دوست ندارم مدت زیادی تنها باشم پس احتمالا ازدواج کردم یاا با دوستام زندگی میکنم! و ترجیحا از مرکز شهر دور میمونم. فکر میکنم از اون هیجانی های ریسکی نباشم زیاد، پس زندگی آرومی دارم. جریان زندگی رو توی روزای زندگی آروم میبینم و ترجیح میدم دنیا و دانشش رو بیشتر از توی خونهم ببینم و فرا بگیرم! درکل تحول خیلی زیادی رو تصور نمیکنم.
____
از آرزو کردن نترس
https://eitaa.com/sandogpostwhj/770 بخدا قصد ادامه تحصیل دارم وگرنه چیزی که زیاده خواستگار🤡
_
اگه مگسا رو جزو خواستگارا حساب کنی چرا که نه
نمیدونم شاید یه ورژن از خودم که بزرگتر و پیر تره
___
مجری: ده سال دیگه خودتو کجا میبینی؟
یونگی: تو سی و شش سالگی.
میشه ۳۰ سالم نشه ؟ ۳۰ سال پیره
____
سی سالگی تازه سنیه که در عین حوونی به پختگی لازم رسیدی
کجاش پیره
یه دلقک معروف شدم که همه برای دیدنش سر و دست میشکنن
____
تقاضا میکنم به جوری باش که ذهنیت مردم نسبت به دلقکا عوض بشه
صندوق پستی جغد قهوهای.
End of the story
الان دلم میخواد بگم ایشالا
https://eitaa.com/sandogpostwhj/776 نمیترسم و آرزو دارم. ولی آرزوهام توی همین توصیفی که کردم برآورده میشن. دوست دارم که سفر کنم و یادبگیرم، خیلی یادبگیرم. منتها دوست ندارم مشهور شم یا به کسی ثابت بشم میدونی، دلهره آور و خیلی مبهمه همچین کاری. دوست ندارم توی دنیای آدمای احمق زیادی معروف بشم. همین که محبوب آدمای اطرافم باشم کافیه. میخوام آرامش بدم و مکان امن بقیه باشم، یعنی برای خودم و بقیه آرامش رو معنی کنم. مفید باشم برای یه گوشه کوچیک دنیا. یه دیالوگ بود که خیلی خوشم اومد، میگفت (آرزوهام همین الانم برآورده شدن، دوست دارم روزا توی سایه درخت، و شبا زیر نور لامپ دراز بکشم و کتاب بخونم درحالی که خانوادهمو دارم همراهم) شاید اصلا اسم تنبلی روش بذارید. ولی دنیا چیز زیادی نداره واقعا
___
خب این پیام با پیام قبلیت خیلی فرق داشت و خیلی کامل تر بود