بسم الله الرحمن الرحیم
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده🥺
هنوز هم دلم تنگ غروب شلمچه است...
دلتنگ لحظات خندیدن و دلتنگ لحظات خلوتم با شهدا...
دلتنگ لحظاتی شده ام که اصلا نمیدانم چجوری گذشت مثل یک چشم بهم زدن تموم شد...
دلتنگم باز هم دلم اشکهایم را میخواهد...
اشکهایی که برای شهدا ریختم و ارام گرفت جانی که پر از تلاطم بود....
دلتنگ شده ام کاش هیچوقت برنمیگشتم و انجا می ماندم....
دلم تنگ رود خروشان و غرق خون اروند است....
من امدم ولی دلم در جنوب جا ماند...
دلی که هرروز نگاه به عکس ها می کند و میبارد...
به روزهای خوب علقمه، هویزه، طلائیه،فتح المبین، اروند، شلمچه، موزه خرمشهر، رود کارون و اروند...
دلتنگ شبهای رزمایش که از ذوق به سرعت میدویدیم🙂🌹
دلتنگ مراسم اخرین شب پادگان شهید باکری در کنار همه دوستان🌹
حتی دلتنگ پیریز های برقی که پر از شارژر بود😁😁
رفقا ما هم هفته پیش این موقع فتح المبین بودیم ولی الان با عکس های ارسالی شما اشک میریزیم و دل را آنجا جا گذاشتیم 🙂
رفقا التماس دعا مارو یادتون نره❤️
ارادتمند شما :سهل ابادی