9.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊 رضا رویگری و سرود انقلابی ماندگار «ایران ایران» را محکوم میکنند، که کدام بهار، کدام فردا..
دشمنان ما کورند و این همه پیشرفتهای ایران پس از انقلاب را نمی بینند 👆
آنقدر نداشته هایمان را به رخ میکشند که این همه موفقیت درخشان را نبینیم👆
ببینید و پخش کنید👆 فردا که بهار آید👆 🇮🇷
#پهلوی #شاه #رضاشاه #محمدرضاشاه #رضاپهلوی #شاهزاده #شاخزاده #فرح_پهلوی #ایران #آریایی #دیکتاتور
#سلطنت_طلب #برانداز #طنز #بی_بی_سی #منوتو #چی_بودیم_چی_شدیم #دهه_فجر #جشنواره_فجر #انقلاب #جمهوری_اسلامی #خمینی #امام_خمینی
🛑 این تصاویر کاملا واقعیه و این جماعت در سیرک دادگاه انگلیسی آبان در حال نمایش و شهادت علیه ایران هستن 🤦♂🤦♂🤣🤣 😂😂
خدایا شکرت که دشمنان ایران و جمهوری اسلامی از احمق ها هستند 😄
#احمق_های_درجه_سه
#موجودات_معیوب_المغز
#پادوهای_پارسی_زبان_وابسته
16.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کی می دونست که چند سال پیش ایران بزرگ ترین کازینو دنیا رو که متعلف به شلدون ادلسون صهیونیست هک کرده و به خاطر تهدیدی که علیه ایران کرده بودگفته بود یک بمی اتم در کویر لوت ایران منفجر کنید حدود 40 میلیون دلار خسارت زده بهشون!؟ ابعاد صدمات این اتفاق رو خیلی تلاش کرده بودن مخفی کنن ولی در نهایت اخیرا در فیلم The Perfect Weapon با استناد به گزارش CNN جزئیات ماجرا بازگو شد. دیدن این هشت دقیقه رو پیشنهاد می کنم.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⛔️❗️⛔️❗️⛔️❗️✅✅✅💯
🔰 اگر کسی این حدیت رو بشنود تا آخر عمر
#نمازش اول وقت را ترک نخواهد کرد
شهود ۲۶۵۶۶۷۷ و ۲۶۵۶۶۷۸ دادگاه مسیح پولینژاد اعلام کردند ۶۳ میلیون نفر در آبان کشته شدند.
#اپوزیسیون_احمق
"علی مختارزاده🇮🇷"
✅خاطرهی جالب یک شاعر از آیتالله صافی گلپایگانی
حامد عسگری، شاعر و نویسنده موفق معاصر نوشت:
👈بچهها را گذاشته بودم آمل پیش اقوام مادری همسر و توی مسیر برگشت بودم. ساعت حدود ۱۱ شب بود. مصرع اول شروع کرد جوانهزدن. یک هفته تا #غدیر مانده بود و طبق نذر هرساله باید برای بزرگترین جشن زندگیمان کاری میکردم. مصرع اول جوانه زده بود و من پشت فرمان شروع کردم به زمزمهاش. پیچ و خم هراز را در آن خلوت شب کلاچ دنده میکردم و شیشه را داده بودم پایین و باد موهای ساعد دستم را به بازی گرفته بود. نمیشد، نمیآمد. من از آن آدمها هستم که فقط با مغزم میتوانم همزمان یک کار را بکنم. مثلاً وقتی محو فوتبالم بغل دستم آدم هم سر ببرند متوجه نمیشوم. خلاصه که روی شانه بغل جاده جایی که خطری متوجهم نبود زدم بغل. مقداری یال کوه را بالا رفتم و نشستم به نوشتناش. یک غزل #مثنوی بود که وزیدن گرفته بود و بیت بیت میآمد و توی نت گوشیام مینوشتمش. بعد رو به قبله ایستادم و انگار توی تالار وحدت پشت میکروفنام با تمام وجودم شروع کردم به خواندن. یک ساعتی این پروسه نوشتن و سرودن و خواندن طول کشید. بعدش که شعر را برای مولا توی کوهستان خواندم گفتم من همین قدر بلد بودم. میگذارمش کنار بعد دوباره میآیم سراغش اگر عیب و ایرادی داشت به دلم بندازید اصلاح کنم یا حذف و اضافه کنم. گوشی را گذاشتم جیبم و شروع کردم به شنیدن صدای همان شعری که گفته بودم و ضبط کردهبودم توی ماشین. چندبار شنیدمش، هم به فضای موسیقاییاش مسلط شوم هم حفظش کنم که جایی دعوت شدم بتوانم از حفظ بخوانم.
🔷غدیر آمد، یکی دو جا دعوت شدم برای شعرخوانی، یک نسخهاش را پرینت گرفته بودم احتیاطی همراهم باشد، توی باغ کتاب اتوبان حقانی شعر را خواندم و بعد از جلسه عزیز بزرگواری آمد و گفت نسخهای از شعرتان را دارید به من بدهید، برای پدربزرگم میخواهم. شعر را دادم و سه روز بعد تلفنم زنگ خورد. پیششماره قم بود. گفت: آقای عسکری؟ گفتم جانم! گفت #حامد_عسکری؟ گفتم بله خودم هستم، گفت از دفتر #آیت_الله_گلپایگانی زنگ میزنم. گفتم در خدمتم امر بفرمایید. گفت گوشی با حضرت آیتا... صحبت کنید. گفتم کی؟ گفت آیتا...صافی دیگر. ناخودآگاه از جایم بلند شدم، سینهام را صاف کردم. صدایی نحیف و نازک و مهربان گفت: الو سلام آقا جانم، صافی گلپایگانی هستم. صدای پمپاژ خون توی شاهرگهای حوالی گوشم اجازه نمیداد صدایش را واضح بشنوم. گفتم خیلی ممنون. خوبم. شما خوبید؟ در خدمتم. گفت زنگ زدهام برای این شعرت که برای حضرت علی و غدیر گفتهای از تو تشکر کنم. خیلی عالی است، یک هدیه هم پیش من دارید میگویم به دستتان برسانند. شوکه بودم، کلمه پیدا نمیکردم حرف بزنم با تته پته پرسیدم گفتم کجا شنیدید شما؟ گفت نوهام برایم آورده، شستم خبردار شد آن عزیزی که شعر را گرفته نوه آقا بوده است.
🔶خبر ارتحالشان را که شنیدم دوباره آن صدا توی گوشم پیچید. همان مهربانی و تواضع، اینکه مرجع تقلید جهان تشیع که میلیونها مقلد دارد بگوید زنگ بزنید به فلانی بابت شعرش از او تشکر کنم خیلی آدم عجیبی باید باشد. راستش از دست دادن آدمهای این شکلی جهان را بدمزه میکند ولی من غمگین نشدم. لبخند زدم. از آن لبخندهایی که چانهات میلرزد و بغض میکنی. مردی با آن عظمت و تواضع به خدا رسیده و بعد از صد و خردهای سال به مامن اصلیاش برگشت. او رفت و ما بیچاره شدیم.
┈┈••✾❀🌸❀✾••┈┈
#ارسالی_مخاطبین
#خاطره_ارسالی
*┅═✧❁﷽❁✧═┅*
در مسجدی سخنرانی داشتم، بعدش سوار موتورم شدم و داخل بلوار میرفتم. بلــواری بزرگ و چهار بانده.
یهو صحنه ای دیدم که گرچه بسیار تأسف خوردم اما چون محله بالاشهر بود خودمو راضی کردم که بالاخره پیش میاد
دیگه.
دو تا خانم جوان با یه دختر کوچیک نشسته بودن صندلیهای عقبِ یه ماشینِ سواری که بهش
می خورد آژانس
باشه، راننده هم پسـری جوان.
هر دو روسری رو کامل انداخته بودن دور گردنشون و پنجره های عقب هم کاملا کشیده
بودن پایین!
مثل اینکه کسی عمدا بخواد #حرمت_شکنی کنـه!😔
با خودم گفتم: خدایا! من با لباس روحانیت، الان چه کاری ازم برمیـاد آخه؟!
یاد روش #تهدید یا ترساندن از عاقبت
کارشون افتادم
💥 اگه در خیابونی یکطرفه، جلوی ماشینی رو بگیری و بگی چرا خلاف میای؟!
بعضیاشون ناراحت که چه عرض کنم، طلبکارم میشن ازت.
اما اگه جلوشون وایستی و بهشون بگی: تَه خیابون پلیس ایستاده و داره یکی یکی
اونایی که خلاف میان رو جریمه میکنه... کُلی هم تشکر میکنه و شایدم بابت خلافش عذرخواهی کنه😏
👈 بنابراین خیلی وقتا ترسوندن خوبه، البته باید مراقب باشیم که حرف بی خود نزنیــم و اسراف نشــه
خلاصه یهو به ذهنم خورد که چهن کنم.
سرعت موتور رو زیاد کردم تا برسم کنار پنجره ماشینی که اون خانوما توش بودن.
تا رسیدم کنار پنجره، با #لحن_خوب اما محکم گفتم:
«اگه کسی اینطوری ازتون فیلم بگیره جریمه نقدی میشید،
#خلاف_قانونه، نگید به ما نگفتن»
گفتم و سرعت رو کم کردم و فاصله ام زیاد شد.
با گوشه چشــم، دیدم برگشتن با یه لبخندی از پشت شیشه منو دید زدن، منم مثلا حواسم رو به طرف دیگه ای پرت کرده بودم و تو لاین کنار جاده داشتم می رفتم.
وقتی دید زدنشون تموم شد برگشتن و هر دوشون روسری هاشون رو
کامل کشیدند روی سرشون.
از این اتفاق خوشحال شدم، هر چند اگر هم کوتاه بوده باشه.😌
گفتم حالا وقتشه با یک کلمه
#تقویتش کنم.
گاز رو گرفتم و خودمو رسوندم کنار پنجره ای که هنوز باز بود، سرم رو بردم سمت پنجره و محکم و
سنگین گفتم: #تشکر.
همین طور که فاصله می گرفتم، صدای یکی شون اومد گفت: چاکریم حاجی
دیگه برنگشتم و ازشون دور شدم تا #حرمت_اسلام به ویژه مسلمین حفظ بشه😊
*┅═✧❁﷽❁✧═┅*
#بی_تفاوت_نباشیم
#امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر