Opus IX;
داستان از سال ۱۹۳۶ شروع؟ نه رشد میکنه. از خودکشی یه کفاش جوون، به اسم جوزف کلر.
هرکسی خودکشی میکنه، اکثرا یه نامه یا یه نشونه از خودش به جا میذاره. و تنها چیزی که جوزف از خودش به جا گذاشته بود، یه تیکه کاغذ بود که روش یه بخشی از یه آهنگ نوشته شده بود. آهنگ gloomy sunday.
افسرای پلیس، اول فکر میکنن که خب عادیه تو بخوای به عنوان آخرین حرف از آهنگ مورد علاقت استفاده کنی. اما همه چیز اینجا تموم نمیشه.
و تمام افرادی که خودکشی کردن، تیکه کاغذی با مضنون یکی از بیت های gloomy sunday همراهشون داشتن.
حتی محلی ها میگن چند نفر بعد از اینکه از نوازنده های خیابونی خواستن این آهنگو براشون اجرا کنن از روی رودخونه میپرن.
و بعد این اهنگ به اهنگ خودکشی معروف میشه، چون بیش از ۲۰۰ خودکشی با این اهنگ انجام شده بود.
داستان های زیادی شنیدیم، راجع به اثرهای خلق شده ای که توی تاریخ موندگار میشن. اغلب به دستان کسانی که توی زندگیشون درد و رنج رو کشیدن، و توی سیاهیش فرو رفتن.
برگردیم سراغ شرش، اون یه آهنگساز معروف بود. اما چی شد که gloomy sunday رو خلق کرد؟