eitaa logo
🌹صدرا🌹
524 دنبال‌کننده
25.4هزار عکس
28.7هزار ویدیو
283 فایل
-مهربانم، عالم از توست غریبانه چرا میگردی؟❤️😔 اللهم عجل لولیک الفرج به حق حضرت زینب( س) به کانال صدرا خوش آمدید. @sadrasadat74 پیشنهادات و انتقادات خود را منتقل کنید. ✅ کپی از مطالب کانال،مشروط برذکرصلوات برای شهدا،بلا اشکال و آزاد است.
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹صدرا🌹
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 یا علی اکبر امام رضا علیه سلام افتاده بين حجره و آبش نمي دهند ميگويد آب آب و جوابش نمي دهند لب تشنه ، دست وپا زده و مانده بي پناه اين حجره جلوه ايست ز گودال قتلگاه 😭😭😭😔😔😔 شهادت امام جواد علیه سلام تسلیت باد. 🏴صدرا🏴 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸 بزن کف مرتضی داماد گشته بزن کف قلب زهرا شاد گشته 👏👏👏 بزن کف در قدوم ماه داماد بزن لبخند تا حق را کنی شاد 👏👏👏 چنین داماد را باشد عروسی که هستی آیدش بر پای بوسی 👏👏👏 عروسی دختر ختم رسولان عروسی مصطفی را راحت جان 👏👏👏 عروسی مریم و هاجر کنیزش عروسی کو خدا دارد عزیزش 👏👏👏 عروسی هستی هستی فدایش عروسی خلق داماد از برایش 👏👏👏 چه دامادی که فخر کائنات است چه دامادی خداوند ثبات است 👏👏👏 چه دامادی سراپا فخر و عزت چه دامادی خدای عشق و غیرت 👏👏👏 چه دامادی محمد ساق دوشش ملائک هم غلام حلقه گوشش 👏👏👏 🌸❤️🌸❤️🌸❤️🌸❤️🌸❤️🌸❤️🌸 خانهء مولا علی (ع) گلشن شده دیده اش بر فا طمه (ع) روشن شده شادمان باشید با این عز وجان گشته شام وصلت خورشید و ماه می دهد با شوروشادی مصطفی (ص) دست زهرا (ع) را به دست مرتضی (ع) مر تضی (ع) داماد، عروس او بتول (ع) عاقد این عقد گردیده رسول (ص) شامل عالم شده لطف الاه می شوند این دو بر عالم تکیه گاه این دو نور ذات حی داورند دستگیر شیعیان در محشرند با خدا کار خدایی می کنند از همه مشکل گشایی می کنند این دو تن یک روح در دو پیکرند از همه خو بان عالم بر ترند با نگاهی کار صد عیسی کنند بی عصا کار دو صد موسی کنند 🌴🌸صدرا🌸🌴 🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸🌴🌸
4⃣2⃣3⃣ 🌷 ✍به قلم خواهر بزرگوار 🌹 🔰چند ماهی از آقا رسول و آقا محمودرضا می گذشت.من در حد دو شهید🌷 آشنایی داشتم، غافل از اینکه محمد، سخت به تکاپو افتاده برای شناختن این دو شهید 👥و بعدها متوجه شدم سخت دلبسته ی💞 هر دو شده. 🔰یه روز یادمه شروع کرد به توضیح دادن راجع به آقا محمودرضا بیضایی:📜 اسمش محمودرضاست اما اسم نظامیش . اهل تبریز؛ یه دختر داره مثل فرشته ها، اسمش . 🔰می دونستی بعد از چند ماه اولین کسی که روز چراغ های💡 حرم عمه ی سادات (س) رو کرده، آقا محمودرضا بوده؟😍 🔰چنان با هیجان 😃و با حوصله از می گفت که اگر خبر نداشتم، فکر می کردم حتما باهاش آشنا بوده! 🔰آخرش گفت: ببین! من برادر شهید بیضایی رو دارم، می تونی ازش اطلاعات بگیری! من مات مونده بودم😦! بگیرم برای چی؟!! 🔰گفت: چی میشه صفحه ی اینستای خودتو بزنی به نامش؟ من رو معرفی می کنم توی اینستا📱، تو هم آقا محمودرضا ؛و شروع کرد از غربت این دو شهید👥 گفتن... 🔰راست می گفت. با این که ماه ها از این دو عزیز می گذشت، اما کمتر کسی ازشون اطلاعات داشت.حتی یادمه یه روز ناراحت😔 اومد و گفت:امروز رفته بودم بهشت زهرا (س) 🔰 یه بنر زده بودن برای ؛ دو طرف بنر دو تا عکس متفاوت از آقا محمودرضا بود. زیر یکی نوشته بود محمودرضا ؛ زیر یکی نوشته بود حسین ! 🔰مردم حتی انقدر نمی دونن که این دو نفر یکی اند✔️!!! خلاصه خودش شروع به کار کرد. اسم صفحه ی منم عوض کرد📱؛ صفحه شد به نام 🔰اوایل خودش صفحه رو اداره می کرد، تا بعدها که داد دست من. حدود روز از گذشته بود که به خودم اومدم و دیدم صاحب پیج آقا رسول و آقا محمودرضا به رفقای شهیدش رسیده🕊... 🔰حالا دیگه لازم بود آقا محمودرضا رو توی اینستا به همه معرفی کنم... کجای کار ما می لنگه😔؟! چرا محمدرضا با معرفی و شناسایی آقا رسول، به وصال رسید و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم؟! 🔰همیشه یاد کوثر خانم بود. می گفت: آقا محمودرضا یه ی کوچولو داره... چقدر گاهی دلتنگ 💔بود برای زیارت آقا محمودرضا. اما دستش نمی رسید. 🔰محمدرضا دست دراز کرد و دست های آقا رسول و حسین آقای نصرتی رو گرفت👌...گاهی فکر می کنم نفر بعدی که دستش برسه به دستهای کیه؟ این زنجیره⛓ ادامه داره؟! شادی ارواح طیبه شهدا 🍃🌹🍃🌹
🌺خندید و گفت: (دیدی بالاخره به دلـــ❤️ــت نشستم!) زبانم بند آمده بود😅، من که همیشه حاضر جواب بودم و پنج تا روی حرفش میگذاشتم و تحویلش میدادم لال شده بودم. 🌺خودش جواب خودش را داد: (رفتم یه دهه متوسل شدم حالا که بله نمی گی امام رضا از توی دلم بیرونت کنه😢، پاکِ پاک که دیگه به یادت نیوفتم. 🌺 نشسته بودم گوشه که سخنران گفت: اینجا جاییه که میتونن چیزی رو که خیر نیست، خیر کنن و بهتون بدن نظرم عوض شد😍 دو دهه دیگه دخیل بستم که برام خیـر بشی!) 🌺 حالا فهمیدم الکی نبود که یه دفعه نظرم عوض شد انگار دست علیه السلام بود و دل من☺️😍... 📚 گزیده ای از زندگی نامه شهید محمدحسین محمدخانی به روایت همسر 🌹🍃🌹🍃
🌹صدرا🌹
🌹صدرا🌹
حکمت های نهج البلاغه حکمت دویست و بیست و چهارم : با سکوت بسیار وقار انسان بیشتر شود و با انصاف بودن ، دوستان را فراروان کند و با بخشش قدر و منزلت انسان بالا رود و با فروتنی نعمت کامل شود و با پرداخت هزینه ها ، بزرگی و سروری ثابت گردد و روش عادلانه مخالفان را در هم شکند و با شکیبایی در برابر بی خرد، یاران انسان زیاد گردند ❗️
🌹صدرا🌹
حکمت های نهج البلاغه حکمت دویست و بیست و پنجم: شگفتا که حسودان از سلامتی خود غافل مانده اند ❗️
همسرش میگویدبه مصطفی گفتم شب رابخواب واستراحت کن ولی میگفت: «تاجراگراز سرمايه اش خرج کند،بالأخره ورشکست میشود، باید سوددربیاوردکه زندگی اش بگذرد.ما اگرقرارباشدنماز شب نخوانیم ورشکست میشویم.» 🌹صدرا🌹
! گاهی حسودیمان میشد از اینکه بعضی اینقدر خوشخواب بودند. سرشان را نگذاشته روی زمین انگار هفتاد سال بود که خوابیدهاند و تا دلت بخواهد خواب سنگین بودند، توپ بغل گوششان شلیک میکردی، پلک نمیزدند. ما هم اذیتشان میکردیم. دست خودمان نبود. کافی بود مثلاً لنگه دمپایی یا پوتینهایمان سر جایش نباشد، دیگر معطل نمیکردیم صاف میرفتیم بالا سر این جوانان خوش خواب: «برادر برادر!» دیگر خودشان از حفظ بودند، هنوز نپرسیدهایم: «پوتین ما را ندیدی؟» با عصبانیت میگفتند: «به پسر پیغمبر ندیدم.» و دوباره خُر و پُفشان بلند میشد، اما این همه ماجرا نبود. چند دقیقه بعد دوباره: «برادر برادر!» بلند میشد این دفعه مینشست: «برادر و زهرمار دیگر چه شده؟» جواب میشنید: «هیچی بخواب خواستم بگویم پوتینم پیدا شد!»