فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥⭕ سندی که درتاریخ زنده میماند...
🔹رهبر انقلاب در موضوع برجام:
🔹"صدبار گفتم به آمریکاییها نمیشه اعتماد کرد".
https://eitaa.com/salambarebraHem
#پیامکی_از_بهشت 💌
رفیق من ...!
نمی شود پایان زندگی بجز #شهــادت باشد .
یادتون باشہ
دنیــ🌍ـــا
محل مسابقہ است
👈 وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونْ أُولٰئِڪَ المُقَرَّبُونْ 👉
و #آخرتـــ را
فقط با اعمال نیڪ و
پشت ڪار میتوان تصاحب ڪـرد.✌️
#عڪس_شهید_حسین_معز_غلامی
#شهید_مدافع_حرم
https://eitaa.com/salambarebraHem
❃↫🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃
#خاطرات_شهید
سهشنبه بود ،ساعت دو و بیست دقیقه. یک کوله داشت که هر وقت میخواست برود سفر از آن استفاده میکرد .
آن سال از من خواسته بود که شال عزایی که دو ماه محرم و صفر روی شانهاش بود را نشویم .آن را همانطور همراه با چفیه در ساکش گذاشت. دو دست لباس هم بیشتر از من نخواست. برادر کوچکترش هم بود، موقع خداحافظی احساسی داشتم، میدانستم که دارد به جنگ میرود . سرش را انداخت پایین و از در خارج شد دیگر نتوانستم تحمل کنم یکباره به او گفتم : بایست تا با هم خداحافظی کنیم . دستش را گذاشت روی در و نگاهی عمیق به من کرد .دویدم به سمتش آینه قرآن را برداشتم و از زیر آن که ردش کردم به سمت ماشین رفت.
وقتی رفت به سمت ماشین طاقت نیاوردم و با تشر گفتم : حسن برگرد من با تو روبوسی نکردم ، برگشت ، خواستم صورتش را ببوسم اجازه نداد،
دستهایم را گذاشت روی صورتش
و بعد روی سینهاش کشید و عقب رفت .
اتفاقا همرزمش بعد از شهادت به من گفت : که از حسن پرسیده : چطور با مادرت خداحافظی کردی؟ که جواب داده است : نگذاشتم صورتم را ببوسد، ترسیدم پاهایم برای رفتن سست شود.
#شهید_حسن_قاسمی_دانا
راوی #مادرشهید🌷
https://eitaa.com/salambarebraHem
#تصویر_روز
سلام ای غریب غریبان سلام
سلام ای طبیب طبیبان سلام
الا ماهتاب شبستان توس
الا حضرت نور ! شمس الشموس
غریبم من از راه دور آمدم
به دنبال یک جرعه نور آمدم
اگر مست و مسرور و شاد آمدم
من از سمت باب الجواد آمدم
من از عطر نامت بهاری شدم
تو را دیدم آیینه کاری شدم
تو را دیدم و روشنایی شدم
علی بن موسی الرضایی شدم
https://eitaa.com/salambarebraHem
🚦 #تلنگر 🚦
چه رسم های خوبی مردم ما دارند! چقدر در آنها آقایی و سروری هست!
اصلاً نمی توانند از کنار مشکل یک نفر به راحتی رد شوند. اگر ببینید یک نفر مشکل دارد، سریع کمک می کنند.
من در خارج از کشور زیاد بوده ام. اصلاً از این خبرها نیست. آن سالی که سویس بودم، همسر یکی از دوستانم می گفت: من زایمان کرده بودم و با نوزاد از بیمارستان می آمدم و تصادف کردم و با بچه نوزادم در خیابان افتادم. می گفت: هیچ کس نیامد ما را بلند کند. هیچ کس به ما کاری نداشت. اما در ایران اگر یک نفر چپ به ناموس مردم نگاه کند، صدتا مرد غیور هستند که نمی گذارند.
یادم هست با فرمانده مان داشتیم می آمدیم، یک دفعه گفت: بزنید کنار، گفتیم: چه شده؟ گفت: این جا اتومبیل یک خانم پنچر شده. خانم محجوبی بود و بلد نبود پنچری بگیرد. جک هم نداشت. موقع پنچرگیری سه نفر ما شدند جک. یک نفر تند تند چرخ را باز کرد در عرض ۴ دقیقه لاستیک را جا انداختند. در ایران این طوری است. یک جا مریض هست، تصادفی می شود، همه می ریزند کمک می کنند.
چقدر این روح ها بزرگند.
نباید بگذاریم این رسم های جوانمردی در جامعه ما بمیرد. این رسم ها باید تقویت شود.
«این مشکل توست» یک رسمِ ناجوانمردانه و طبیعت گرای غربی است
هر جا که می توانیم کاری کنیم، بریزیم کمک کنیم؛ مشکل همه مشکل ماست. در نظام طبیعت گرای غربی میگویند:«This is your problem = این مشکل توست». مشکل من نیست. ولی در فلسفه و اخلاق اسلامی، مشکل دیگران، مشکل من هم هست. حتی اگر خودش هم کوتاهی کرده باشد، ما باید به یک نحوی کمکش کنیم.
استاد شجاعی
🌷سلام بر ابراهیم
https://eitaa.com/salambarebraHem
┄┅══ــ•°🍃🌺🍃•°ــ══┅┄
#ابراهیم
🔹حدود سال ۱۳۵۴ بود که به باشگاه ابومسلم با مدیریت استادشیر گیر رفتم
علاقه به کشتی داشتم وشنیده بودم
در این باشگاه مربیان کشتی گیران خوبی هستند
می گفتند : استادشیر گیر و محمدی و.....به صفات انسانی و معنوی بیشتر اهمیت می دهند
▫وارد این محیط ورزشی شدم .
در همان روز های اول مانند بسیاری از ورزشکاران ، با ابراهیم هادی و اخلاق خوب او آشنا شدم
دیگر نتواستم از او جدا شوم ناخواسته #اخلاق_ابراهیم
در تمام رفتارهایم تاثیر گذاشت .
دیگر شب و روز با هم بودیم روزهای تعطیل
هم در محل گاراژ پدرم در خیابان خاوران والیبال بازی می کردیم .
🔅روز ها گذشت تصمیم گرفتم به حوزه علمیه حاج آقا مجتهدی بروم
ابراهیم مرا در این مسیر بسیار تشویق کرد ...
چهار دهه از آن روز ها گذشته ،
در این سال ها ، من دوستان و مربیان و افراد بسیاری را در باشگاه و حوزه دیدم
اکنون مدرس دانشگاه و حوزه هستم ،سفرهای تبلیغی بسیاری به داخل و خارج از کشور داشتم ....
اما باور کنید هنوز نتوانستم نفر دومی را پیدا کنم که ویژگی های ابراهیم را در خودش جمع کرده باشد !
📌 من از او کوچکتر بودم ، آن روزها در همه جا هوایم راداشت حتی در
بیشتر مسابقات به عنوان مربی من ، در کنار تشک قرار می گرفت .
🔮 من از همان ایام با ابراهیم دوست شدم واین دوستی هنوز هم ادامه دارد !
ابراهیم حالا هم مراقب من است !
در همین یک ماه اخیردوبار
در عالم رویا به سراغم
آمده و در مسیر زندگی مرا کمک کرده
🔗 آخرین بار همین چند روز پیش بود که می خواستم کاری را انجام دهم ابراهیم آمد و مانند برادر بزرگتر مرا نصیحت کرد و گفت : به این دلایل این کار را نکن !
♻ ادامه دارد.....
📚سلام بـر ابـراهیـم ۲
https://eitaa.com/salambarebraHem