eitaa logo
- سـایه‌نـویـسِ‌شب 𓏲 ࣪₊
131 دنبال‌کننده
184 عکس
55 ویدیو
0 فایل
-به نامِ تنها خالقِ من🌟𓏲 روایتِ آنچه در دل‌ها پنهان است و در کلام جاری می‌شود . . :) کپی؟ فوروارد کن ᥫ᭡ به کنج کوچیک من خوش اومدی:))
مشاهده در ایتا
دانلود
نقاب‌هایمان را تکه‌تکه کندیم. بدون گفته‌یی. خون از گونه‌ها و پیشانیِ برهنه شده‌مان می‌ریخت. با وجود دردی که نفس‌مان را بریده بود و ناله‌مان را در آورده بود،لبخند همیشگی‌مان عاقبت ناپدید شد و پس از چند ساعت، چهره‌ی پیشینمان ظاهر گشت. آن‌گاه لب‌هایمان به هم پیوستند.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«عصر که می‌شود و خستگیِ روز سنگینی می‌کند، گرمایِ فنجانِ قهوه در دست‌هایم، زمان را متوقف می‌کند. عطرِ قهوه در فضا می‌پیچد و طعمِ تردِ کوکی، تلخیِ روز را می‌گیرد. در این لحظه‌یِ کوتاه، خبری از هیاهویِ بیرون نیست. فقط من هستم، یک فنجان قهوه، و فرصتی برایِ یک وقفه، قبل از آنکه دوباره به میانِ افکارم برگردم.»
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«بعضی از آدم‌ها توی سرم تبدیل به یک فکر وسواس گونه می‌شن. نمی‌خوام اینطور باشه اما یهو به خودم میام و می‌بینم‌ که بازم تمام ذهنم پر شده از فکر کردن به امروز و دیروز، به گذشته رها شده و آینده نامعلوم، به انتخاب‌های سختگیرانه‌ اما حداقل بجا. بیزارم وقتی می‌بینم آدم‌هایی که پشت سرم رهاشون کردم گاهی تبدیل به چاله‌های گِل می‌شن تا یهو پام به درونش بلغزه و تمام لباس روحمو آلوده به خودش کنه.»
ولی کسایی که بهم نامه میدن>>>>