eitaa logo
- سـایه‌نـویـسِ‌شب 𓏲 ࣪₊
136 دنبال‌کننده
178 عکس
52 ویدیو
0 فایل
-به نامِ تنها خالقِ من🌟𓏲 روایتِ آنچه در دل‌ها پنهان است و در کلام جاری می‌شود . . :) کپی؟ فوروارد کن ᥫ᭡ به کنج کوچیک من خوش اومدی:))
مشاهده در ایتا
دانلود
من اون شب برات گریه نکردم ولی به جاش ؛ جایی دیر میرسیدم گریه میکردم.. هر وقت بهم بی توجهی میشد گریه میکردم.. ظرف از دستم میوفتاد گریه میکردم.. هر وقت اسمت رو میدیم گریه میکردم :) ..
یک کاغذ بود، اما… اما قلبم را به آغوش می‌کشید. همان کاغذهای ساده، پناهگاهِ امنِ من بودند؛ وقت‌هایی که هیچ‌کس حوصله‌ی شنیدنِ کلماتم را نداشت، فقط کاغذ بود که با تمامِ بی‌زبانی‌اش، مرا در آغوش می‌گرفت. ساعت‌ها می‌نوشتم و می‌گریستم، در حالی که هیچ‌کس نمی‌دید روحم چگونه در سکوت، تکه‌تکه می‌شود. من برای کمک، سراغ کسی نرفتم؛ فقط نوشتم تا شاید در میانِ جوهر و کاغذ، آرام بگیرم. انگار او، تنها هم‌دردِ من شده بود…»