من از زندگی چیزی نمیخواهم جز آنچه که تو میخواهی
قطعهای از نامه های ورتر جوان
- یوهانولفگانگفونگوته
آدم میتواند داستانش را از وسط شروع کند
و با جسارت پیش بتازد یا عقب برود...
- از کتاب طبل حلبی
تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
نیست شوم نیست شوم تا بر جانان برسم
خوش شدهام خوش شدهام پاره آتش شدهام
خانه بسوزم بروم تا به بیابان برسم
خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم
آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم
چونک فتادم ز فلک ذره صفت لرزانم
ایمن و بیلرز شوم چونک به پایان برسم
چرخ بود جای شرف خاک بود جای تلف
بازرهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم
عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا
در دل کفر آمدهام تا که به ایمان برسم
آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد
شد رخ من سکه زر تا که به میزان برسم
رحمت حق آب بود جز که به پستی نرود
خاکی و مرحوم شوم تا بر رحمان برسم
هیچ طبیبی ندهد بیمرضی حب و دوا
من همگی درد شوم تا که به درمان برسم
- مولانا
حماسه گیلگمش : شاهکار کهن میانرودان
این کتاب کهنترین اثر حماسی بشری که بر الواح گلی به خط میخی نوشته شده.
دربارهی شاهی نیمه خدا که در جستجوی جاودانگی به سفری حماسی میرود.
این اثر بیش از ۴ هزار سال قدمت داره و به پرسش های بنیادینی در رابطه با زندگی، مرگ، دوستی و معنای هستی می پردازه.
#معرفیکتاب