👆چرا اینا رو ریپلای کردم، این حرفا رو قبلا زده بودم برای همچین روزایی... که بگم...👇👇
رفیقی که از کیسه خلیفه ببخشه و لواسون رو بزنه به نامت یا هشتصد میلیارد بریزه به حسابت، خیلی لاکچریه، خیلی تکه، خیلی کم گیر میاد... والا!!! اما پیشِ کی؟؟؟
پیش مردم یا خدا...
رفیق خوب اونیه که تو رو به امام حسین ع برسونه،
نگران خوبیهات باشه... دستتو بگیره...
شانه به شانه هم، تا بهشتِ خدا...
رفیق واقعی اونه، بقیهاش بازیه...
💔
#رفاقت
#سحر_شهریاری
@saharshahriary
سؤال:
فرق عُجب و کِبر و تَکَبُّر چیست؟
جواب: تَکَبُّر باور است، من (باور دارم) بهتر از آن (فرد) هستم، امّا عُجب این است که آدم از کارهای خوبِ خودش خوشش بیاید. عُجب حرام نیست امّا تکبّر از گناهان کبیره است.
اشکال عُجب این است که آدم را از حرکت باز میدارد، وقتی از خودش خوشش آمد دیگر سعی نمیکند جلو برود،متوقف میشود ولی تَکَبُّر فی نفسه حرام است.
سؤال: کِبر هم با تَکَبُّر فرق دارد؟
جواب: هر دویش یکی است دیگر، کبر منشأ تکبّر است.
سؤال: فَخر چطور؟
جواب: آدم به کارهای خیرش فخر فروشی کند. من چنین کردم، من چنان کردم، اینها خوب نیست.
درس اخلاق عارف بالله مرحوم حضرت آیت الله خوشوقت تهرانی/ ۱۳۸۷
🌱✨
#مکارم_اخلاق
@saharshahriary
[🍃♥️✨]
اگـهویـژگۍخوبـیدرآدمـاےاطرافـتوݩ مۍبینیـن؛
بهشـوݩبگیـݩ،
فڪرنڪنیݩپـررومیـشݩ!
بهـشبگـیݩڪهچـهخـوشتیـپہ!
چـهخوشـگلھ!
چـهخلاقـہ!
چـهخوشصداست!
چـهمھࢪبـوݩہ!
هیـچڪسبـایـهبـارشنیـدݩایـنحـرفا تغییـرفـازنمۍدھ؛ ولۍبـراےمدتےحالـشخـوبمۍشھ تـازهاینجـورےخودتـوݩهـم،
حالتـوݩبهـترمیشھ! ♡ツ
#حرف_دل
@saharshahriary
هوالشهید🇵🇸🇮🇷
[🍃♥️✨] اگـهویـژگۍخوبـیدرآدمـاےاطرافـتوݩ مۍبینیـن؛ بهشـوݩبگیـݩ، فڪرنڪنیݩپـررومیـشݩ! بهـشبگـ
مثلا بهش بگید چه شهید آینده ی قشنگی
🙊😍😊😇 ...
کلّ فرزندان زهرا سفره دارند و کریم
بین اولاد کریمش، مجتبایش بیشتر...
#دوشنبههایامامحسنی♥️
#یا_کریم🌱
@saharshahriary
هوالشهید🇵🇸🇮🇷
کلّ فرزندان زهرا سفره دارند و کریم بین اولاد کریمش، مجتبایش بیشتر... #دوشنبههایامامح
دوشنبههاستـــ هوایمعجیببیشازحد
شدهاستـــ ذڪرمنامنیجیببیشازحد
دوشنبههاحسنۍهادوبارهدلتنگند
براےغربتشاهغریبـــ بیشازحد
@saharshahriary
هوالشهید🇵🇸🇮🇷
کلّ فرزندان زهرا سفره دارند و کریم بین اولاد کریمش، مجتبایش بیشتر... #دوشنبههایامامح
💚💚💚
کنیز آمده بود و شاخه گلی صحرایی را تقدیم آقای خانه کرده بود. آقای خانه خیلی مهربان بود. از چشم هایش زیباترین گلهای عالم میریخت و از نگاهش دشت شقایق وسط سفره ی دلت پهن میشد
آقا گل را گرفته بود و بوئیده بود، به تبسمی ملیح گلبرگ هایش را با انگشتان مهربانش نوازش کرده بود، دل لطیف گل غنج رفته بود؛ کنیز سر شوق آمده بود؛ و تمام گلهای دنیا به آن لحظه حسودیشان شده بود...
آقا گفته بود: برو! تو دیگر آزادی ...
و اهل خانه، متعجب، با تردید، حتی با افسوس، گفته بودند: برای یک شاخه گل؟؟؟
و آقا گفته بود: برای یک جرعه محبت... محبت صادقانه... محبت واقعی...
دیده بود، باورشان نمیشود چنین جبرانی بزرگ، برای آن کار کوچک... باز هم گفته بود:
خداوند بزرگ و مهربان به ما فرموده است: وَ إِذا حُییتُمْ بِتَحِیةٍ فَحَیوا بِأَحْسَنَ مِنْها؛ هر کس به شما مهربانی کرد، دو برابر او را پاسخ گویید....
تمام گل های محبت و مهر را میچینم، یک دسته گل از تمام اجزای وجودم، با عشق، تقدیمت میکنم... نگاهم کن... لبخند بزن... آزادم کن... من به خود تو... به عبای سبز معطرت، به آغوش مزار خاکیات... برمیگردم... پسرفاطمه...
میشود کسی تو را داشته باشد و درمانده شود؟؟؟
🌹💔
#امامحسنےام
#تقدیمنگاهمهربانغریبمدینه
#سحر_شهریاری
@saharshahriary