4_5985296669418194133.mp3
4.92M
🌷 #ما_به_انتظار_ایستاده_ایم
قرآن، پیغام داده برات؛
"اگه منتظــری؛ قیـــام کن".
👈 انتظار داریم تا انتظار...
ببین چکاره ای؟
☑️ منتظری یا اَدا درمیاری؟
🌐 @Sahebzaman_dosetdaram
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#چرخ_و_فلک
واکنش شدید #سلبریتی ها به مجروح شدن خبرنگار ایرانی توسط پلیس فرانسه😜😁
#سلبریتی_بیسواد
🌐 @Sahebzaman_dosetdaram
🔖 #تشرف_یافتگان ۱۹
🔹ملاقات شیخ حسنعلی نخودکی با امام زمان (علیه السلام) وگرفتن سرمایه حلال از آن حضرت
🏷مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی می فرمودند: «برای مسئله یکسال تمام به عبادت وریاضت مشغول شدم ودرخواست من این بود که شرفیاب حضور حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) شوم وسرمایه ای از آن حضرت بگیرم.
🔆پس از یک سال، شبی به من الهام شد که فردا در بازار خربزه فروشان اصفهان اجازه ملاقات داده شده است.
📌در اصفهان بازارچه ای بود که تمام دکّانهای اطراف آن خربزه فروشی بود وبعضی هم که دکّان نداشتند خربزه را قطعه قطعه می کردند ودر طبقی می گذاشتند وخورده فروشی می کردند.
فردای آن شب پس از غسل کردن ولباس تمیز پوشیدن با حالت ادب، روانه بازار شدم. وقتی داخل بازار شدم از یک طرف حرکت می کردم واشخاص را زیر نظر می گرفتم ناگاه دیدم آن دُرّ یگانه عالم امکان، در کنار یکی از این کسبه فقیر که طبق خربزه فروشی دارد نزول اجلال فرموده است.
🔺مؤدّب جلو رفتم وسلام عرض کردم. جواب فرمودند وبا نگاه چشم فرمودند: «چه می خواهی؟»
عرض کردم: «استدعای سرمایه ای دارم».
آن حضرت خواستند جندک (پول خورد آن زمان) به من عنایت کنند.
من عرض کردم: «برای سرمایه می خواهم».
پس از پرداخت آن خودداری فرمودند ومرا مرخّص کردند.
〽️وقتی به حال طبیعی آمدم فهمیدم که هنوز قابل نیستم. لذا یک سال دیگر به عبادت وریاضت به منظور رسیدن به مقصود مشغول شدم.
پس از آن روز، گاهی به دیدن آن مرد عامی خربزه فروش می رفتم وگاهی به او کمک می کردم. روزی از او پرسیدم: «آن آقا که فلان روز این جا نشسته بودند چه کسی هستند؟»
گفت: «او را نمی شناسم، مرد بسیار خوبی است گاهگاهی این جا می آید وکنار من می نشیند وبا من دوست شده است. بعضی از اوقات که وضع مالی من خوب نیست به من کمک می کند».
🔰سال دوّم تمام شد باز به من اجازه ملاقات در همان محلّ عنایت فرمودند. در این دفعه آدرس را می دانستم، مستقیماً به کنار طبق آن مرد رفتم ودیدم حضرت روی کرسی کوچکی نزول اجلال فرموده است.
سلام عرض کردم. جواب مرحمت فرمودند وباز همان چند جندک را مرحمت فرمودند ومن گرفته سپاسگزاری کردم ومرخّص شدم.
✅با آن چند جندک مقداری پایه مهر خریدم ودر کیسه ای ریختم وچون فنّ مهر کنی را بلد بودم هر چند وقت، کنار بازار می نشستم وچند عدد مهر برای مشتریها می کندم، البته بقدر حدّاقلی که به آن قناعت می شود، واز آن کیسه که در جیبم بود پایه مهر بر می داشتم بدون آنکه به شماره آنها توجّه کنم.
سالهای سال کار من موقع اضطرار استفاده از آن پایه مهرها بود وتمام نمی شد ودر حقیقت در سر سفره احسان آن بزرگوار مهمان بودم»😇
📚ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان علیه السلام،سید محمد طباطبایی
🌐 @Sahebzaman_dosetdaram
هدایت شده از 🍀بدریون🍀
#فراز
#زيارت_جامعه_كبيره
🔆مُسْتَجِیرٌ بِکُمْ زَائِرٌ لَکُمْ لائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِکُمْ
🔆پناهنده به شمایم، زائر شما هستم، ملتجى و پناهنده به قبر شمایم
🌐 @badrion 🌐
🌻اگر ما مقداری که طفل صغیر به پدر و مادرش اعتماد دارد، به مولای خودمان اعتماد داشته باشیم، کار درست می شود!
#آیت_الله_بهجت
🌐 @Sahebzaman_dosetdaram
8.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣خدایا یه لطفی، یه نظری😔
🌺کلیپ فوق العاده زیباوتکان دهنده
التماس دعا برای فرج امام زمان (عج)😭
🌐 @Sahebzaman_dosetdaram
هدایت شده از 🍀بدریون🍀
❣🌸 #آیامیدانستید
جنب الله، امیرالمومنین (ع) و جانشین او هستند که مقام والایی دارند تا به اخرین انها (حضرت مهدی عليه السلام)برسد؟
📚تفسیرنمونه،ج١٩ ص٥١٤
🌐 @badrion 🌐
الویت بندی کارها - @sahebzaman_dosetdaram_1397-1-14-20-37.mp3
904.5K
⏰ #مدیریت_زمان ۵۱
📌 #اصول_مدیریت_زمان
📒اولویت بندی کارها
کسی که همه کاراش براش مهم باشه یعنی این بیکاره۵۰تا۶۰درصد💯 کارهایی که انجام میدیم غیر ضروریه
🌐 @sahebzaman_dosetdaram
#چرخ_وفلک
حسن روحانی:
نمیتوانیم #زنان را خانه نشین کنیم
وی در ادامه افزود: تنهایی حوصلهشون سر میره، فلذا کاری کردیم مردها هم بشینن ور دلشون...😂😂
#۹۵۰۰۰۰هزارشغل_چی_شد؟
🌐 @Sahebzaman_dosetdaram
#زمزمه_عاشقی ۱۲
❣امام زمان (عج) :
هر مؤمنی که در مجالس سوگواری پس از ذکر مصایب حضرت سیّدالشّهداء(ع) برای من دعا کند، من برای او دعا می نمایم🌹
📚مکیال المکارم، ج 1، ص 333.
🌐 @Sahebzaman_dosetdaram
🔖 #تشرف_یافتگان ۲۰
🔹آوردن وسایل گرم کننده توسّط امام زمان (علیه السلام) برای #آیت_الله_بافقی وهمراهان در شب سرد
🏷آقای سیّد مرتضی حسینی می گوید: «شبهای پنج شنبه در خدمت مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ محمّد تقی بافقی به مسجد جمکران می رفتیم. در یکی از شبهای زمستان که برف سنگینی آمده بود.🌨
🔰من در منزل نشسته بودم، ناگهان بیادم آمد که شب پنج شنبه است وممکن است آیت الله بافقی به مسجد بروند. ولی از طرفی چون آن وقتها مسجد جمکران راه ماشین رو نداشت ومردم مجبور بودند که آن راه را پیاده بروند وبه قدری برف روی زمین نشسته بود که ممکن نبود کسی بتواند آن راه را راحت بپیماید، با خودم فکر می کردم که معظّم له به مسجد نمی روند.
به هر حال دلم طاقت نیاورد واز منزل بیرون آمدم. بیشتر می خواستم آیت الله بافقی را پیدا کنم ونگذارم به مسجد جمکران بروند.
🔺به منزلشان رفتم، در منزل نبودند. به هر طرف سراسیمه سراغ ایشان را گرفتم ولی فایده ای نداشت
🔸به هر حال چاره ای نداشتم به منزل برگشتم ولی فوق العاده پریشان ومضطرب بودم وخوابم نمی برد.
تا آنکه نزدیک صبح مرا مختصر خوابی ربود، در عالم رؤیا حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) را دیدم که وارد منزل ما شدند وبه من فرمودند: «سیّد مرتضی! چرا ناراحتی؟»
♦️گفتم: «ای مولای من! ناراحتیم برای آقای حاج شیخ محمّد تقی بافقی است، زیرا او امشب به مسجد رفته ونمی دانم به سر او چه آمده است».
ایشان فرمود: «سیّد مرتضی! گمان می کنی ما از حاج شیخ دوریم؟ همین الآن به مسجد رفته بودم ووسائل استراحت او وهمراهانش را فراهم کردم».
🕯از خواب بیدار شدم وبه اهل منزل این بشارت را دادم وگفتم: «درخواب دیده ام که حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) وسائل راحتی آقای حاج شیخ محمّد تقی بافقی را فراهم کرده اند».
اهل بیتم هم چون به همین خاطر مضطرب بود خوشحال شد ومن فردای آن شب که از منزل بیرون رفتم، به یکی از همراهان آیت الله بافقی برخوردم،
💎 گفتم: «دیشب بر شما چه گذشت؟»
گفت: «جایت خالی بود، دیشب اوّل شب آیت الله بافقی ما را بطرف مسجد جمکران برد، ما یا بخاطر شوقی که در دلمان بود ویا کرامتی شد مثل آنکه ابداً برفی نیامده وزمین خشک است، به طرف مسجد جمکران رفتیم وخیلی هم زود به مسجد رسیدیم ولی وقتی به آنجا رسیدیم ودر آنجا کسی را ندیدیم وسرما به ما فشار آورده بود، متحیّر بودیم که چه باید بکنیم.
🔆ناگهان دیدیم سیّدی وارد مسجد شد وبه حاج شیخ گفت: «می خواهید برای شما لحاف وکرسی وآتش بیاوریم؟»
آیت الله بافقی با کمال ادب گفتند: «اختیار با شما است».
⭕️آن سیّد از مسجد بیرون رفت وپس از چند دقیقه لحاف وکرسی ومنقل وآتش آورد وبا آنکه در آن نزدیکی ها کسی نبود وسائل راحتی ما را فراهم فرمود.
وقتی می خواست از ما جدا شود یکی از همراهان به او گفت: «ما باید صبح زود به قم برگردیم، این وسائل را به چه کسی بسپاریم؟»
🔆آن سیّد فرمود: «هر کس آورده خودش می برد». واو رفت
🔰بالأخره شب را با راحتی بسر بردیم وصبح هم که از آنجا بیرون آمدیم آن وسائل را همانجا گذاشتیم.
من به او جریان خوابم را گفتم ومعلوم شد که حضرت بقیّةالله (ع) هیچ گاه دوستانش را وا نمی گذارد وبه آنها کمک می کند
📚ملاقات علمای بزرگ اسلام با امام زمان علیه السلام،سید محمد طباطبایی
🌐 @Sahebzaman_dosetdaram