5.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایتی بسیار شنیدنی از یک سرباز بعثی عراق
شهدای ایرانی مستجاب الدعوه هستن
پیشنهاد دانلود👌👌
#دفاع_مقدس
#نشستهای_بصیرتی
#ما_ملت_امام_حسینیم
13.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آسیب های پیام رسان واتساپ
واتساپ یک برنامه پیامرسانی فوری برای تلفنهای هوشمند است. این برنامه توسط شرکت سهامی واتساَپ ساخته شدهاست. مؤسس شرکت و سازنده این برنامه یان کوم است.
💡💡💡
با پشت پرده ✡ واتس اپ آشنا شوید
😊 #شوخ_طبعی
🔺اردوگاه پر شده بود از خبرنگاران خارجی. بچهها مجبور بودند در حضور افسران عراقی مصاحبه کنند ...
🔹 میکروفون را گرفتند جلوی یکی از اسرا. افسر عراقی پرسید:
➖پسر جان اسمت چیه؟
─ عباس
➖ اسم پدرت چیه:
─ مش عباس
➖ اهل کجایی:
─ بندر عباس
➖ کجا اسیر شدی:
─ دشت عباس
🔸افسر عراقی که فهمید پسر او را دست انداخته، با لگد به ساق پایش کوبید و داد زد:
➖ دروغ میگی!
⭕️ اسیرِ جوان در حالی که خندهاش گرفته بود گفت :
─ نه به حضرت عباس! 😂
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
زمانی میتوانیم به دیدار امام زمان(عج)نائل شویم که اینگونه عاشق ایشان باشیم
#اللهم_عجل_لوليك_الفرج
" زهرا"
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی یه #ماچ باعث شیعه شدن شد !
مهربون باشیم ...
#استاد_رائفیپور
"نیشگون"
34.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیان خاطره شهادت برادرانش😭😭
شادی روح شهداء #صلوات
🌹صدرا🌹
🔻امام خمینی: اگر به واسطه سوء مدیریت شما به اسلام و مسلمین ضرری واقع شود و خود میدانید و به تصدی ادامه میدهید، مرتکب گناه عظیمی شدهاید ۲۲بهمن۱۳۶۳
#گشایش_اقتصادی
#سرطان_اصلاحات
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حجـــ🌹ـــاب یعنی: 👌 ⇦ همینـ دقٺ در برخــورد ها ‼️
⇦ ڪه آلـوده نشــوۍ و آلـوده نســازۍ 💠
⇦ ڪه اسیر نشــوۍ و اسیر ننمـایۍ 💛 ⇦ ڪه پــاڪ بمــــانۍ . ♡اصلاً دفاع از چــادُر؛
#من_حیا_را_دوست_دارم
🌹صدرا🌹
🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃🌼🍃
در منطقه المهدی در همان روزهای اول جنگ،پنج جوان به گروه ما ملحق شدند.
آنها از یک روستا با هم به جبهه آماده بودند.چند روزی گذشت.دیدم اینها اهل نماز نیستند!☹️
تا اینکه یک روز با آنها صحبت کردم.بندگان خدا آدم های خیلی ساده ای بودند...🙂
آنها نه سواد داشتند نه نماز بلد بودند.فقط به خاطر علاقه به امام آماده بودند جبهه...☺️
از طرفی خودشان هم دوست داشتند که نماز را یاد بگیرند.😍
من هم بعد از یاد دادن وضو،یکی از بچه ها را صدا زدم وگفتم:
این آقا پیش نماز شما،هر کاری کرد شما هم انجام بدید.
من هم کنار شما می ایستم و بلند بلند ذکرهای نماز را تکرار می کنم🗣 تا یاد بگیرید.
ابراهیم به اینجا که رسید دیگر نمی توانست جلوی خنده اش را بگیرد.😂چند دقیقه بعد ادامه داد:
در رکعت اول وسط خواندن حمد،امام جماعت شروع کرد سرش را خاراندن،یکدفعه دیدم آن پنج نفر شروع کردند به خاراندن سر!!😆
خیلی خنده ام گرفته بود اما خودم را کنترل می کردم.
اما در سجده وقتی امام جماعت بلند شد مُهر به پیشانیش چسبیده بود و افتاد.
پیش نماز به سمت چپ خم شد که مهرش را بردارد.
یکدفعه دیدم همه آنها به سمت چپ خم شدند و دستشان را دراز کردند.
اینجا بود که دیگر نتوانستم تحمل کنم و زدم زیر خنده!😂😂😂😂