گفتند :این شهید را برگردانید، پدرش راضی به شهادت او نیست و در مقام بهشتی او تاثیر دارد او را برگردانید تا با رضایت پدرش برگردد. تا این حرف را زدند، ملائک آسمان ششم گفتند چشم ... ♥️
یکباره روح به جسم من برگشت تمام بدنم درد میکرد. من را در میان شهدا قرار داده بودند.🍁 اما یک نفر متوجه زندهبودن من شد و مرا به بیمارستان منتقل کردند و از آنجا راهی اصفهان شدیم. حالا هم فقط یک کار دارم، من بهشت و جایگاه بهشتی خودم را دیدم. حتی یک لحظه هم نمی توانم دنیا را تحمل کنم فقط آمدهام رضایت پدرم را جلب کنم و برگردم. او میگفت و من مات و متحیر گوش میکردم.🍃
روز بعد پدرش حاج عبدالخالق به ملاقات او آمد، پیرمردی بسیار نورانی و معنوی، میخواستم ببینم ماجرا چه می شود وقتی پدر و پسر خلوت کردند ، شنیدم که محمدحسن گفت: پدر شما راضی به شهادت من نیستی؟ پدر خیلی قاطع گفت: خیر.☘
محمد حسن گفت: مگه من چه فرقی با برادرهایم دارم. آنها الان در بهشت هستند و من اینجا.
پدر گفت: اون ها شاید اسیر باشند و برگردند اما مهم این است که آنها مجرد بودند و تو زن و بچه داری من در این سن نمی توانم فرزندان کوچک تو را سرپرستی کنم. از اینجا به بعد رو متوجه نشدم که محمدحسن برای پدرش چه گفت، اما ساعتی بعد وقتی پدرش بیرون رفت و من وارد اتاق شدم محمد حسن خیلی خوشحال بود. گفتم چه شده گفت: پدرم راضی شد. انشاالله می روم آنجایی که باید بروم. من برخی شبها توی بیمارستان کنارش می نشستم برای من از بهشت می گفت، از همان جایی که برای چند لحظه مشاهده کرده بود، می گفت: با هیچ چیزی در این دنیا نمی توانم آنجا را مقایسه کنم. زخمهایش روز به روز بهتر میشد، دو سه ماه بعد ، از بیمارستان مرخص شد شنیدم بلافاصله راهی جبهه شده.🌸
چند روزی از اعزام نگذشته بود که برای سر زدن به خانواده راهی شهرضا شدم، رفقایم گفتن امروز مراسم تشییع شهید داریم. پرسیدم کی شهید شده؟
گفتند: محمد حسن کاظمینی. جا خوردم و گفتم این که یک هفته نیست راهی جبهه شده! به محل تشییع شهدا رفتم. درب تابوت را باز کردم. محمد حسن، نورانی تر از همیشه گویی آرام خوابیده بود. یکی از رفقا به من گفت: بلند شو که پدرش داره میاد. دوست من گفت: خدا به داد ما برسه ممکنه حاجی سر همه ما داد بزنه. دو تا پسرش مفقود شده و سومی هم شهید شد. من گوشه ای ایستادم. پدر بالای سر تابوت پسر آمد و با پسرش کمی صحبت کرد ، بعد گفت: پسرم بهشت گوارای وجودت. دو سال بعد جنگ تمام شد و اُسرای ایرانی آمدند اما اثری از برادران محمد حسن نبود. با شروع تفحص پیکر دو برادر محمد حسن هم پیدا شد و برگشت، و در کنار برادرشان و در جوار مزار حاج ابراهیم همت در گلزار شهدای شهرضا آرام گرفتند...🌿💛
🔺شهدا را با ذکر صلواتی یاد کنیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
❤ امام صادق(ع) فرمودند:
✨هر کسی زیارت عاشورا بخواند شب اول قبرش امام حسینﷺ به دیدار و ملاقات او خواهد آمد.✨
📚 کامل الزیارات، ص ۷٩
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌴🌷📹🎼 یکی از زیباترین کلیپایی که در موردِ یاد آوریِ خاطراتِ جبهه و جنگ هستش.
🍃🌻🌷اشکهای بهشتی و ذوق معنویتون ذخیره خوبیه برا دو دنیاتون ؛ الهی قبول باشه.
🍃🍀لطفا ضمن گوش دادن به آوای زیبای کلیپ؛ متن های کلیپ رو با دقت بخونین تا حال دلتون بهتر شه.
🌸رعد و برق
یک شب که تو منطقه عملیاتی سمت کردستان بودیم دشمن شروع کرد و با گلوله توپ سمت ما رو می زد که یک گلوله هم خورد پشت سنگر ما.تو این مواقع دیوارها و سقف سنگر می لرزید و گرد و خاک سنگر همه جا را فرا گرفت.بچه ها هر کدوم به یک طرف فرار می کردند که پناه بگیرند.
یکی از بچه ها که اسمش اکبر بود خوابیده بودهیجان زده بلند شد و گفت:صدای چی بود؟
گفتم: بلند شو توپ بود،توپ می زنند،توقع داشتی چی باشه؟
راحت سر جایش خوابید و گفت: ای بابا فکر کردم رعد و برق بود.چون من از رعد و برق می ترسم 😜😁
🌸اسیر عراقی
فکر می کردیم خیلی عربی بلده.
آن روز اسیر گرفته بود. تفنگ را گرفته بود رو به طرف، با دست دیگر اشاره می کرد بیا به سمت من. هم زمان سر بیچاره داد می زد:«قف!» {= ایست}
اسیر عراقی هم معطل مانده بود که بیاید یا بایستد 😜😂😂
🌸اسیر گرفته
.... بی سيم ميزنه،ميگه:من 5000 عراقی دستگیر کردم بیایید
ميگن: خودت بيار.
ميگه : نه شما بياين !
اينا نميذارن من بیام😂😂
🌸کولر
اوایل جنگ بود، زن به شوهرش میگه باید بری کولر بخری
میره تعاونی بهش میگن جبهه رفتی
طرف میره جبهه اسیر میشه بهش میگن چه پیامی برای خانوادت داری؟
میگه: فقط به گل نسا بگید دلت خنک شد
🍀 کرامت وبزرگی سوره اخلاص🍀
❣امام صادق (علیه السلام)می فرماید:
❣هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بر بدن سعد بن معاذ نماز میت می خواند، نود هزار فرشته به نمازش حاضر شدند که حضرت جبرئیل هم میان آنها بود.بعد از نماز پیغمبر ازجبرئیل سوال کرد:به چه علت شما بر نماز سعد حاضر شدید وبر بدن او نماز خواندید؟
🌸جبرئیل عرض کرد:بخاطر آنکه سعد در همه حالات چه در راه رفتن و نشستن و خوابیدن وایستادن ،وچه در حالت سواره یا پیاده دائما((سوره قل هوالله احد))را تلاوت می کرد،به خاطر همین کار او خدای متعال به ما فرمود در تشیع اوشرکت کرده و بر بدنش نماز بخوانیم.
🌹منبع: ارشاد القلوب،ج1،ص194
🔴 مجمع حافظان قرآن کریم کاشمر برگزار میکند 🔴
✨ مسابقه عظیم فرهنگی «شعور عاشورایی» ✨
❇️ جوایز ارزندهی #نقدی این مسابقه:
🎁 ۴۰ کارت هدیه پانصد هزار تومانی برای نفرات برتر
🎁 ۱۰ کارت هدیه ۱۵۰ هزار تومانی به قیدقرعه به کسانی که بیش از نیمی از نمره آزمون را کسب کنند
📆 تاریخ برگزاری #مسابقه: ۲۳ مهر ماه
#فرایندی_کاملا_رایگان
🌐 ثبتنام در مسابقه، دسترسی به مجموعهی پیامهای مکتب عاشورا و عضویت در کانال اطلاعرسانی:
🆔 zil.ink/ashoora_test
29.14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آقامیری، شیعه یا سنی؟!
⭕️ پاسخ حجت الاسلام دکتر محمدرضا #جباری به سخنان شبههآلود و ضد شیعی آقامیری