eitaa logo
جزیره مجنون🕊
894 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
1.9هزار ویدیو
76 فایل
در مسیر #شهدا قدم برمیداریم🌱🤍 ‌ ‌ قطعا سننتصر🇵🇸🇮🇷🇾🇪🇱🇧✌️ ‌ ارتباط با خادم کانال: @khademolreza110
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹همیشه به نیرو‌ها و رزمنده‌ها می‌گفت؛ قبل از خواب زمزمه کنیم: خدایا گناهانی را که مرا از امام حسین محروم می‌کنند.، ببخش! شهید محمود کاوه @rahianfahmideh2
🔴 ‏داغِ این عکس هیچوقت کهنه نمیشه! 🔹 تو نمایشگاه دفاع مقدس قُم پسربچه دویید تا باباشو بغل کنه ... ولی وقتی دید ماکتِ باباشه ، بغضش ترکید و کلی گریه کرد ... 💔 راستی، قیمت این لحظه چند!؟ 🔹 نازدانه شهید مدافع حرم #‎سعيد_سامانلو @rahianfahmideh2
‹بہ‌مرگ‌داخل‌بستر‌نمیشود‌دل‌بست خداکند‌کہ‌شہادت‌بہ‌دادمابرسد..!:)🌿› @rahianfahmideh2
🎈 علیه السلام: شادی مومن در چهره‌ي اوست، قدرتش در دینش، و اندوهش در دلش اسـت… 🖌 غررالحکم @rahianfahmideh2
خدای مهربان من.. عفوت برتر است از 🙂🙂🕊 @rahianfahmideh2
چهارشنبه سوری بیشتر از همه اوقات، مراقب خودمون و برادر و خواهر های کوچیکمون باشیم.. رفقا یادمون نره که یه لحظه شادی، نمی ارزه به یه عمر پشیمونی🚶‍♀🙂 امشب با موندن تو خونه هامون و انجام بازی های گروهی، دیدن فیلم، کتاب خوندن و قصه و خاطره تعریف کردن و ... عید خوبی رو برای خودمون و خانواده هامون تضمین کنیم🌺❤️ مراقب خودت باش رفیق !
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ منتشر شده برای اغتشاشگران که فراخوان 22-23-24 اسفند را دادند @rahianfahmideh2
جزیره مجنون🕊
کلیپ منتشر شده برای اغتشاشگران که فراخوان 22-23-24 اسفند را دادند @rahianfahmideh2
یه امشب رو مراقب خودتون و خوبیهاتون باشید تا همه با هم نقشه های دشمن رو نقشه بر آب کنیم🙂🌱
جزیره مجنون🕊
در این شلوغے دنیا فراموشتان نڪردیم در شلوغے قیامتـــــ فراموشمان نڪنید آے شہداء ... سهم شما ۳
🕊🌺 بعد از شهادت عبدالحسین، زینب زیاد مریض می شد. یک بار بدجوری سرما خورد وبه اصطلاح سینه پهلو کرد. شش، هفت ماهش بیشتر نبود. چند تا دکتر برده بودمش، ولی فایده ای نکرد. کارش شده بود گریه، بس که درد می کشید. یک شب که حسابی کلافه شده بودم، خودم هم گریه ام افتاد. زینب را گذاشتم روی پایم. آن قدر تکانش دادم وبرایش لالایی خواندم تا خوابش برد. خودم هم بس که خسته بودم، در همان حالت نشسته، چشم هایم گرم خواب شد. یک دفعه عبدالحسین را توی اتاق دیدم، با صورتی نورانی وبا لباس های نظامی. آمد بالای سر زینب. یک قاشق شربت ریخت توی دهانش. به من گفت: «دیگه نمی خواد غصه بخوری، ان شاءالله خوب می شه.» در این لحظه ها نه می توانم بگویم خواب بودم، نه می توانم بگویم بیداربود. هرچه بود عبدالحسین را واضح می دیدم. او که رفت، یک دفعه به خودم آمدم. نگاه کردم به لب های زینب، خیس بود. قدری از شربت روی پیراهنش هم ریخته بود. زینب همان شب خوب شد. تا همین حالا، که چهارده، پانزده سال می گذرد، فقط یک بار دیگر مریض شد. آن دفعه هم از امام رضا- علیه السلام- شفا گرفت. 🕊 @rahianfahmideh2
برای چند لحظه تصور کنید صداهایی که الان به گوشتون میخوره، واقعی بود..! هیچی فقط خواستم یادآوری کنم که یه سری افراد رفتن و از جونشون گذشتن تا الان این صدا های مبهم صرفا یادآور یه مراسم کهن باشن نه جنگ و خونریزی..🙂 به یاد شهدا و برای شهدا صلوات (:❤️ @rahianfahmideh2