eitaa logo
کانال اشعار رقیه سعیدی(کیمیا)
2.1هزار دنبال‌کننده
601 عکس
190 ویدیو
18 فایل
به نام او که نامش مایه آرامش روح و روان است. آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا شـــود که روزیِ ما کــربلا کنند کانال #اشعار_آیینی_بروز_و_مناسبتی اشعار #مدحی و #مرثیه و #مولودی و دارای سبک سروده های رقیه سعیدی(کیمیا)
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
─‌‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌─‌ السلام علیک یا صاحب الزمان❤️ هر صبح در هوای تو باید نفس کشید بــا نــام آشنـــای تو باید نفس کشید جانم فـــدای ذکر و دعای سحــرگهت با عطـــر ربنّــــای تو باید نفس کشید ۱۴۰۲/۴/۲۴ @saeidikimya
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
اشعار و نوحه و سبک های شب دوم:👇 ورود به کــــربلا
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌┅─ عشق یعنی که نصـیبم زجهان کـرب وبلا بهتـرین  زمـزمه بر روی زبان کـرب و بلا عشق یعنی عَلَـمِ سـرخ شــود ســایهٔ سر بشود اَمن ترین جای جهـان ، کـرب و بلا عشق  یعنی نمـک سفـرهٔ تو  نام حسیــن آب ، معنای عطش ، داغ نهان کـرب و بلا عشق یعنی که دلت پر شود از شور حرم بشود زمـزمـهٔ هــر ضـــربان ، کـرب و بلا عشق یعنی که بجوشدغمش ازچشمهٔ جان آه دل ،سوزِ جگر ،اشــک روان کرب و بلا شوریعنی تب شش گوشه گراُفتدبه سرت می شود مایهٔ آرامــش جــان کـرب و بلا راه یعنی برسی تشـنـه ، لبِ مـــرز جنون تبِ یک دشت بگـوید به عیان کرب و بلا راه یعنـی کــه صــراط علـی و  آل علــی تکیه گاهت نجف ونام ونشان کـرب وبلا سوز یعنی هوسِ جرعه ای از شط فـرات بــزند مُهـرِ عطـش ، بر لبمــان کرب و بلا بیقـرار اسـت  دلِ عاشـق بیـن الحــرمین هم  قـرارِ دلِ  زار و نگـران ، کــرب و بلا تـا محـرم  بـرسـد در تب  و تابنــد  همـه روز وشب وِردِ لبِ پیر وجوان کرب وبلا تربت کویِ حسین است که شـد کعبهٔ دل شد مَطافِ دلِ عشـّاقِ جهـان کـرب و بلا "کیمیا"! شعــر تو  شـوری ز  محـرّم دارد که ردیف آمده بی شرح وبیان،کرب وبلا ✍شعر:رقیه سعیدی(کیمیا) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ڪانال اشعار ایتا JOin↶ https://eitaa.com/joinchat/1259143275Ce3f7c12047 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ [⇦ڪانال اشعار رقیه سعیدی(ڪیمیا)
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❃﷽❃ ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ ای عزیز حاضر پنهان ،بیا یا بن الحسن ای حضورت جلوه ایمان، بیایابن الحسن با نگاهی زنده کن جان ودل خشکیده را ای نگاهت آیه باران ، بیا یا بن الحسن با «أنَا المهدی» و «جاءَالحق» بخوان شعر ظهور ای کلامت مظهر قرآن ، بیا یا بن الحسن دردمندداغ هجرانیم ودرمان دست توست ای دوای درد بی درمان ، بیا یابن الحسن ای که تنها مانده ای درسوگ جدّ خود،حسین داغدار شاه مظلومان ،بیا یابن الحسن بازهم عالم سیه پوش عزیز فاطمه است بازهم شد دیده ها گریان ، بیا یا بن الحسن خیمه زد بر قلب صحرا ،کاروان و می رسد ناله های زینب نالان ، بیا یا بن الحسن خوف این صحرانشسته بر دل اهل حرم باز در راه است یک طوفان ، بیا یا بن الحسن رفته آرام و شکیب از قلب زینب ،سیّدی ای قرار قلب مظلومان ، بیا یا بن الحسن صوت «هَل مِن ناصرِ» جَدّ غریبت تازه شد باز تنها مانده درمیدان ، بیا یا بن الحسن ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ ✍رقیه سعیدی(کیمیا) لینک کانال اشعار در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/1259143275Ce3f7c12047 ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ ✾ اللهم عجل لولیک الفرج ✾ ┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
❃﷽❃ ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ یه کاروان خسته دل /رسید به صحرای عجیب صحرایی که حال و هواش /دلها رو کرده بی شکیب قافله ای که پر بود از / مادرای دل نگرون وحشتی افتاده عجیب/ تو دل هر پیر و جوون میپرسیدن اینجا کجاست /چرا ازش غم می باره حال و هوای این دیار/ غصه و دلتنگی داره یه اسم اون قاضریه / یه اسم دیگه نینوا وقتی شنیدن که به این /صحرا میگن کرب و بلا تا اسم کربلا اومد/زینب و بغض غم گرفت بند دلش پاره شد و/با آه و غصه دَم گرفت پا شو گذاشت روی زمین /از تو کجاوه ، باشکوه عباس وقاسم و علی / دُورش بودن ،مثل یه کوه صدا زد ای برادرم / طاقت دوری ندارم غصه و غم بَسّه برام /تاب صبوری ندارم بیا بریم از این دیار /هنوز داداش،دیر نشده تا حرمله نیومده / تا زینبت پیر نشده تاکه علی اصغر تو/ تیری نخورده حنجرش تا نشده به زور ،جدا / یه مادری از پسرش تا که جدا ز پیکرش / دو دست سقا نشده پیکر پاک اکبرت / تا 'ارباً اربا" نشده خیمه به پا نکن داداش / می سوزونن خیمه ها رو ما رو اسیری می برن / می ترسونن بچه ها رو وقتی که دید برادرش / زینبش آروم نداره دلداری داد خواهرشو/ وقتی که دید بی قراره گریه و بی تابی نکن / زینبم ، ای خواهر من قرصه دلم به بودنت / خواهرم ،ای یاور من پرچم نهضت حسین /رو دوش تو باید باشه نذار با بی قراریات/ خون به دل بچه ها شه بعدِ برادرت ، تویی / قافله سالار حسین بعدِ علمدار جوان / تویی علمدار حسین چن روزبعد همون خانم / کسی نبود دور وبرش غریب وتنها شده بود/ شمر وسِنان، همسفرش از دل زینب الامان(۴) ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ ✍رقیه سعیدی(کیمیا) لینک کانال اشعار در ایتا↶ https://eitaa.com/joinchat/1259143275Ce3f7c12047 ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ ✾ اللهم عجل لولیک الفرج ✾ ┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ بسم رب الحسین(۲) :به سمت گودال از خیمه دویدم من،،، ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ یه کاروان،عاشق،خسته رسید از راه با عَلَـــمِ  سرخِ  نهـضـــتِ  ثــاراللـــه رسیدبه صحرایی که رنگ ماتم داشت فرات این صحـرا زمزمهٔ غــم داشت امان از این صحــرا(۴) ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ بیـــن دو نهر آب خیمــه بنا می شـد حسیـن مهـیـّــای دشـت منا می شـد زینـب دلخسته در تب وتــاب افتــاد چشم پریشـونش سمتِ رباب افتــاد امان از این صحــرا(۴) ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ امان از اون روزی که کربلاغوغاست چشم علی اصغـر به دستای سقاست توی همیـــن صحـرا آتیش بپا میـشه رأس بنـی هاشــم به نیـزه ها میـشه امان از این صحــرا(۴) ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ صــدای یک نـاله میـــرسه از گـــودال یه مـــادری انگـار داره میــره از حـال از روی تل ،زینب ، مقتــل و می بـینه می بینه شمری که نشســته رو سیـنه حسیـن غریبـم وای (۴) ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ یه خنجر گریون ، یه حنجـری پرخون می بینــه هفـتــاد و دو لالـهٔ گلـــگون علقـمــه در ســـوگ دسـت علـمـــداره فراتِ شـــرمنــده با اشـک خــونبــاره کرب و بــلا یعنــی ، کعبــهٔ  آل الـلــه مقتـــل خونیــن حضـــرت ثار الـلـــه حسیـن غریبـم وای (۴) ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ ✍شعر:رقیه سعیدی(کیمیا) لینک کانال اشعار در ایتا↶ https://eitaa.com/joinchat/1259143275Ce3f7c12047 ┈••✾•🏴✾🏴•✾••┈ ✾ اللهم عجل لولیک الفرج ✾ ┅═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃༅࿇༅❃ ༅࿇༅‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا