زندگی چیست؟
نه تو می مانی، نه اندوه،
و نه هیچ یک از مردم این آبادی.
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم میگذرد.
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند.
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز.
زندگی ذره كاهیست،
كه كوهش كردیم.
زندگی نام نکوییست،
كه خارش كردیم.
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار،
زندگی نیست بجز دیدن یار،
زندگی نیست بجز عشق،
بجز حرف محبت به كسی،
ورنه هر خار و خسی،
زندگی كرده بسی.
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد،
دو سه تا كوچه و پس كوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد،
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟!
از اون پرده ی نمایشی که دوستای نزدیکم از من توی ذهنشون دارن بدم میاد. درسته مقصرش منم ولی چرا باید توی ذهنشون انقدر وقیح به نظر برسم؟
مخفیگاهِزمینیهایمطرود
و قسم به سرمای یخ و گرمای آتش. که خدا تنها خالقیست که دنیارا در عمق شگفتی اش آفریده.
هدایت شده از ایـراندخـت⁸
احتمالا تو زندگیم ۹۴۳۳۶۸۵۷۸ چیز بوده که میخواستم اما بخاطر شهرم نتونستم داشته باشمشون
مخفیگاهِزمینیهایمطرود
احتمالا تو زندگیم ۹۴۳۳۶۸۵۷۸ چیز بوده که میخواستم اما بخاطر شهرم نتونستم داشته باشمشون
من و کلاسای آشپزی سراشپز جعفری درحالی که کلی از هم دوریم: