ثروت واقعی
چوپانی به عالِمی که در صحرا تشنه بود، کاسهای شیر داد. سپس رفت و بزی برای او آورد و ذبح کرد.
عالِم از سخاوت این چوپان که تعداد کمی بز داشت در حیرت شد.
پرسید: چرا چنین سخاوت میکنی؟
چوپان گفت: روزی با پدرم به خانهی مرد ثروتمندی رفتیم.
از ثروتِ او حسرت خوردم و آرزوی ثروت او را کردم.
آن مرد ثروتمند لقمهی نانی به ما داد.
پدرم گفت: در حسرت ثروت او نباش هر چه دارد و حتی خود او را، روزی زمین به خود خواهد بلعید و او فقط مالک این لقمهی نان بود که توانست به ما ببخشد و از نابودی نجاتش دهد. بدان ثروت واقعی یک مرد آن است که میتواند ببخشد و با این ببخش این ثروت را با خود از این دنیا به آن دنیا می فرستد.
چوپان در این سخنان بود و بز را برای طبخ حاضر میکرد که سیلی از درّه روان شد و گوسفندان را با خود برد.
چوپان گفت: خدایا! شکرت که چیزی از این سیلاب مرا مالک کردی که بخشیدم و برای اخرتم فرستادم.
عالِم که در سخن چوپان حیران مانده بود گفت: از تو چیزی یاد گرفتم که از هیچکس نیاموخته بودم مرا ثروت زیاد است که ده برابر آنچه این سیلاب از تو ربوده است احشام خریده و به تو هدیه خواهم کرد.
چوپان گفت: بر من به اندازهی بُز هایم که سیلاب برد احسان کن.
که اگر بیش از آن به من ببخشی ترس دارم که، دستِ احسان مرا با این احسان خود بخاطر تیزشدن چاقوی طمعام بریده باشی.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم
فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ
ثُمَّ أَدْبَر يَسْعَىٰ
فَحَشرَ فَنَادَىٰ
فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ
إِنَّ في ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ
#فرعون
#ترامپ
#بایدن
#افول_آمریکا
"محمد باقر قالیباف"
29.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬کلیپ
ماجرای واقعی ملاقات یک روستایی با
امام زمان عج
و تنها درخواست امام زمان(عج) از شیعه
صاحب العصر(عج)
حتما ببینید.
التماس دعای فرج
🌹صدرا🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بـرگ درختـان سبـز
در نظـر هوشیـار
هر ورقش دفتری است
معرفـت کردگـار . . .!
🌹صدرا🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 پیش بینی بزرگ #سیدحسن_نصرالله بعد از ترور سردار سلیمانی:
❌ ترامپ و تیمش خواهند فهمید کاری انجام دادند که هم منطقه را باختند و هم #انتخابات را
❌ اگر ترامپ در انتخابات شکست بخورد، که انشالله خواهد خورد، آزادی #قدس در تیررس قرار خواهد گرفت.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بایدن کیست؟
🌹صدرا🌹
استاد محمد تقی فیاض بخش:
در میان همه نحله های مختلف تربیتی، نماز شب به عنوان یکی از واجبات سلوک به حساب می آید.
مَثَل نماز شب در سلوک مانند نمازهای واجب برای توده مردم است.
در روایات داریم: «مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ كَفَر» این روایت به معنای کفر ظاهریِ تارک الصلاة نیست بلکه به این معناست که چنین کسی را به حقیقت اسلام راه نمیدهند.
لذا تنیبهات زیادی هم در دین در مورد تارک الصلاة وارد شده است. مثلاً سلام کردن به او ضرورت ندارد؛ انسان نباید دخترش را به او بدهد؛ معامله با او کراهت دارد؛ رفت و آمد با او کراهت دارد و موارد دیگر.
دلیل این امر هم در روایتی از امام صادق(ع) این گونه بیان شده است: وقتی راوی می پرسد چرا خداوند درباره شرابخوار این قدر تند برخورد نکرده است ولی درباره تارک الصلواة میفرماید: «مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً فَقَدْ كَفَر» حضرت فرمودند: به خاطر این که ترک نماز، هیچ لذتی ندارد و تنها برخاسته از بی ادبی و بی حرمتی به ذات باری متعال است.
به همین قیاس، در فضای سیر و سلوک، نماز شب برای سالک دقیقاً جایگاه فرائض را پیدا می کند. یعنی به محض اینکه کسی بخواهد در این وادی وارد شود، اگر اهل نماز شب نباشد، اصلاً راهش نمی دهند.
اگر کسی کاهل در نماز بود، در زمینه زمینه سیر و سلوک با او گفتگوی زیادی نمی کردند چه برسد به اینکه اسرار را به او بگویند.
«بسم رب الشهدا»شهید محمودرضا بیضائی اسفند سال ۱۳۸۸ بود. مثل هر سال در تالار وزارت کشور برای سالگرد شهیدان آقا مهدی و آقا حمید باکری مراسمی برگزار شده بود. تهران بودم آن روزها. محمودرضا زنگ زد و گفت: «میآیی مراسم؟» گفتم: «میآیم. چطور؟» گفت: «حتما بیا.سخنران مراسم حاج قاسم است». مقابل تالار با هم قرار گذاشته بودیم. محمودرضا زودتر از من رسیده بود. من با چند نفر از دوستان رفته بودم. پیدایش کردم و با هم رفتیم و نشستیم طبقه بالا. همه صندلیها پر بود و جا برای نشستن نبود. به زحمت روی لبه یکی از سکوها جایی پیدا کردیم و همان جا نشستیم روی سکو. در طول مراسم با محمودرضا مشغول صحبتبودیم. ولی حاج قاسم که آمد محمودرضا دیگر حرف نمیزد. من گوشی موبایلم را درآوردم و همان جا شروع کردم به ضبط کردن سخنرانی حاج قاسم. محمودرضا تا آخر، همین طور توی سکوت بود و گوش میداد. وقتی حاج قاسم داشتحرفهایش را جمعبندی میکرد،محمودرضا یک مرتبه برگشت گفت: «حاج قاسم فرصت سر خاراندن هم ندارد. این کت و شلواری را که تنش هست میبینی؟ باور کن این را به زور قبول کرده که برای مراسم بپوشد و الا همین قدر هم وقت برای تلف کردن ندارد!»موقع پایین آمدن از پلهها به محمودرضا گفتم: «نمیشود حاج قاسم را از نزدیک ببینیم؟» گفت: «من خجالت میکشم توی صورت حاج قاسم نگاه کنم؛ بس که چهرهاش خسته است.» پایین که آمدیم، موقع خداحافظی با دیالوگ مشهور سلحشور در فیلم آژانس شیشهای به او گفتم: «این شما، اینم مربیتون!» دلخور شدم که قبول نکرد برویم حاج قاسم را از نزدیک ببینیم. محمودرضا خودش هم همین طور بود؛ همیشه خسته. پرکار بود و به پرکاری اعتقاد داشت. میگفت: «من یک بار در حضور حاج قاسم برای عدهای حرف میزدم. گفتم من این طور فهمیدهام که خداوند شهادت را به کسانی میدهد که پر کار هستند و شهدای ما در جنگ این طور بودهاند. حاج قاسم حرفم را تایید کرد و گفت: بله همین بود».حکایت یک جمله ناب ۳۲ روز قبل از شهادت چند هفته بعد از شهادتش، یکی از همسنگرهایش جملهای را به زبان عربی برایم پیامک کرد که اولشنوشته بود:این سخنی ازمحمود رضاست.جمله این بود: «إذا کانَ المُنادِی زینب (س) فأهلا بِالشَهادة.» یعنی اگر دعوت کننده زینب (س) است، پس سلام بر شهادت.چیزی در جواب آن بزرگوار نوشتم که در دو دقیقه بعد خودش تماس گرفت. از او پرسیدم: «این حرف را محمودرضا کجا زده؟» گفت: «آخرین باری که تهران بود و با هم کلاس برگزار کردیم، این جمله را اول کلاس روی تخته سیاه نوشت. من هم آن را توی دفتر یادداشت کردم.» تاریخ کلاس را پرسیدم،
شهید_محمود_رضا_بیضایی