eitaa logo
- سـایه‌نـویـسِ‌شب 𓏲 ࣪₊
136 دنبال‌کننده
177 عکس
51 ویدیو
0 فایل
-به نامِ تنها خالقِ من🌟𓏲 روایتِ آنچه در دل‌ها پنهان است و در کلام جاری می‌شود . . :) کپی؟ فوروارد کن ᥫ᭡ به کنج کوچیک من خوش اومدی:))
مشاهده در ایتا
دانلود
این حرف ها قلبم را به درد می‌آورد
نمی‌توانم گذشته خود را بگویم چون آنها فقط الان مرا می‌بینند
چرا که نمی‌توانم به همه تعریف کنم که چه شد چرا این اتفاق ها افتاد
آیا آنها سال ها گریه های مرا دیده اند؟ شب هایی که دیگر گریه نبود چشمانم پر از خون شده بودند_
اما دریغ از اینکه زمانی، حساساتش از گرمای خورشید هم گرم‌تر بود.
او بی احساس نبود فقط شکسته شده بود_
به هزاران هزاران تیکه_
نتوانست تیکه هارا به هم وصل کند و بعد فقط بیخیال همه چی شد_
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
- سـایه‌نـویـسِ‌شب 𓏲 ࣪₊
_
نوشته شده در زمستان سال قبل زمستان دوباره فرا رسید~ و باز هم دلتنگی من آغاز شد... در آن روز های سرد بی روح قلب من پر از گرمای آتش بود گرمای آتشی که تو در وجودم روشن کرده بودی هر ماه هر هفته هر ساعت هر دقیقه در انتظار یک پیام بودم انگار از در پیچیده بودم جای یک تیکه قلبم خالی بود و آن تو بودی... حالا هرسال زمستان بدون تو طی میشود))