صـٰابرین .
-
به آغوش بگیر مردی رو که
در نبودت منو در آغوش گرفت .
اون جای ِ تو بغلم کرد ،
حالا تو جای من بغلش کن .
کاری ندارم ولی من حتی تو آینه وقتی به چشمام نگاه میکنم ، چشمای ِ تورو میبینم . هنوزم ته قلبم یه چی داد میزنه که تو هستی .
گریه هم که میکنم همش صدات تو گوشم میپیچه : گریه نکن .. مگه من مردم.. .
نمیدونم چجوری ..
زود برگرد خونه فقط.
شماامامرضایِمایی .
همونآدممهربونوامنِزندگی ..
یعنیمیگیتوپناهِآدماشدنفرقمیزاریسلطان ؟