eitaa logo
سمتِ آقا
872 دنبال‌کننده
162 عکس
59 ویدیو
5 فایل
• بسم‌الله/سرباز @khamenei_ir @rahbar_ir فور کنید.
مشاهده در ایتا
دانلود
همه، در حوزه، در دانشگاه، در صداوسیما بالخصوص، در مطبوعات، در هر جایی که شما ایستاده‌اید و یک شعاع پیرامونی‌ای دارید و میتوانید روی آن اثر بگذارید، باید تبیین انجام بگیرد؛ تبیین درست، تبیین صحیح.امام شهید(رضوان‌الله‌تعالی) ۱۴۰۱/۱۰/۱۹
شهادت شهید بهشتی و یاران مخلصش تأییدی بر حسینی بودن نظام اسلامی است. • امام خامنه‌ای ۷/تیر/۱۴۰۵
سمتِ آقا
دیدار خصوصی در بیت رهبری که نشد؛ ان‌شاءالله دیدار خصوصی در بهشت.
اشک می‌آمد به استقبال ما وقت وداع سخت می‌لرزید در چشمان ما تصویر او‌..
خدا صبور کند در مصیبتت ما را...
آنجائی که یاد شهادت، یاد و ذکر شهیدان، تمجید از عظمت شهیدان وجود دارد، هر انسانی، هر دلی احساس عظمت و استغنای از غیر خدا میکند. • شهید والا مقام، آیت الله خامنه‌ای ۱۳۹۰/۱۲/۱۰
وداع میکنم، با عزیزتر از جانم.
سمتِ آقا
وداع میکنم، با عزیزتر از جانم.
بارها خودم را به تو رساندم. در هرفرصتی که جماعت ایرانی به دیدارتان می‌آمدند، من در صف اول می‌نشستم و تو را به زیباییِ ذوق در چشمانشان، نگاه می‌کردم. چادرم را زیر چانه محکم میکردم و با تمام دقت به حرف‌هایتان گوش جان می‌سپردم. چهره‌تان آنقدر نورانی، پرشکوه و بالطافت بود که چشمانم تابِ این‌همه جلوه‌های الهی را نداشتند و سر به زیری را بهانه‌ می‌کردم؛ بهانه‌ی نگاهی که گویا اجازه نداشتند به ولیّ خدا چشم بدوزند و خیره خیره بنگرند. سر به زیر و حواس جمع سخنانتان را دنبال می‌کردم تا به معارفِ واو به واو آن برسم. اگر عقب می‌ماندم برای هر حرفِ از دست رفته، باید ساعتها خلوت خود را با غرغریاتِ قلبم سر می‌کردم که چرا درّ و گوهر را از دهانِ صدف نگرفته‌ام. من شاگردی بودم که حالا شعله های سازنده‌ی استادش را، در تمام وجود خود حس می‌کند. آرام و شمرده سخن می‌گفتی و کار من را برای ثبت نصایحِ گهربارت آسان می‌کردی.. تمامْ وقت ذوبِ در حکمت و اندیشه و علمِ معلم خود شدم؛ معلمِ علاّمه؛ یعنی همان اعلم زمانه‌ی من. نگاهم را دقایق پایانیِ جلسه، مکلف به دیدار آن چهره‌ی نورانی کردم! نورِ در چهره‌ی تو، در من تلاطمِ اقیانوس خسته‌ای را به اقیانوسِ آرامی مبدل میکرد. دستت را بالا آوردی و مثل همیشه در کمال تواضع با جمعیت خداحافظی کردی.. آمدی پایین جایگاه و درحالی که چشم از شما برنداشتم، چادرم را جمع کردم و به سمتتان آمدم، اشک امانم را بریده بود؛ می‌خواستم داد بزنم و صدایتان کنم، بغض گلویم را می‌فشرد. نگاه مهربانانه‌ات به سوی ما نظری انداخت و جای نوازش را از همان نگاه برایمان پر کردی. تمام آرزویم گرفتنِ چفیه‌ای بود که از دست خودتان به دستانم برسد. این فرصت شاید بار آخر باشد، شاید آخرین دیدار من و شما باشد، باید بگویم که چه می‌خواهم! گفتم. گویا موجِ عشق، صدای من را از گلو بیرون آورد. «آقا! چفیه‌‌تون رو میخواستم؛ آقا؟؟» حواست بین آن‌همه جمعیت به عشق و حسرت در صدایم جمع شد و حالا خطابِ لبخندت شده بودم. اشاره‌ای کردی و چفیه را از دور گردنت به سمت دهانت آوردی و زمزمه‌ای کردی.. اشک اجازه‌ی دیدن جزئیات را نمی‌داد اما خوب می‌دیدم چطور ضربان قلب من با تکان خوردن لبانت براثر ذکر، یکی شده بود. چفیه را از شما گرفتم و بلند بلند فریاد میزنم «آقا خدا عمرتون بده! خدا سایه‌ی شما رو از سر ما کم نکنه». خدا را با همان لبخندِ چشمانت حافظ ما کردی و خداحافظی ما این‌گونه شیرین رقم خورد. اما کاش تمام اینها، یک خیال نبود. • سین.عین
تو زندگینا‌مه‌اش نه یک نقطه‌ سیاه، بلکه یک نقطه‌ی خاکستری هم وجود ندارد. • اعتراف مهاجرانی / یکی از مخالفین آیت الله شهیدخامنه‌ای
امامِ شهید من: هرگز دشمنی با آمریکا را فراموش نکنید.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🗞 این فقط یک تشییع نیست ▪️ نگاهی به اهمیت و ابعاد وداع ملت با قائد شهید در شماره جدید 🏴 | 📥 دریافت نسخه PDF 🖥 Farsi.Khamenei.ir
ما خود را در برابر شخصيت بزرگ و استثنایی از اين حيث ملاحظه می‌كنيم و می‌بينيم كه بسياری در اين امت هستند كه از اين شخصيت والا آگاهی و شناختی جز اندك ندارند و به همين دليل است كه به جرات می‌توانيم بگوييم كه ايشان در ميان امت اسلام و حتی در ايران چقدر مظلوم هستند؛ حتی ايشان در مهمترين بعد شخصيتی‌شان كه همان بعد سياسی و رهبری است هنوز شناخته شده نيستند، چون شخصيتی است كه دشمنان از يك سو آن را محاصره كرده‌اند و از سوی ديگر دوستان آنگونه كه بايد حق اين شخصيت را ادا نمی‌كنند و اين مسئوليت ماست كه اين امت را با اين شخصيت بزرگ و عظيم آشنا كنيم تا از آن بهره‌های لازم و شايسته را ببرند و از بركات وجودش چنين رهبری و چنين ولیّ فقيه و انديشمند و متفكری برای حال و آينده و دنيا و آخرت خود مستفيض شوند. • شهید سیدحسن نصرالله
بغض چگونه می‌خوری یاد بده به ما علی.