↩ دولت بحرین تابعیت #محمد_غلوم خواننده مذهبی را به اتهام تمجید از ایران سلب کرد!
.
📌 یک روز پس از #سلب_تابعیت دهها #شهروند_شیعه_بحرینی، رژیم آلخلیفه تیم ملی کشتی ساحلی بحرین را که به طور خاص کاملاً از کشتیگیران چچنی تشکیل شده بود، اعلام کرد.
دولت بحرین به خارجیها تابعیت میدهد در حالی که شهروندان خود را سلب تابعیت میکند!
.
پینوشت:
• بحرین خاک ایران بود که پهلوی عروسش کرد به نااهل!
اساسا #پهلوی #نااهل_پرور است...
• چهرهی چچنیها شما رو به یاد داعشیها نمیندازه؟!
➥ @saafat
32.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 پیشبینی #حاج_قاسم چند ماه قبل از شهادتشان درباره ابعاد جنگ ایران و دشمن آمریکایی-صهیونی، بستن تنگههرمز و پاسخ منطقهای ایران.
📌 اگر نفت ما بفروش نرسد، نفت دیگری هم بفروش نمیرسد! این بلوف نیست، بستن تنگههرمز برای جمهوری اسلامی است...
.
پینوشت:
امروز مشخص میشود که آن قمارباز کودککش برای فرار از چه مهلکهای #عزیزِ_ایران را گرفت!
اما امروز، خون حاج قاسم او را در همان مهلکه غرق کرد...
#شهید_سلیمانی خطرناکتر از قاسم سلیمانی است، #شهید_خامنه_ای به مراتب خطرناکتر...
➥ @saafat
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
↩ یک شهروند آمریکایی:
خوشحالم که داریم در این جنگ شکست میخوریم!
ایران حتی قصد آزار ما را ندارد؛ آنها فقط به فکر مردم خودشان و مقابله با دولت احمق ما هستند.
➥ @saafat
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از عمار۱۱۰
🔴 #یادداشت_تحلیلی | عبور از دوگانهی «حماقت» و «خیانت»؛ نقدی بر بنبستهای خودساخته در تحلیل امنیت ملی
🔻در بزنگاههای تاریخی، خطرناکترین عارضه برای یک ملت، فروغلتیدن در «دوگانههای کاذب» است؛ دوگانههایی که توسط دو طیف، با نیتهای متفاوت اما با نتایجی یکسان، به ذهن جامعه پمپاژ میشود و راه سوم، یعنی مسیر «عقلانیت انقلابی»، را مسدود میکند. امروز، ما در میان دو لبه یک قیچی خطرناک گرفتار شدهایم:
لبهی «تقدیس میدان و انکار دیپلماسی» و لبهی «تقدیس دیپلماسی و تحقیر میدان». هر دو لبه، به یک اندازه امنیت و منافع ملی را تهدید میکنند.
نقد جریان اول: رمانتیسم انقلابی و فلج کردن قدرت ملی
یک جریان، با صدایی بلند و نیتی ظاهراً خالص، هرگونه مذاکره و استفاده از ابزار دیپلماسی را با برچسبهایی چون «سازش»، «وادادگی» و «خیانت به آرمان شهدا» تخطئه میکند. این نگاه، علیرغم ظاهر انقلابیاش، در سه حوزه دچار «اختلال محاسباتی» عمیق است:
1. نشناختن ماهیت قدرت: این جریان درک نمیکند که «میدان» (قدرت نظامی، منطقهای، موشکی) یک «دارایی استراتژیک» است، نه یک «هدف نهایی». قدرت نظامی تولید میشود تا در بزنگاه لازم، به «امتیاز سیاسی» تبدیل شود. اگر قرار باشد این قدرت هرگز در میز مذاکره برای تثبیت منافع ملی «نقد» نشود، عملاً به یک ابزار زینتی و یک نمایش پرهزینه تبدیل شده است. این مانند ساختن یک سد پر از آب است که هرگز دریچههای آن را برای تولید برق و آبیاری باز نکنیم.
2. فلجسازی ابزاری نظام: یک قدرت هوشمند، از تمام ابزارهای خود بهصورت هماهنگ استفاده میکند. حذف دیپلماسی از جعبهابزار سیاست خارجی، مانند این است که یک جراح تصمیم بگیرد فقط از چکش استفاده کند و تیغ جراحی را کنار بگذارد. این کار، انتخابهای نظام را محدود و رفتار آن را برای دشمن قابل پیشبینی میکند و این یعنی مرگ استراتژی.
3. بیاحترامی به خود میدان: بزرگترین توهین به مجاهدتهای میدان این است که دستاوردهای آن را در عرصه سیاسی تثبیت نکنیم. خون شهید و قدرت بازدارندگی برای این نیست که صرفاً در رژهها به نمایش درآید؛ برای این است که دیپلمات ما با پشتوانه آن، روی میز مذاکره، حقوق ملت را بدون شلیک حتی یک گلوله بیشتر، بازستاند.
نقد جریان دوم: دیپلماسی ذلیلانه و حراج کردن قدرت ملی
در نقطه مقابل، جریانی قرار دارد که دیپلماسی را نه یک «ابزار» در کنار سایر ابزارها، بلکه یک «اصالت» و هدف غایی میبیند. این نگاه که متأسفانه در دورههایی تجربه تلخ آن را چشیدهایم، دچار خطاهای راهبردی مرگبارتری است:
1. مذاکره برای مذاکره: این تفکر، نفس نشستن پشت میز با دشمن را یک دستاورد میداند و برای رسیدن به آن، حاضر است اهرمهای قدرت ملی را نادیده گرفته یا حتی تضعیف کند. دیپلمات این جریان، به جای آنکه نماینده قدرت میدان باشد، وکیل مدافع دشمن در داخل میشود تا میدان را برای پیشبرد مذاکرات «آرام» کند.
2. جدایی میان میدان و دیپلماسی: فاجعه زمانی رخ میدهد که دیپلمات، قدرت میدان را نه یک پشتوانه، بلکه یک «مزاحم» برای روند دیپلماسی تلقی کند. این تفکیک، دقیقاً همان چیزی است که دشمن آرزویش را دارد. دیپلماتی که از قدرت نظامی کشورش بیخبر باشد یا به آن باور نداشته باشد، در بهترین حالت یک «توریست سیاسی» است، نه یک مذاکرهکننده.
3. اعتماد به دشمن و غفلت از توان خودی: این جریان، به لبخند دیپلماتیک دشمن بیش از غرش موشکهای خودی اعتماد میکند. این «خوشبینی ابلهانه» که ریشه در عدم خودباوری دارد، منجر به «مذاکرات ذلیلانه» میشود؛ مذاکراتی که در آن، داراییهای نقد و استراتژیک کشور در برابر وعدههای نسیه و قابل نقض دشمن، حراج میشود.
راه سوم: پیوند «اقتدار» و «دیپلماسی»
مسیر صحیح، نه حذف دیپلماسی است و نه تحقیر میدان. راه سوم، درک پیوند ارگانیک و جداییناپذیر این دو است.
در این دکترین:
دیپلمات، زبان گویای قدرت میدان است. او برای چانهزنی نمیرود، بلکه برای اعلام شرایطی میرود که میدان آن را به دشمن تحمیل کرده است.
میدان، ضامن اجرای تعهداتی است که در دیپلماسی به دست میآید. هر توافقی که پشتوانه سخت نداشته باشد، صرفاً یک تکه کاغذ است.
هدف مذاکره، «کاهش هزینه» برای رسیدن به اهداف ملی است، نه «عقبنشینی» از آن اهداف.
قلم دیپلمات باید با جوهر قدرت میدان بنویسد. هر صدایی که بخواهد این قلم را بشکند (جریان اول) یا جوهر آن را بخشکاند (جریان دوم)، در نهایت یک هدف را دنبال میکند: تضعیف ایران. عقلانیت انقلابی حکم میکند که از هر دو ابزار، در جای خود، با قدرت و هوشمندی استفاده کنیم.
✍ #سپاهی
🌸 #عمار۱۱۰: کانال برادر #سلطانزاده
🟢 ـــــــــــ❅🌿🌿🌿❅ــــــــــــــ
🔻 پاتوق #نخبگانی در ایتا 👇
🆔 |➺ @ammar110
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
↩ سخنان مولوی افغانستانی درباره #امام_شهید
.
پینوشت:
مقامات طالبان و شخصیتهای برجسته افغانستانی، همگی از ایران حمایت کردند و خود را مرید رهبری شهید میدانند.
اما تا قبل از این، دشمن تلاش میکرد آنها را غیرمتمدن و وحشی معرفی کرده و به جهت ارتباط با آنها، نگاه مردم نسبت به دولت و مسئولان را تخریب کند!
➥ @saafat