#روش_شناسی_اجتهادی_آیت_الله_العظمی_خامنهای_در_فقه_الجهاد
✳نشست «روششناسی اجتهادی آیتالله العظمی خامنهای در فقه الجهاد»
-5
#فقه
#اصول
✅ معرفی پیشینه موضوع فقه الجهاد
🔸 در این باب یکی از آثار معروفه جلد 21 کتاب جواهرالکلام است که بعد از تدوین آن همگان به آن مراجعه میکنند و صاحب جواهر برای تألیف این جلد با مشکلات جدّی مواجه بودهاند چون منابع کمی در اختیار داشتهاند.
🔸 از جمله منابع ایشان کتاب معرفة الاجتهاد مرحوم برقانی بوده که ایشان معاصر ملا احمد نراقی است و در جنگ بین ایران و روسیه حضور داشت و جزء صاحبان فتوای جهاد است.
ایشان به دست بهائیان به شهادت رسید و کسی بود که وقتی شکستها را در جنگ ایران و روس دید آمد تهران و در کاخ شاهی تحصّن کرد و اعلام کرد که تا حکومت به دست فقهاء نباشد کار پیش نخواهد رفت. او معتقد بود که شاه باید کنار رود و فقیه در رأس امور قرار بگیرد.
این نکته مهمی است و ما میبینیم که در طول تاریخ در این مملکت هرگاه جنگی صورت گرفته است ما یک تکّه از خاکمان را دادهایم تا جایی که در دوران پهلوی دوم بدون جنگ هم ما بحرین، این سرزمین مهم استراتژیک را از دست دادیم که منابع ارزشمند نفت و گاز فراوانی در آن بود.
این قانون ادامه داشت تا اینکه حکومت به دست ولایت فقیه رسید و ما در این دوران با بدترین و شدیدترین فشارها، حتّی یک وجب از خاک را به بیگانگان ندادیم و ان شاء الله در میزهای مذاکره نیز این اتفاق تداوم داشته باشد.
✅ ارزشمندی تفقه در ساحت فقه الجهاد به وسیله امام المجاهدین
ارزشمندی تفقه در ساحت فقه الجهاد به وسیله امام المجاهدین یکی از جنبههای بسیار مهم در ورود شخصیتی همچون رهبری در این عرصه است و ایشان گذشته از اینکه یک فقیه زبردست است، امام المجاهدین در عرصه جنگ و جهاد نیز هستند.
فقیهی که تا به حال سلاح دست نگرفته است و در صحنه نبرد نبوده است خیلی فرق دارد با فقیهی که در صحنه نبرد بوده و خودش یک چهره عملیاتی و فرمانده بیبدیل در جنگ بوده است.
🔸 این سابقه یک موقعیّت عالی برای معظم له در بررسی مسائل فقهی و فقه الجهاد ایجاد میکند و اگر بخواهیم سوابق رهبری در این حوزه را بررسی کنیم میتوانیم به موارد ذیل اشاره کنیم:
1ـ حضور میدانی در جنگ، 2 ـ همکاری با دکتر چمران در جنگهای چریکی، 3 ـ نمایندگی شورای انقلاب در وزارت دفاع، 4 ـ سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 5 ـ معاونت وزارت دفاع، 6 ـ نمایندگی امام در شورای عالی دفاع، 7 ـ فرماندهی کلّ قوا، 6 ـ ولایت و زعامت فکری و معنوی مقاومت اسلامی در عرصه بینالمل.
@salmanraoofi
#روش_شناسی_اجتهادی_آیت_الله_العظمی_خامنهای_در_فقه_الجهاد
✳نشست «روششناسی اجتهادی آیتالله العظمی خامنهای در فقه الجهاد»
-6
#فقه
#اصول
✅ تدریس خارج فقه جهاد توسّط رهبری
🔸 تدریس خارج فقه از سال 1369 توسط رهبری آغاز شده و فقه الجهاد نخستین بابی بوده که ایشان آغاز کردند و کتاب «ثلاث رسائل فی الجهاد؛ الامان و الصابئه و المهادنه» از دل این درسها استخراج شد و اخیراً به چاپ رسید.
🔸 قلم این کتاب بسیار زیبا است و با توجه به تسلّطی که ایشان به زبان عربی معاصر دارند و آشنایی که با قلم مصری دارند، این کتاب بسیار روان و منطبق با ادبیات روز دنیاست هرچند برای برخی که با این نوع از ادبیات آشنایی ندارند شاید مطالعه و فهم این کتاب دشوار باشد.
✅ ویژگیهای روشی رهبری در کتاب ثلاث رسائل فی الجهاد
🔸 ما میخواهیم به روششناسی اجتهاد ایشان در این کتاب نگاهی داشته باشیم. به لحاظ روشی شیوه فقاهت و منهج الاجتهاد حضرت آیت الله العظمی خامنهای در فقه دارای ویژگیها و خصوصیاتی است که روش ایشان را متمایز میکنند.
🔸 نکته اولی که در روششناسی ایشان نظر من را جلب کرد این بود که از نظر روششناسی اجتهاد و فقاهت، فقه و فقاهت رهبری را باید جزء فقه قویم و اصیل یا به اصطلاح فقه جواهری به شمار آورد.
🔸 ویژگی دیگر تفقّه ایشان این است که ایشان با رعایت فقه جواهری با همه معیارها ضوابط و هنجارهایی دقیق و عالمانه کار را پیش برده است، اما این امر موجب نشده که فقه و فقاهت معظم له فاقد عنصر پویایی، پیشروی و بالندگی باشد و نسبت به تحولات روز و پرسشها و چالشهای معاصر بیتفاوت باشد.
🔸 آنچه مهم است آن است که به عکس بسیاری، ایشان در برقرار نمودن جمع سالم میان اصالت و معاصرت، موفق عمل کرده و این کار را به درستی به انجام رسانده است. پیرو این نکته بنده تأکید میکنم که کتاب ثلاث رسائل فی الجهاد از حضرت آقا قابل تحدّی است و میشود ادعا کرد که این کتاب در عین اتقان و اصیل بودن پویا است و هیچ مثل و مانندی ندارد.
🔸 نکته دیگر این است که مصنف مکرم این کتاب در بحثهای خود کاملا به این نکته توجه داشتهاند که بحث فقه الجهاد یک بحث حکومتی و حکومی است. ویژگی این کتاب طرح ابحاث فقه الجهاد ذیل «الفقه الحکومی» و در ارتباط وثیق با «فقه الحکومة» است.
✅ تعریف فقه حکومتی
اما با توجه به اینکه سخن از فقه حکومتی به میان آمد و از طرفی هم فرصت نیست که ما مباحث را کاملاً مورد بررسی قرار دهیم به نظرم به همین مبحث فقه حکومتی بپردازیم بهتر است. بنده با توجه به این نگاه در کلام رهبری یک تعریف از فقه حکومتی ارائه میکنم که وقتی گفته می شود نگاه رهبری، نگاه فقه حکومتی است، منظور چیست؟
🔸 رهبری تأکید دارند که در قم باید کرسی های فقه حکومتی شکل بگیرد ولی متأسفانه برداشت ها از این توصیه رهبری اشتباه است چون تعریفی از فقه حکومتی ندارند.
🔸 فقه حکومتی وقتی بیان میشود ما از آن یک رویکرد و جهت گیری خاص داریم و تعریفی که به ذهن بنده میآید این است که فقه حکومتی به عنوان یک جهتگیری خاص در فقه و در حقیقت یک رویکرد ویژه است که تجلی اصلیاش در پهنه فقاهت و روش اجتهاد میباشد؛ تعریف آن عبارت است از«الاتجاه الحکومی فی فهم النصوص و الدلّه و فی استنباط الاحکام الشرعیه و فی مقام الإفتاء».
🔸 فقه حکومتی یک نگاه است که در پس ذهن فقیه وجود دارد و با آن نگاه به احکام و ادلّه مینگرد و به تعبیر رهبری ممکن است نظر ما در رابطه با ماء الحمام نیز با رویکرد حکومتی تغییر کند.
@salmanraoofi
#روش_شناسی_اجتهادی_آیت_الله_العظمی_خامنهای_در_فقه_الجهاد
✳نشست «روششناسی اجتهادی آیتالله العظمی خامنهای در فقه الجهاد»-7
#فقه
#اصول
✅ تعریف فقه الحکومة
🔸 عنوان دیگری که در مباحث رهبری در کتاب ثلاث رسائل فی الجهاد مطرح شده است، عنوان فقه الحکومه است که یک شاخه فقه و یک فقه مضاف است که در عربی از آن به فقه الإداره نیز تعبیر شده است. فقه الحکومة نرم افزار فقهی حکومت اسلامی به شمار میرود و میشود از آن به عنوان ضابطه حکمرانی شرعی یاد کرد.
🔸 بنده یک تعریف از فقه الحکومه ارائه کردهام و آن عبارت است از «العلم بعملیّات استنباط الشریعة الالهیة لتأسیس الحکومة، تنظیمها و إدارتها و حفظها و تجیه الحکّام فی تعاملهم فیما بینهم و مع الناس و فی علاقاتهم الدولِیّة».
🔸 دانش فرآیندهای استنباط قوانین الهی برای تأسیس، سامانبخشی، اداره و حفظ حکومت و نیز جهتدهی به حاکمان در تعامل داخلی و سلسله مراتبی، تعامل با مردم و روابط بینالمللی.
🔸 به عبارتی احکامی که از فقه الحکومة خارج میشود، رساله عملیه حاکمان است و ما دو رساله عملیه پیدا میکنیم، رساله عملیه عموم مردم، رساله عملیه حاکمان و میتوانیم بگوییم که این مهم خروجی فقه الحکومه در سطح فقه فتوایی است.
✅ جایگاه جهاد در فقه الحکومه
🔸 یکی از مهمترین بحث هایی که حاکمان باید به آن بپردازند و جایگاه ویژهای در فقه الحکومه دارد، جهاد است؛ لذا وقتی حاکمان میخواهند شاهد بیاورند بر اینکه قرآن به شدّت سیاسی و حکومتی است استدلال میکنند بر اینکه چند صد آیه در قرآن در رابطه با جنگ و صلح است که جنبه حکومی دارند.
🔸 خوب ما میبینیم همین امر جهاد اگر با نگاه غیرحکومتی به آن نگریسته شود مانند شیخ انصاری از آن بحث میکند و اگر با نگاه حکومتی به آن نگریسته شود مانند رهبر معظم انقلاب از آن بحث میشود و آثار خودش را دارد.
@salmanraoofi
#فقه
#اصول
🔆نکاتی مهم و کاربردی پیرامون روش تحصیل در درس خارج
🔆زوایایی از منش علمی و اخلاقی امام خمینی
🔆دیدگاه امام خمینی درباره درس خارج
🔆مرحوم آیت الله محمد مومن ره
💠درس خارجی که در حوزه های علمیه رواج دارد، درس خارج مباحث فقهی است؛ یعنی درسی است که استادان در عالی ترین سطح درباره مسائل فقهی مطرح می کنند. بعد از ادبیات، توجه عمده مدیران، استادان، حتی شورای عالی در حوزه ها، چه حوزه برادران چه خواهران، روی مباحث فقه و اصول است. این مرحله را سطح می گویند و بعد از مرحله سطح، مرحله درس خارج آغاز می شود.
💠آقایان فضلا و علمایی که خودشان کار کشته بوده اند و در حدی هستند که میتوانند بر احکام شرع استدلال بکنند، کاملا آیات و روایات را بررسی می کنند و مطالب را به طلاب جوان ارائه می دهند.
💠درس خارج علم اصول، همان مسائل اصولی است که در جلد اول و دوم کفایه یا کتابهای قبلی خواندند و استاد درس خارج، از اول مباحث الفاظ شروع می کند و کار را تا آخر مباحث تعادل و تراجیح پیش می برد که چند سالی طول می کشد البته مقدار زمان، به کیفیت بحث استاد بستگی دارد. خدا امام خود را رحمت کند، یک دوره اصول ایشان، هفت سال طول می کشید. استاد، این مباحث را یکی یکی مطرح، و مباحث را با استدلال بیان می کند و نظریات و استدلال های علمای دیگر را می گوید و چیزی که به نظر استاد صحیح و حق است، با استدلال برای طلبه بیان می کند و طلبه هم از استاد، روش و فرآیند رسیدن به نظر صحیح را می آموزد از این رو، مسائل درس خارج همان مسائل سطح است. چیز جدیدی نیست، منتهی با استدلال درست. اگر پیش از این، یک عالم دیگری، جور دیگری گفته است، این استاد مسئله را برایش تبیین می کند و احیانا دلیلش را هم می گوید. آن وقت طلبه بعد از اینکه پیش استاد این مسئله را آموخت، قهرا خودش باید بتواند در این مسئله وارد بشود و به نظر صحیح برسد. برای نمونه در مباحث امر به نتیجه برسد که "الامر دال على الوجوب"، امر دلالت بر وجوب می کند. فرقی نمی کند که امر به هیئت باشد یا با ماده "يجب". دلیل بر این مطلب چه چیزی است یا بالاخره چه باید گفت.
💠 برخی استادان، مباحث اصول را در طول هفت سال، یک دور می گویند، ولی بعضی آقایان، آن را از ده تا هجده سال طول می دهند و بعضی ها هم مختصر بحث می کنند. مثلا در چهار سال، یک دوره اصول می گویند.
💠در فقه هم به همین نحو هست. حالا رسم بر این است که از مبحث اجتهاد و تقلید آغاز می کنند، بعد هم مباحث طهارت و صلاه را می گویند و ... . استاد این موارد را از طریق قرآن شریف و روایات معتبری که از ائمه به دست می آید یا از طریق اجماع یا حکم عقلی، برای طلبه بازگو و استدلال می کند تا اینکه طلبه به مهارتی می رسد که در آن درسها می فهمد کیفیت استفاده از ادله باید چگونه باشد و در فقه هم همان مباحث را اجرا می کند و کیفیت فهم از قرآن و روایات را آموزش می بیند. این کیفیت کاری است که در درس خارج مرسوم و معروفی که در حوزه هاست، انجام میشود.
💠 حال اگر بخواهیم مقداری درباره درس خارج صحبت کنیم، یک صحبت کلی می توانیم نسبت به مباحث درس خارجی داشته باشیم که آموزش علم اصول فقه است و اینکه چه کاری باید انجام بشود که فراتر از آن چیزی است که الان در حوزه ها رایج است. طلاب باید بدانند آنچه نسبت به این دروسی که مرسوم است-که راجع به مبحث علم فقه و اصول است- چیز جدیدی نیست و در آن ده سال سطح همه آن مطالب را در یک سطح پایین تر دیده اند. این همان مباحث است، منتهی گسترده تر و با استدلال متقن و به صورت جامع.
💠مثلا مباحث کفایه، جلد اول، درباره این است که امر "هیئت افعل"، اگر گفته این کار را انجام بده، این دلالت بر وجوب دارد و حتما باید انجام داد یا دلالت بر صرف مطلوبیت دارد. این موضوع در کتاب معالم و نیز اصول فقه و کفایه بوده است. همین موضوع را هم با ادله اش در درس خارج بررسی می کنند. پس این چیز تازه ای نیست
💠یا مثلا اگر طلبه در علم فقه، در کتاب شرح لمعه، در باب میاه، اقسام آب را می شناسد و میداند آب کر در ملاقات با نجاست، نجس نمی شود، مگر اینکه از نظر بو و رنگ و مزه تغییر بکند، این موضوع را آنجا خوانده، ولی برای این موضوع، استدلال روشنی در شرح لمعه نداشته است. از این رو، در درس خارج، استادی که بحث مياه را مطرح می کند، همان مسائل را می گوید، منتهی دلیل آن را به صورت تام بیان می کند.
💠 هدف درس خارج هم این است که در همین استدلال و استنتاج و رفت و برگشت علمی، طلبه مثل استاد یا قوی تر از استاد بشود، کسی بشود که خودش بتواند از قرآن شریف و روایات حکم خدا را بفهمد. اگر طلبه بخواهد از درس خارج، خوب استفاده کند، قاعده اش این است که در ده سالی که درس سطح را میخواند، درست بخواند. صرف اینکه در آن درسها حضور پیدا بکند و سیاهی لشکر باشد، موجب پیشرفت علمی وی نمیشود.
@almorsalat
@salmanraoofi
#فقه
#اصول
#امام_خمینی ره
💠قاعده کار هم این است که وقتی درس سطح را می خواند، بفهمد صاحب کتاب چه می خواسته بگوید و برایش چه استدلالی آورده است از این رو، توجه به استدلالها مهم است و چه بسا کتاب رسائل و مکاسب مرحوم شیخ، خلاصه درسهای خارجش باشد، درس خارج را گفته و بعد نوشته و در اختیار گذاشته است. علمای بعد هم با توجه به اینکه اینها کتابهای خوبی هستند، اینها را کتاب درسی قرار دادند. صاحب كفایه بعد از اینکه چند دوره اصول گفته، کتاب کفایه را نوشته و در کفایه، به ترتیب، مباحث الفاظ را شروع کرده تا آخر جلد اول کفایه، و به ترتیب مباحث قطع و ظن و شک و تعادل و تراجیح، جلد دوم را نوشته است. از این رو، طلبه در مرحله سطح هم با درس خارج، بیگانه نیست. آن بزرگواران این خلاصه بحث های علمی را گذراندند و در اختیار دیگران گذاشتند. البته تنظیم کفایه بهتر است و طلبه ها بهتر می توانند از آن استفاده کنند. حالا استاد درس خارج هم همان مباحث را مطرح می کند، ممکن است به استدلال کفایه اشکال بکند تا اینکه مطلب جا افتاده، پخته شود و به نتیجه خوب برسد.
💠پس قاعده این است که طلاب محترم که میخواهند به مراحل عالی علمی برسند، وقتی آن ده سال را می گذرانند، حواسشان جمع باشد که محتوای کتابشان را از استاد، خوب یاد بگیرند و طلابی که در ابتدای درس خارج هستند، از همان اول، حواسشان باشد که چیز جدیدی نیست که هنوز مثلش را ندیده باشند. اگر استاد اصول می گوید، معلوم است که چه بحثی را می گوید. قاعده بر این است که طلبه، بحثهایی را که استاد میخواهد فردا مطرح کند، مخصوصا در بحث اصول، پیشتر مطالعه ای داشته باشد و كلمات علمایی را هم ببیند که در آن باره بحث کردند. خودش هم دقت و تأمل کند. اگر کرد، باز به حرفهای علما توجه کند و مباحثه هم داشته باشد. در این صورت، نتیجه می گیرد.
💠توصیه دیگر این است که طلاب دیر به درس نیایند، دیر آمدن، یعنی تلف کردن وقت. خدا حضرت امام را رحمت کند. ایشان می فرمودند: من دلم میخواهد طلبه ها سر وقت بیایند، نه زود و نه دیر؛ به طوری که وقتی در مسجد اعظم، درس را شروع می کنم، در مسجد اعظم تزاحم بشود. مثلا هشت صبح که استاد شروع بکند، این طور نباشد که طلبه از ساعت هفت یا هفت و نیم آنجا آمده و نشسته باشد. برای چی باید اینطور باشد؟
💠درباره مباحثه به نکته ای اشاره می کنم. ما از مباحثه کردن، خیلی استفاده می کردیم و چه بسا میتوانم بگویم استفاده ما از مباحثه، کمتر از استفاده از استاد نبوده است. اگر طلبه این نکات را رعایت کند، هدف درس خارج که رسیدن به اجتهاد است، تأمین می شود.
💠من از امام خمینی استفاده کردم. استفاده من بیشتر از امام(ره) در فقه و اصول بود به درس علمای دیگر، مثل مرحوم آیت الله داماد، گلپایگانی، اراکی و بروجردی هم مقداری رفته ام، ولی بیشتر از امام استفاده کردم. مرحوم حضرت امام(ره)، مردی خوش بیان و متدین بود به هیچ کس هم باج نمیداد. بنده خدا بود. برای خدا حساب باز می کرد. اهل دنیا نبود. اهل این نبود که بخواهد خودش را مطرح کند. وقتی می امد بحث می کرد، به فلک هم باج نمیداد. همه حرف هایش استدلالی بود. یادم می آید یک وقتی ایشان فرمودند: والله شیخ مفید هم باید این حرفها را قبول بکند. ایشان این طور قوی بحث می کرد. با وجود این، بیرون از کلاس، به یک طلبه عادی هم احترام می گذاشت. من سعی می کردم گهگاهی که آقا را در خیابان میبینم، اول سلام کنم. یادم هست یک بار ایشان از مدرسه فیضیه بیرون می آمدند. تقریبا فاصله من با امام، ۲۵ متر بود گفتم صبر کنم تا ایشان نزدیک بشوند و سلام کنم نمیدانم معمم بودم یا نه. ایشان ده - دوازده متر مانده بود که به من برسد، سلام کرد و نگذاشت من سلام کنم. وجود و کیفیت برخورد ایشان با طلبه ها، خودش، درس اخلاق بود و اصلا خودش را نمی گرفت. وقتی میخواست بیاید درس، تنها می آمد. بعد از درس میرفتیم سؤال بکنیم. گاهی بعد از درس، مسجد اعظم تشریف می بردند و در یکی از صفه ها می نشستند و به سؤالات پاسخ می گفتند. ایشان وقت آمدن به درس و وقت بازگشت به خانه، تنها میرفتند. گاهی که میرفتند، به همراهشان می گفتند بفرمایید شما. میگفت یک کاری می خواهید بکنید که من دیگر درس نیایم. این فرد باید هم تک باشد. یک بار، من و یکی از فضلایی که یکی از علمای ارزشمند حوزه است، با حضرت امام کاری داشتیم. ایشان از مسجد اعظم بیرون آمدند و از همان قسمتی که کوچه باغ ملک بود، رفتند. ما از آنجا می آمدیم، امام از طرف مسجد سلماسی می آمدند، آنجا به ایشان رسیدیم و سلام کردیم، ایشان هر دوی ما را می شناخت. فرمودند که بفرمایید. گفتیم: با شما کار داریم. فرمودند: شما بفرمایید، من می آیم نگذاشتند ما همراه ایشان باشیم. یعنی واقعا روش، برخورد، اخلاق و صحبت های ایشان عجیب بود.
@almorsalat
@salmanraoofi
#فقه
#اصول
#امام_خمینی ره
💠آقای خمینی همین آقای خمینی بود که بعد هم که رهبر نظام و انقلاب شد، خودش را هیچ میدانست. می گفت: "همه کارها را خداوند عنایت کرده است. مردم این خدمتها را کردند. کشور، کشور رسول الله است." واقعا اینها را می گفت. صورت سازی نمی کرد. اهل این حرفها نبود. بهترین نهی از منکر و امر به معروف را انجام میداد.
💠اگر واقعا برادران با خواهرانی که در درس خارج شرکت می کنند، با یک پیش مطالعه خوب و دقت خوبی نسبت به مسائل شرکت و بعد هم با هم بحث کنند و بحثشان هم استدلالی باشد و به نقض و ابرام حرف استاد بپردازند، سبب می شود بعد از چهار - پنج سال که خوب در درس استاد شرکت کردند، دیگر نیاز نداشته باشند بیست یا پنجاه سال در درس خارج شرکت کنند.
💠حضرت امام(ره) در این باره می فرمود که به نظر من طلبه ها باید یک کتابی که با قواعد بیشتر سر و کار دارد، مثل بيع مرحوم شیخ را پیش استاد بخوانند، چون درباره قاعده لزوم بيع، صحت بيع و ادله ای که این طرف و آن طرف است، بحث می کند. کتاب را برای تطبیق کردن قواعد در موارد و مصادیق، پیش استاد بخواند. هم چنین استادی پیدا بکند و یک کتاب را که با روایات سر و کار دارد، مثلا کتاب زکات یا کتاب صلاه را بخواند که بیشتر روايات را مطرح و بررسی می کنند؛ چون این گونه نیست که قواعد کلی باشد و مانند بیع، همان ادله ای که برای صحت معاملات در بیع می آید، همان ادله برای نکاح و عاریه بیاید، پس کتابی را باید خواند که بیشتر با روایات سر و کار دارد و این گونه طلبه در فهم روایات و تعارض روایات و جمع ادله، استاد می شود؛ چون انسان در محضر استاد میتواند تبحر پیدا کند، فرمودند که اگر درک و فهم باشد، همین دو تا بس است و بساطش را جمع کند و برای خودش برود، به شرطی که مطالعه و مباحثه داشته باشد.
💠وقتی یک دوره را خواند، دیگر بس است. یک وقت می خواهد استاد حوزه و جزو ارکان تعلیم حوزه شود، باید بیشتر کار کند، ولی افرادی که هدفشان این است که در حوزه، معلومات دینی، کسب و خودشان هم استفاده کنند و هم مردم را در شهرها و روستاهای دیگر بهره مند سازند، به این شکل درس خواندن، مجتهد می شوند، ولی نه حد اعلی از اجتهاد که مرجع تقلید شوند، همین کار را کنند، بس است.
💠این درباره آن قسمتی است که مربوط به بحثهای خارج معروف حوزه است که فقه و اصول است، اما اسلام که فقط فقه نیست. اسلام شامل معارف و تفسیر و مباحث اعتقادی و اخلاقیات هم است. متأسفانه در حوزه ها، کار لازمی که الان در حق فقه و اصول انجام می شود، نسبت به تفسیر به این حد نمیشود. درسی که آیت الله جوادی دارند ادامه می دهند، درس بسیار پر برکتی است، ولی این کار در حوزه کم انجام می شود انسان باید اخلاقیات را یاد بگیرد. باید روی علم کلام، اخلاقیات یا معارف اسلامی، بحث شود. متأسفانه این گونه کارها، هنوز که هنوز است، در حوزه انجام نمی شود.
💠یک قسمت از مسائل فقهی هم آن گونه که احتیاج و حقش است، روی آن کار نشده که یکی از آن مباحث، مباحث ولایت امر است. در مرحله اول، ولایت پیامبر بزرگوار و ائمه معصومین، که قرآن شریف فرموده است، باید تبیین شود. بعد از پیغمبر، ولایت حضرت امیر و ائمه است و بعد از این، در زمان غیبت، ولایت برای فقیه است. اختیارات فقیه و ولایت فقیه یعنی چه؟ حق این مسئله فقهی و بسیاری از مسائل دیگر هم ادا نشده است.
💠اینها کمبودهایی است که امیدواریم با اشراف و برنامه ریزی شورای عالی حوزه و اجرای مدیریت حوزه، این مباحث هم، آن طور که حقش است، در حوزه ها مطرح شود و طلاب ما از همه جهات بتوانند به نیازها پاسخ بگویند. اتفاقا بیشتر نیاز مردم هم به علمایی است که این گونه آیات قرآن، لطايف و معارف اسلامی و اخلاقیات اسلام و این مسائل را کار کرده باشند. نمی گویم مردم به فقه نیاز ندارند. قطعا این طور نیست. مستحبات فقه هم قابل احترام است، ولی همان طور که نسبت به فقه حساب باز شده است، خوب است که به علوم دیگر هم توجه شود و طلاب نسبت به آن علوم هم توجه پیدا کنند تا طلبه ای در حوزه پرورش یابد که قرآن و تفسیر و اخلاقیات اسلام را بداند و با روایات در این باره نیز ارتباط داشته باشد تا مردم در کل کشور و بلکه دنیا، از معارف عمیق دینی استفاده بکنند، ان شاءالله خدا کمک بکند خدمت کنیم.
📚 رهنامه پژوهش، بهار۱۳۹۰، شماره۷ ص۷
@almorsalat
@salmanraoofi
مکتب اصولی شهید صدر.pdf
1.34M
#اصول
#شهید_صدر ره
مکتب اصولی شهید صدر
حجت الاسلام و المسلمین رضا اسلامی
جالب و خواندنی
@salmanraoofi
هدایت شده از مناهج 🇵🇸🇮🇷
🌀 وقتی جایگزین کفایه نازل نمیشود
📝 جایگاه انجمن اصول از حقیقت تا واقعیت
🖋 علی مهدوی
🔹ماهیت انجمن اصول
«اگر جایگزینی برای اصول است و مورد تأیید بزرگان باشد برای درسی کردن آن تلاش می کنیم.» به نظر شما این سخن کیست؟! شاید باور نکنید، رئیس انجمن اصول فقه حوزه علمیه!! به نظر این جمله، جایگاه انجمن اصول را در اذهان روشن میسازد. انجمنی که با تمام وجود سعی دارد کتب فعلی علم اصول را زنده نگه دارد؛ انگشت اتهام برای بیانگیزگی طلاب را صرفا جریانهایی میداند که ادعای تورم علم اصول را داشتهاند.
🔹نسخ مفاهیم هر علم در طول تاریخ
براستی صرف تلاش برای حفظ کتب موجود و برگزاری چند همایش برای نشاندادن تأثیرات فقهی مسائل آن کفایت میکند؟ تا همین چند سال گذشته که خبری از هجمهها نبود، اثری هم از بیانگیزگی نبود؟!! قبل از آن هم آثار بیانگیزگی و رشد تصاعدی آن هویدا بود. بله شاید هجمهها به بیانگیزگی سرعت ببخشند؛ اما علت اصلی را جای دیگر باید جستجو کرد. ماهیت مفاهیم هر علمی بعد از گذشت مدت زمانی نیاز به تنمیه و بالندگی دارد؛ وگرنه منسوخ خواهند شد. هنر بزرگ شیخ و آخوند با تولید کتبی مثل رسائل و کفایه این بود که مفاهیم پویا و جدید وارد صحنهی علم کردند و خود همین مسأله موجب حیات مجدد علم اصول و به تبع حوزه علمیه شد.
🔹انفعال انجمن اصول
اگر انجمن اصول دغدغه علم اصول را دارد؛ بجای تعیین یک روز در تقویم شمسی برای این علم؛ باید نقشی جدی در رشد علم داشته باشد. این که ما بنشینیم تا یک روز کتابی جدید، جایگزین کفایه نازل شود، از کسی که مسؤولیت حفظ و حراست و تنمیه علم را دارد به هیچوجه پذیرفته نیست. انجمن باید بگوید قصد داریم طی زمانی تعیینشده یک کتاب تولید کنیم؛ نه اینکه منفعل باشد تا بلکه کتابی نوشته شود؛ تازه اگر همه بزرگان بر آن اجماع کنند! خب با این اوصافی که میگویید اگر کسی هم داوطلبانه بخواهد اقدامی کند، منصرف میشود؛ چراکه «لو امتناعیه» کلام شما تمام انگیزههایش را میخشکاند.
به امید روزی که انجمن علم اصول، جایگاه حقیقی خود را بیابد و با استفاده از ظرفیت ویژه علمای علم اصول برای طراحی کتب جدید و مسائل جدید قدم بردارد.
#اصول
#مناهج
@Manahejj
سلمان رئوفی
از وقتی مطلب بالا را نوشتم بحث زیادی بین طلاب در گرفت تا از آیت الله قائنی که خود سه سال در درس آی
باسمه تعالی
عرض بنده ناظر به فهم دقیق فرمایشات رهبر انقلاب بود و تاختن عده ای به دروس محققانه علم اصول به دلیل طولانی بودن
اتفاقا یکی از تصمیماتی که گرفته ام ارائه یک خلاصه علم اصول در ۴ تا ۶ سال است که عمده نظرات مهم این علم در آن مطرح شود و ان شاء الله مقدمات آن فراهم شود
بحث مکتب شناسی فقهی شیخ اعظم انصاری ره هم دقیقا هدفش تسریع در اجتهاد با روش علمیست
منکر مطلب زیر نیستم و اتفاقا کاملا مطلب درستی است
و البته حاشیه ای هم میتوان به این مطلب داشت که به دلیل دوری از حواشی صرف نظر می کنم
🔻🔻🔻🔻🔻
🌀 اشتباه محاسباتی در آموزش علم اصول
🖋 هادی چیتساز
🔹مقام معظم رهبری در دیدار با دانشپژوهان مدرسه عالی فقه و علوم اسلامی، به میزان درسهای خارج اصول فعلی انتقاد کرده و از محقق خوئی(ره) به عنوان یک اصولی بزرگ و الگو یاد کردند که درس ایشان ۵ سال طول میکشید.
🔹از سویی دیگر، معظم له درس خارج اصول مستقل ندارند و به بیان نکات اصولی در میان درس فقه اکتفا میکنند. #سیره ایشان، به این معناست که ااصل با درس فقه است که کارگاه اصول است؛ چنانچه فرمودند «عرصه کار در فقه باز است.»
🔹پر واضح است که منظور رهبری، ضیق کردن اصولخوانی، به ویژه درسهای خارج است. اما برخی با مقایسه تعطیلات حوزه نجف و قم، روح مطلب را عوض کردند و میزان درس محقق خوئی و درسهای ۱۵ ساله قم را تقریبا یکسان انگاشتند.
حال آنکه مسئله بر سر ۱۶۰ یا ۱۱۰ جلسه در سال، یا «سرعت بالای مدرس و حجم فراوانِ مطالب» نیست.
🔹مسئله، نحوه آموزش و میزان پرداختن به یک علم آلی و مقدمهای است. مسئله بر سر ۲۴ سال آموزش است؛ یعنی یک سال الموجز، دو سال اصول مظفر، سه سال رسائل، سه سال کفایه (اگر خوب خوانده شود) و ۱۵ سال درس خارج به طور متوسط. مقدمهای که ۲۴ سال طول میکشد، کِی به ذی المقدمه خواهد رسید؟
🔹مسئله، تورم و #زوائد_اصول است. مخالفت رهبری با فکر برخی حوزویان است که به درس های خارج ۱۵ ساله و ۲۰ ساله افتخار میکنند. یا ۳۳ جلد فقط فلسفه اصول مینگارند، تا رسد به خود اصول که معلوم نیست چندصد جلد شود.
🔹تورم اصول، معضل هر دو حوزه نجف و قم است که فرصتهای بینظیر امروز را از دست میدهند. مسئله، زمان تربیت مجتهد برای انقلاب است که در سن جوانی به نوآوری در علوم اسلامی برسد، نه مجتهد ۵۰ ساله.
#مقاومت_در_برابر_تحول
#تورم_اصول
#اصول
#مناهج
@Manahejj
@salmanraoofi
🔆 ظهور معنای «لا أحبّ» در کراهت
🔆آیتالله العظمی شبیری زنجانی: تقریب بدوی مطلب به حسب آنچه که ما از جاهای دیگر هم استظهار میکنیم، عبارت از این است که «لااحب» ظاهر در کراهت شیء است، بر خلاف آقای خوئی که قائل به معنای أعم از کراهت و حرمت میباشد.
🔆البته یک مطلبی مطرح شده است که عبارت از این است که گاهی چیزی به شکل نقیضین است، ولی از نظر مفاد عرفی ضدین لهما ثالث میشود. مثلاً «أظن»، ظنّ به مفاد مطلب است و «لاأظن» هم ظنّ به عدم است و در صورتی که شک مساوی الطرفین باشد، متعارفاً نه «أظن» گفته میشود و نه «ما أظن» گفته میشود.
استخاره هم گاهی خوب و گاهی بد است، ولی به حدّ وسط نه خوب گفته میشود و نه بد،حد وسط وجود دارد ولی شکل، شکل نقیض است. در «أحب ذلک» و «لاأحب ذلک» هم همین گونه است یعنی گاهی هیچ طرف نمیچربد، نه أحب است و نه لاأحب، ولی صورت، صورت نقیضین است.
🔆به هر حال معنای عرفی «لاأحب» عبارت از این است که شخص از کاری خوشش نیاید و به هرچه ترجمه کنیم مانند خوشش نمیآید، آن معنی هم همین گونه است و صورتش مثل نقیضین است. یعنی گاهی میگوئیم خوشم نمیآید و گاهی میگوئیم خوشم میآید، صورتی هم هست که متساوی الطرفین است ولی صورت، صورت نقیضین است.
👈خلاصه به چیزی که ترکش بر فعلش بچربد «لا احب» میگویند و به نظر ما «لاأحب» ظاهر در کراهت شیء است، ولی آقای خوئی مدعی این است که «لاأحب» به معنای أعم از کراهت و تحریم میباشد.
🔆البته در مواردی از آیات قرآن مثل آیه شریفه «لا يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ»(نساء، آیه 148) و برخی آیات دیگر، «لاأحب» در حرام (غیبت و امثال آن) بکار رفته است، ولی مع ذلک به نظر میرسد که «لاأحب» ظهور در کراهت دارد نه تحریم و ممکن است بگوییم که این آیه در مقام بیان «من ظُلم» است و نمیخواهد حرمت غیبت را بیان کند. آیه میفرماید: «بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ»، یعنی اگر آدم مظلوم شد، میتواند جهاراً دفاع کند، داد بزند، فریاد بزند، از اشخاص دیگر کمک بگیرد و اصلاً این کار مطلوب است.
پس بنابراین در چنین مواردی، «لاأحب» منافاتی با تحریم غیبت ندارد، چون شارع در مقام بیان حکم غیبت نیست، ولی اگر شارع در مقام بیان تحذیر از چیزی باشد و عنوان حرمت را ذکر نکنند و بگوید که این کار، کار خوبی نیست و مطلب را سست بیان کند، خلاف حکمت است. زیرا مقام، مقام بعث و زجر است و باید طرف مقابل را تحریک به فعل یا ترک چیزی کرد و اگر بیان به حدّ وجوب نباشد و با استحباب هم سازگار باشد، خلاف حکمت حکیم است. لذا از این تعبیرات، کراهت استفاده میشود و در جایی هم که تعبیر به «أحب» شده باشد، استحباب استفاده میشود.
▪️کتاب البیع، جلسه ۲۳۵ به تاریخ ۹۳٫۲٫۱۵
#اصول
@mfeqhi
@salmanraoofi
#اختصاصی (نشر بدون لینک کانال ممنوع است)
#حوزه
#حوزوی
#مکتب_شناسی_فقهی
#فوائد_مکتب_شناسی_فقهی 2
☀گوشه ای از دروس مکتب شناسی فقهی شیخ اعظم انصاری ره پیاده شده از دروس ارائه شده
باسمه تعالی
#فوائد_مکتب_شناسی_فقهی برای غیر مجتهدین
1. تسهیل در شناخت #روش_استنباط
یکی از مشکلات خواندن #رسائل و #مکاسب این است که این کتب به گونه ای درس خارج اند و کسی که میخواهد این مطالب را بفهمد ، نکته ای که طرح نمی شود تئوری این مسائل و نقشه راه این مباحث است یعنی طلبه نمیداند که #شیخ_انصاری ره میخواهد به چه روندی به حکم برسد البته غیر از بعضی تقدم و تاخرهایی که فکر جوال شیخ دارد و نظم مباحث را کمی به هم می ریزد، طلبه در #رسائل و #مکاسب یا #درس_خارج که وارد می شود دقیقا مثل این است که بدون مقدمه و شناخت تئوری و روند و روش کار او را به اتاق جراحی ببرند و بگویند جراحی کنید. در درس خارج، استاد می آید موضوعی یا فرعی را مطرح می کند بعد اقوال یا ادله را مطرح می کند، بعد این اقوال و ادله را به روش خودش نقد می کند و بعد به یک نتیجه می رسد، این کلیت درس خارج است، البته در #اصول یا در #فقه ممکن است مقداری کار متفاوت باشد، ولی محصل باید خیلی گیرایی داشته باشد که متوجه بشود که این استاد چه روندی و چه روشهایی برای رسیدن به نتیجه دارد. مشکلی که در #درس_خارج داریم همین است یعنی وارد عمل می شوند اما تئوری و روش کار گفته نمی شود شما باید تئوری و روش را در حین کار یاد بگیرید در واقع اگر کسی هم در #درس_خارج #مجتهد شود می شود گفت مجتهد تجربی شده یعنی بدون دانستن نظریة کار، کار را یاد گرفته است.
اگر طلبه در ابتدا یک آشنایی اجمالی با روش #اجتهاد #شیخ_اعظم_انصاری داشته باشد می داند که الان قاعدتا شیخ این طور کار را شروع می کند و اینطور ادامه می دهد و اینطور به پایان میبرد حالا گاهی تقدم و تاخرهایی در کار هست ولی بالاخره می داند روش کار این است و الان کجای روش کار در #مکاسب است و لذا سر در گمی در کل روش کار ندارد بلکه می داند این روش اجتهادی روندش این گونه است و من مثلا ایستگاه موضوع شناسی یا ظهور گیری یا حل تعارض یا غیره هستم و اشراف به روند دارد الان برای طلبه مکاسب خوان اصلا اشراف به روند در ورود به درس #مکاسب نیست لذا اصلا طلبه از اساس در کار شیخ سر در گم است چون نه تئوری اجتهاد را به طور اجمالی می داند و نه روش کار #شیخ_اعظم را مطلع است لذا یک فایده #مکتب_شناسی_فقهی اشراف به روند #اجتهاد و گم نشدن در روند اجتهاد مجتهدینی مثل #شیخ_اعظم است یا #آیت_الله_بروجردی است که این فایده برای غیر مجتهد خیلی بیشتر است ولی برای مجتهد هم نسبتا فایده دارد.
@salmanraoofi
☀️رهبر معظم انقلاب: شیخ صدوق یا شیخ مفید فرموده اند: اگر کسی این شب(شب قدر) را به #مذاکره_علم بپردازد، این افضل از عبادات است؛
بعضی خیال می کنند که این علم همین علمهایی است که دست ماست.
نه! آن روز علوم و معارف ائمه داشت گم می شد و امثال اینها مجاهدت می کردند؛ خب بله شب تا صبح را به آن کار بگذرانند مثل نمازشب خواندن و مثل دعای جوشن خواندن است!
این مال ما نیست که خیال کنیم برویم دنبال یک علمی مثلا #فقه یا #اصول حالا خوبهایش را می گویم! یا چند تا روایت مثلا نگاه کنیم، به مذاکره علم گذرانده ایم اینجوری نیست!
باید دل را پاک کرد، صاف کرد بایستی شستشو داد!
۸۲،۱،۱۹
🔅التماس دعا دارم
🔆اجتهاد روشمند
🔆 @salmanraoofi