنم.
سپاه پاسداران دور جدید موشک ها را به سمت اراضی اشغالی شلیک کرد
خبر شیرین بود و کوتاه
تا اطلاع ثانوی نمیتونم با برنامه های خارجی ارتباط برقرار کنم.
جاست داخلی🤣جاست ایتا🤣
🔴هر زائر اربعین 200 هزار دینار ارز میگیرد
سخنگوی بانک مرکزی:
🔻بانک مرکزی امسال نیز با هدف تسهیل سفرهای زیارتی زائران اربعین حسینی، نسبت به عرضه ارز اربعین اقدام میکند.
🔻برنامهریزیهای لازم انجام گرفته و اطلاعرسانی درباره نحوه عرضه و فروش ارز اربعین عمدتا بصورت سامانههای برخط بانکهای عامل منتخب (هر زائر 200 هزار دینار) بزودی انجام میشود.
احتمالا یک روز از زندگی ام هم مانده باشد
قمار باز می شوم
روی میزهای قمار تاس می اندازم
منتظر میمانم که ببینم نتیجه اش چه می شود
مالباخته ام یا مال نباخته
مهم نیست
مهم لحظه ی انتظار بین پرت کردن تاس ها و توقفشان است
مهم همان هیجان لحظه های انتظار است
مخلوطی از هیجان ترس شدن ها و نشدن ها
خیالبافی های دو مسیره که بعد از توقفشان بخت اقبال است یا نا اقبال
قمار لحظه های عجیب زندگیست
حد فاصل بین روزمرگی و زیستن
فهم ارزش لحظه ها
فهم توامان اندوه و شادی
و نهایت های پوچ
نهایت همیشه هم انتهای بازی نیست، آدمیزاد برای فرار از لحظه های تکرار
دست به دامان هزاران باره قمار میشود
احتمالا شبیه اولین پیک مشروب
یا اولین شیشه
یا اولین قرص توهم زا یا هزار و یک حال خوب لحظه ای اشتباه
که وسوسه تجربه اش اعتیاد و مرگ است...
چه فرقی می کند انتهای میز چه کسی برنده است
وقتی تاس ها هر شب به دیگری واگذار میشود؟؟
درست شبیه میز این دنیا که یک روز باید زیر خودش و تاس هایش را زد و بلند شد.
همین...
روزایی که نوتیف هیچ پیامی رو گوشیت نمیاد
دقیقا شکل واقعی زندگیه
انگار که یادآوری مجددی برای اینکه ببین
تهش خودتی و خودت
همه آدم ها رهگذر ان و ثابت ترین قسمت حادثه ی زندگی، خودتی
گاهی که به مهاجرت فکر می کنم و دوری
یکی از ترسناک ترین مواجهه هام این میشه که: اگه یه روز وسط فلان کشور هیچ تماس تصویری نبود چی؟
اگه نوتیف گوشیم خالی بود چی؟
اگه نصف شب حالم بد شد و هیچکس نبود که بگه خوبی، چی؟
کی به این زیاد فکر می کردم؟
روزای دانشجوییم
یسری هفته ها عامدانه تنها میموندم وسط اتاق خوابگاه، درو قفل می کردم و کل اخر هفته رو جز برای ضروریات بیرون نمی رفتم
اون روزا تنهایی از در و دیوار اتاق می بارید و از گوشه های دلم
و صبح تا شب رو زنگ می زدم و ساعتها با خانوادم صحبت می کردم که تموم شه اون ۴۸ ساعت انفرادی اختیاری...
میخواستم به چی برسم از این پراکنده گویی؟
به اینکه خیلی از ماها هنوز آماده مواجهه با تنهایی بزرگسالانه نیستیم.
تنهایی ناگزیر زندگی که در هر مقطعی به شکل جدیدی ممکنه به ما تحمیل شه
و این هراس از تنهایی گاهی ما رو به تصمیمات اشتباه وا می داره و ادم های اشتباه
به اینکه آدمیزاد باید هر لحظه از زندگیش رو اماده این باشه که زیر پاش یهو خالی شه از آدم ها و بره تو اون چاهِ انفرادی و دور شه از هر تعلقی که باید و بتونه اون رو مدیریت کنه.
به هرحال نوتیف گوشی زندگی، همیشه هم اعلان نداره.
همین...