12.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیباترین سرود
آنقدر اینو منتشر کنیم که همه دنیا بدانند
رهبر یعنی چه⁉️😊👌
اَللّهُمَّعَجِّللِوَلیِّکَالفَرَجَوَالْعافِیَةوَالنَّصْرَ
꧁꧂🌿꧁꧂🌿꧁꧂
♦️خانواده شهدای اخیر نیروی پدافند هوایی ارتش با رهبر انقلاب دیدار کردند
🔹خانواده شهدای نیروی پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در مقابله با حمله شرورانه اخیر رژیم صهیونی، ظهر امروز (یکشنبه)، با حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
🔹شهیدان حمزه جهاندیده، محمدمهدی شاهرخیفر، مهدی نقوی و سجاد منصوری از کارکنان نیروی پدافند هوایی ارتش بودند که بامداد شنبه ۵ آبان در راستای دفاع از حریم امنیت ایران، حین عملیات مقابله با پرتابههای رژیم جنایتکار صهیونی به مقام والای شهادت نائل شدند.
🔹اخبار و تصاویر تکمیلی متعاقباً منتشر خواهد شد. ۱۴۰۳/۸/۱۳
5.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 توسل به امام زمان معجزه میکنه
فقط باید باور کنی همه کاره عالم اوست.
#امام_زمان
#توسلات_مهدوی
꧁꧂🌿꧁꧂🌿꧁꧂
13.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻سخنان همسر شهید جهاندیده در دیدار با رهبر انقلاب
🔹️همسر شهید جهاندیده در جریان دیدار امروز خانوادههای شهدای نیروی پدافند هوایی ارتش: به حمزهام قول دادهام اشک نریزم مگر اشک شوق اقامه نماز به امامت شما در مسجد الاقصی...
꧁꧂🌿꧁꧂🌿꧁꧂
15.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینگونه عاشق امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام باشیم
🎙استاد رفیعی
#اللهم_ارزقنا_کربلا_بحق_الحسین_ع
#قسمت_هجدهم
#افق
دستم را به میز گرفتم پاهایم به سختی حرکت می کرد نگاهی به اتاق کردم فضایی کوچک در حالی که قفسه ی چوبی📺 کتاب ها 📚گوشه اتاق قرار گرفته بود ، پرده در برخورد باد 💨تکان می خورد به سمت آشپزخانه رفتم نگاهم به فرش اتاق افتاد فرش قرمز رنگ گل دار فضای آرامبخش به اتاق داده بود.
داخل آشپزخانه رفتم ذهنم روانه ی روز هایی کرد که در خانه ی محمد رضا بود کردم واقعا مدت زیادی می شد از آن ها خبر نداشتم
دو ماهی که در زندان بودم نتوانستم از آن ها خبر بگیرم نگران خانم پرستار هم بودم خیلی برای ما زحمت کشید
به سمت کت مشکی رنگم رفتم از خانه خارج شدم دستم را به دیوار گرفته خودم را به خانه محمد رضا رساندم.
دستم را به سمت زنگ بردم جلوی روی من کودکی با پیراهن صورتی نمایان شد
سلام بابات خونه هست؟
بله بفرمائید
زنی از ایوان کودک را صدا کرد زینب چه کسی هست ؟
کمی جلو رفتم روی پاشنه ایستادم
سلام کردم
اعظم خانم هست ؟
زن که مرا شناخت
خدا را شکر شما آزاد شدید .
نه
محمد رضا حالش خوب نبود رفتند بیمارستان الان چند هفته هست که می روند بیمارستان بر می گردند
صورتم داغ شد احساس کردم بدنم می سوزد پرسیدم کدام بیمارستان ؟
به سمت بیمارستان حرکت کردم سینه ام می سوخت قدم هایم را به تندی بر می داشتم.
نویسنده : تمنا 🌱😍
5.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️تصاویری از دیدار صمیمی خانوادههای شهدای شرارت اخیر رژیم صهیونیستی با رهبر انقلاب