eitaa logo
جزیره مجنون🕊
899 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
1.9هزار ویدیو
76 فایل
در مسیر #شهدا قدم برمیداریم🌱🤍 ‌ ‌ قطعا سننتصر🇵🇸🇮🇷🇾🇪🇱🇧✌️ ‌ ارتباط با خادم کانال: @khademolreza110
مشاهده در ایتا
دانلود
💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚 روز سی و هفتم چله زیارت عاشورا💚 به نیت حاجت رواشدن همه دوستان، به نیابت از شهید محمدرضا تورجی‌زاده 🌷 💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚 @rahianfahmideh2
جزیره مجنون🕊
💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚 روز سی و هفتم چله زیارت عاشورا💚 به نیت حاجت رواشدن همه دوستان، به نیابت از شهید محمدرض
رازی که تا شهادت فاش نشد؛ سه‌شنبه‌های زیبا یکی از همرزمان شهید محمد تورجی‌زاده در خاطره‌هایش نقل می‌کند: «شهید تورجی زاده در نخستین روزهای سال 63 به گردان ما آمد و بعد از صحبت‌هایی که بین‌مان رد و بدل شد او را پذیرفتم. علت حضورش را در این گردان سوال کردم. فهمیدم به خاطر بعضی مسائل سیاسی از گردان قبلی خارج شده است. کمی که با او صحبت کردم فهمیدم نیروی پخته و فهمیده‌‌ای است، گفتم: به یک شرط تو رو قبول می‌کنم، باید بی سیم‌چی خودم باشی! قبول کرد و به گردان ما ملحق شد؛ مدتی گذشت. محمد با من صحبت کرد و گفت: می‌خواهم بروم بین بقیه نیروها. گفتم: باشه اما باید مسئول دسته شوی. قبول کرد. این نخستین باری بود که مسئولیت قبول می‌کرد؛ بچه‌ها خیلی دوستش داشتند. همیشه تعدادی از نیروها اطراف محمد بودند. چند روز بعد گفتم محمد باید معاون گروهان شوی. قبول نمی‌کرد، با اصرار به من گفت: به شرطی که سه‌شنبه‌ها تا عصر چهارشنبه با من کاری نداشته باشی، با تعجب گفتم: چطــور؟ با خنده گفت: جان آقای مسجدی نپرس، قبول کردم و محمد معاون گروهان شد. مدیریت محمد خیلی خوب بود. مدتی بعد دوباره محمد را صدا کردم و گفتم: باید مسئول گروهان بشی. رفت یکی از دوستان را واسطه کرد که من این کار را نکنم. گفتم: اگر مسئولیت نگیری باید از گردان بری، کمی فکر کرد و گفت: قبول می‌کنم، اما با همان شرط قبلی، گفتم: صبر کن ببینم. یعنی چی که تو باید شرط می‌گذاری؟ اصلا بگو ببینم بعضی هفته‌ها که نیستی کجا می‌روی؟ اصرار می‌کرد که نگوید. من هم اصرار می‌کردم که باید بگویی کجا می‌روی. بالأخره گفت: حاجی تا زنده هستم به کسی نگو، من سه‌شنبه‌ها از این جا می‌رم مسجد جمکران و تا عصر چهارشنبه بر می‌گردم. با تعجب نگاهش می‌کردم. چیزی نگفتم. بعدها فهمیدم مسیر 900 کیلومتری دارخــوئیــن تا جمکـران را می‌رود و بعد از خواندنن نماز امام زمـــان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر می‌گردد. یکبار همراهش رفتم. نیمه‌های شب برای خوردن آب بلند شدم. نگاهی به محمد انداختم. سرش به شیشه بود. مشغول خواندن نافله بود. قطرات اشک از چشمانش جاری بود. در مسیر برگشت با او صحبت می‌کردم. می‌گفت: یک بار 14 بار ماشین عوض کردم تا به جمکران رسیدم. بعد هم نماز را خواندم و سریع برگشتم». @rahianfahmideh2
هر چه زمان می‌گذرد، مردم افسرده‌تر می‌شوند این خاصیت دل بستن به زمانه است! خوشا به حال آنکه به جای زمان، به «صاحب زمان» دل می‌بندد. @rahianfahmideh2
✨🌼✨🌼✨🌼✨🌼✨🌼✨ هروقت‌میری‌رختخوابٺ یه‌سلامۍ‌هم‌به‌امام‌زمانٺ‌بده ۵دقیقه‌باهاش‌‌حرف‌بزن چه‌میشودیه‌شبی‌به‌یاد‌کسی‌باشیم‌که هرشب‌به‌یادمان‌هست... @rahianfahmideh2
💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚 روز سی و هشتم چله زیارت عاشورا💚 به نیت حاجت رواشدن همه دوستان،به نیابت از شهید سجاد فراهانی 🌷 💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚 @rahianfahmideh2
هدایت شده از جزیره مجنون🕊
✨متن زیارت پرفیضِ عاشورا✨ التماس دعا @rahianfahmideh2
💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚 روز سی و نهم چله زیارت عاشورا💚 به نیت حاجت رواشدن همه دوستان،به نیابت از شهدای گمنام 🌷 💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚🌿💚 @rahianfahmideh2
گفتم؛ از حسین چه می‌دانی؟! گفت؛ کربلا و عاشورا و سر بریده و اسارت.. گفتم از راهش چه؟! گفت؛ راهش بماند برای اهلش ، ماییم و ذکر جنونمان! گفتم؛ شمر هم اگر در صفین زخم عمیق تری خورد شهید می‌شد و شاید الگوی ما قرار میگرفت، اما راهش گم گشت و مسیرش به کربلاء‌ رسید و دستانش به خون آل الله آغشته شد. اگر راه نشناسی، جنون تو راه آخر کار به امام کُشی وا میدارد! @rahianfahmideh2