eitaa logo
ثامن شهید سعادتمند ۳۴۲ 🇵🇸
169 دنبال‌کننده
7.6هزار عکس
3.9هزار ویدیو
145 فایل
تهران _ ناحیه ابوذر _ حوزه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ۳۴۲_ پایگاه شهید حمزه سعادتمند _ (واحد خواهران) مدیر کانال : @Tahora5 لینک کانال اطلاع رسانی: https://eitaa.com/joinchat/1682768694C5b0bfa3129
مشاهده در ایتا
دانلود
ثامن شهید سعادتمند ۳۴۲ 🇵🇸
🌠 #رمان شب #بدون_تو_هرگز 29 "جبهه پر از علی بود" 🔸با عجله رفتم سمتش ... خیلی بی حال شده بود ...
🌠 شب 28 ❤️ مجنون علی 🔷تا روز خداحافظی، هنوز زینب باهام سرسنگین بود ... تلاش های بی وقفه من و علی هم فایده ای نداشت.😒 🔸علی رفت و منم چند روز بعد دنبالش ... تا جایی که می شد سعی کردم بهش نزدیک باشم ... 🔺 لیلی و مجنون شده بودیم ... اون لیلای من ... منم مجنون اون ... ❣️ روزهای سخت توی بیمارستان صحرایی یکی پس از دیگری می گذشت ... مجروح پشت مجروح ... کم خوابی و پر کاری ... 🔸تازه حس اون روزهای علی رو می فهمیدم که نشسته خوابش می برد ...😌 ✅ من گاهی به خاطر بچه ها برمی گشتم اما برای علی برگشتی نبود ... اون می موند و من باز دنبالش ... 💕 بو می کشیدم کجاست ... تنها خوشحالیم این بود که بین مجروح ها، علی رو نمی دیدم ...😢 ☢️ هر شب با خودم می گفتم ... خدا رو شکر ... امروز هم علی من سالمه ... 😌 🔸همه اش نگران بودم با اون تن رنجور و داغون از شکنجه، مجروح هم بشه ...😥 💢 بیش از یه سال از شروع جنگ می گذشت ... داشتم توی بیمارستان، پانسمان زخم یه مجروح رو عوض می کردم که یهو بند دلم پاره شد ... حس کردم یکی داره جانم رو از بدنم بیرون می کشه ... 💔 🔷زمان زیادی نگذشته بود که شروع کردن به مجروح آوردن ... این وضع تا نزدیک غروب ادامه داشت ... و من با همون شرایط به مجروح ها می رسیدم ... 🔸تعداد ما کم بود و تعداد اونها هر لحظه بیشتر می شد ... تو اون اوضاع ... 💢 یهو چشمم به علی افتاد ... یه گوشه روی زمین ... تمام پیراهن و شلوارش غرق خون بود ...😭 @samensadatmand342
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سخن آنها تورا غمگین نسازد 🗣 که تمام عزت از آن خداست🙏 @samensaadatmand342
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ثامن شهید سعادتمند ۳۴۲ 🇵🇸
🌠 #رمان شب #بدون_تو_هرگز 28 ❤️ مجنون علی 🔷تا روز خداحافظی، هنوز زینب باهام سرسنگین بود ... تلاش
🌠 شب 30 " طلسم عشق" 🔺 بیست و شش روز بعد از مجروحیت علی، بالاخره تونستم برگردم ... دل توی دلم نبود ... 📞 توی این مدت، تلفنی احوالش رو می پرسیدم ... اما تماس ها به سختی برقرار می شد ...☎️ 🔺 کیفیت صدای بد ... و کوتاه ... برگشتم ... از بیمارستان مستقیم به بیمارستان ... ✅ علی حالش خیلی بهتر شده بود ...☺️ 💢 اما خشم نگاه زینب رو نمی شد کنترل کرد ...😒 به شدت از نبود من کنار پدرش ناراحت بود ... - فقط وقتی می خوای بابا رو سوراخ سوراخ کنی و روش تمرین کنی، میای ... اما وقتی باید ازش مراقبت کنی نیستی ...😤 🔸 خودش شده بود پرستار علی ... نمی گذاشت حتی به علی نزدیک بشم ... چند روز طول کشید تا باهام حرف بزنه ... تازه اونم از این مدل جملات ... همونم با وساطت علی بود ... خیلی لجم گرفت!!!☹️ آخرش به روی علی آوردم ... - تو چطور این بچه رو طلسم کردی؟ 🤔 🔷 من نگهش داشتم... تنهایی بزرگش کردم ... ناله های بابا، باباش رو تحمل کردم ... باز به خاطر تو هم داره باهام دعوا می کنه!!!🙄 و علی باز هم خندید ... اعتراض احمقانه ای بود ... 👌🏼وقتی خودم هم، طلسم همین اخلاق با محبت و آرامش علی شده بودم ...😊💞
ثامن شهید سعادتمند ۳۴۲ 🇵🇸
🌠 #رمان شب #بدون_تو_هرگز 30 " طلسم عشق" 🔺 بیست و شش روز بعد از مجروحیت علی، بالاخره تونستم برگردم
🌠 شب 31 " مهمانی بزرگ" 🔷 بعد از مدت ها پدر و مادرم قرار بود بیان خونه مون ... علی هم تازه راه افتاده بود و دیگه می تونست بدون کمک دیگران راه بره ... ☺️ 💢 اما نمی تونست بیکار توی خونه بشینه ... منم برای اینکه مجبورش کنم استراحت کنه ... نه می گذاشتم دست به چیزی بزنه و نه جایی بره ... 🔷بالاخره با هزار بهانه زد بیرون و رفت سپاه دیدن دوستاش ... قول داد تا پدر و مادرم نیومدن برگرده ... 🔸همه چیز تا این بخشش خوب بود ... اما هم پدر و مادرم زودتر اومدن ... هم ناغافلی سر و کله چند تا از رفقای جبهه اش پیدا شد ... 💢 پدرم که دل چندان خوشی از علی و اون بچه ها نداشت ... زینب و مریم هم که دو تا دختر بچه شیطون و بازیگوش ... دیگه نمی دونستم باید حواسم به کی و کجا باشه ... 😢 🔸مراقب پدرم و دوست های علی باشم ... یا مراقب بچه ها که مشکلی پیش نیاد ... یه لحظه، دیگه نتونستم خودم رو کنترل کنم ... و زینب و مریم رو دعوا کردم .... و یکی محکم زدم پشت دست مریم... 🔺نازدونه های علی، بار اولشون بود دعوا می شدن ... قهر کردن و رفتن توی اتاق ... و دیگه نیومدن بیرون ... 🔺 توی همین حال و هوا ... و عذاب وجدان بودم ... هنوز نیم ساعت نگذشته بود که علی اومد ... قولش قول بود ... راس ساعت زنگ خونه رو زد ... 🔸بچه ها با هم دویدن دم در ... و هنوز سلام نکرده ... - بابا ... بابا ... مامان، مریم رو زد ...😢 @samensadatmand342
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام صادق (ع): 📌اگر دوست داری که خداوند عمرت را زیاد کند پدر و مادرت را شادنما♥️ @samensadatmand342
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 کلمات پرکاربرد زبان عربی به لهجه عراقی که 👈 در ایام اربعین در کربلا به دردتان می‌خورد. 🦋✌️آن را ذخیره کنید✌️🦋 💠فارسی: گذرنامه - پاسپورت ✅العربية: جَواز - باسبورت 💠فارسی: گذرنامه‌ها ✅العربية: جَوازات 💠فارسی: گذرنامه ات رو بده ✅العربية: إنْطِني جَوازَك 💠فارسی: بگذار ببینم - نگاه کنم ✅العربية: خلّي أشُوف 💠فارسی: ويزا ✅العربية: فيزَة 💠فارسی: كجاست؟ ✅العربية: وِين 💠فارسی: سرويس بهداشتی کجاست؟ ✅العربية: وِينِ المَرافِق الصَّحيَّة (بدون کلمه صحیه بکار ببرید، چون این‌گونه عامیانه تر است) 💠فارسی: می‌خواهم ✅العربية: أريد 💠فارسی: بروم ✅العربية: أرُوح 💠فارسی: به نجف ✅العربية: إلْنَجف (در اصل الی النجف بوده) 🔹نحوه تلفظ : أريد أروحِلْنَجف 💠فارسی: اتوبوس می‌خوای یا ون ✅العربية: تِريدِ الباص لُو كَيّة؟ 💠فارسی: کرایه‌اش چنده - چقدر میشه ✅العربية: إشگَد؟ - إشگد الأجرة 💠فارسی : ده هزار - ۱۰٫۰۰۰ دینار - ۱۰ ✅العربية: عَشِر - عَشرتالاف 💠فارسی: خوبه ✅العربية: زِيَن 💠فارسی: نه گرونه! ✅العربية: لا، باهِز 💠فارسی: خيلی - گرونه ✅العربية: إهوَاي، كِلَّش - باهز 💠فارسی: گروه‌تون، چند نفر هستید؟ ✅العربية: جَماعَتْكُم، چَم نفرات؟ 💠فارسی: بیا بالا - سوار شو - بپر بالا ✅العربية: صْعَد - يا أللّه صْعد 💠فارسی: تمام شديد؟ همه سوار شدید؟ - تکمیل شد - تمام شد. ✅العربية: خَلاص؟ - *يا به‌صورت خبري* :خلاص! 💠فارسی: چمدان - ساک ✅العربية: جُنطَة - جمع : جُنَط 💠فارسی: راننده ✅العربية: سايِق 💠فارسی: ایستگاه پلیس ✅العربية: سِیطَرَة 💠فارسی: گیت - دروازه - ورودی ✅العربية: بَوّابَة 💠فارسی: افسر - مأمور - مسؤول ✅العربية: ضابُط 💠فارسی: گاری - ارابه ✅العربية: عَرَبانة 💠فارسی: گاری چی - ارابه‌کش ✅العربية: عَرَبَنچي 💠فارسی: (بردار،بلند کن) - چمدون رو بردار ✅العربية: (شيل) - شيلِ الجُنطَة 💠فارسی: کیف - کوله ✅العربية: حَقْبَة 💠فارسی: هوا گرمه - گرمه ✅العربیة: ألْجَو حار - حار 💠فارسی: آب‌جوش ✅العربیة: مایِ الحارّ، ماي حار 💠فارسی: نان ✅العربیة: خُبُز 💠فارسی: نان ساندویچی(مخصوص به عراق) ✅العربیة‌: صَمّون 💠فارسی:کولر را روشن کن ✅العربیة: شَغِّلِ الْمُكَيِّف 💠فارسی: خاموش کن - خاموشش کن - کولر را خاموش کن ✅العربیة: طَفْ - طفِّيَه - طفّي المُكيّف 💠فارسی: وایستا - نگه دار ✅العربیة: اُگُفْ 💠فارسی: اینجا - آنجا ✅العربیة: إهْنا - إهناك 💠فارسی: بیا ✅العربیة: تعال 💠فارسی: برو ✅العربیة: رُح (روح) 💠فارسی: گم کردم ✅العربیة: ضَيَّعِت 💠فارسی: بگذار - قرار بده ✅العربیة: خَلّي 💠فارسی: چرا - برای چه ✅العربیة: لِيَش 💠فارسی: نمی‌فهمم - نمی‌فهمم چی می‌گی ✅العربیة: مَافْتَهِم (الف خوانده نمي‌شود) - مَفتَهم شِتگول 💠 فارسی: کم - کمی عربی بلدم ✅العربیة: شُوَیّ، شْوَيّ - شوي أعرف، شوي أحچی 🦋 اگه قسمت شد مشرف شدید و استفاده کردید از افرداي كه اين كلمات را تهیه کرده‌اند یاد کنید... 🤲 التماس دعا