11.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپ انگیزشی
دیگران حرف مفت زیاد میزنن
@sang_shishah
به کسی نگفتند که مبادا خادم را توبیخ کنند!
💢مرحوم آیت الله العظمی سید احمد خوانساری در اواخر عمرشان یکی از استخوانهای پهلویشان شکسته بود. گویا ایشان صبحها در حیاط منزلشان قدم میزدند- منزل این مرجع عالیقدر هم استیجاری بود و تا آخر عمر، صاحب منزل نشدند- یک درخت انجیر در حیاط بود که انجیرهایش به زمین میافتاد و زمین لیز میشد. خادم منزل وظیفهاش بود که اینها را جارو کند و هر روز جمع کند. شاید خادم تسامح کرده یا یادش رفته و جارو نکرده بود. وقتی ایشان از زیر درخت ردّ میشدند، این انجیر روی زمین را ندیده و سُر خورده و به زمین افتاده و استخوان پهلویشان شکسته بود.
💢ایشان تا آخر عمرشان، این درد و نارحتیای را که میکشیدند، به کسی نگفتند تا مبادا فرزندان و ارادتمندان ایشان، خادم را به خاطر غفلتی که کرده بود، توبیخ کنند. این مرد بزرگ از تربیتشدگان همین مکتب است که مرزهای اخلاق را در مصائب نیز رعایت میکند.
📚سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
پندهای سعادت، ص۲۲۴-۲۲۳، نشر معارف، محمد مهدی شب زنده دار.
سید احمد #خوانساری
🍒🍒🍒🍒🍒
سعید اوحدي، رئیس کنونی بنیاد شهید كه خود از آزادگان دفاع مقدس است راوی یک ماجرای جالب است که در ادامه خواهید خواند:
در اردوگاه تکریت ۵ مسئول شكنجه اسراي ایرانی جوانی بود به نام «كاظم عبدالامیر مزهر النجار» معروف به کاظم عبدالامیر.
یکی از برادران کاظم اسیر رزمندگان ایرانی بود، برادر دیگرش در جنگ کشته شده بود و خودش نیز بچه دار نمی شد، با این اوصاف کینه خاصی نسبت به اسرای ایرانی داشت.
انگار مقصر همه مشكلات خود را اسراي ایراني مي دانست.
در این میان آقاي ابوترابي را بیشتر اذیت میکرد. او می دانست آقای ابوترابی سید و روحانی است، از این رو ضربات کابلی که نثار آن مجاهد می کرد، شدت بیشتری نسبت به دیگر اسرا داشت، اما هیچگاه مرحوم ابوترابی شکایت نکرد و همواره به او احترام می گذاشت!
کاظم از هر فرصتی برای شکنجه روحی، روانی و جسمی اسرا به ویژه آقاي ابوترابی استفاده می کرد. ما هم به جسارت هاي او عادت داشتیم.
تنها حسن کاظم عبدالامیر شیعه بودنش بود. از خانواده خوبی بهره برده بود. آنها به روحانیون و سادات احترام مي گذاشتند. اما آقاي ابوترابي آنجا حكم یک اسیر را داشت نه یك روحانی سید.تا اینکه یک روز كاظم وارد اردوگاه شد. یک راست به سمت سیدآزادگان آقاي ابوترابي رفت و گفت؛ بیا اینجا کارت دارم!
ما تعجب کردیم. گفتیم لابد شکنجه جدید و ... اما از آن روز رفتار کاظم با ما و خصوصا آقای ابوترابی تغییر کرد! دیگر مار ا کتک نمی زد. حتی به آقای ابوترابی احترام می گذاشت. برای همه ما این ماجرا عجیب بود. تا اینکه از خود آقای ابوترابی سوال کردیم چرا از آن روز که کاظم با شما صحبت کرد رفتارش تغییر کرده!؟ ایشان هم ماجرای صحبتش را نقل کرد.
كاظم عبدالامیر در آن روز به آقاي ابوترابي گفته بود: خانواده ما شیعه هستند و مادرم بارها سفارش سادات را به من كرده بود. بارها به من گفته بود مبادا ایراني ها را اذیت کنی.
اما مادرم دیشب خواب حضرت زینب(س) را دیده و حضرت ز ینب(س) نسبت به کارهاي بنده در اردوگاه به مادرم شکایت کرده!
صبح مادرم بسیار از دستم ناراحت بود و از من پرسید: آیا در اردوگاه ایرانی ها را اذیت می کنی؟ حلالت نمي كنم.
حالا من آمده ام که حلالیت بطلبم.
کم کم به مرور زمان محبت حاج آقا ابوترابی در دل او جای باز کرد. او فهمیده بود آقاي ابوترابي روحاني و از سادات است براي همین حتی مسائل شرعی خود و خانواده اش را از حاج آقا می پرسید.
ایشان ادامه دادند: بعد از آن روز رفتار کاظم با اسرای ایرانی به ویژه شهید ابوترابی بسیار خوب بود تا اینکه روزی قرار شد آقاي ابوترابی را به اردوگاه دیگری منتقل کنند.
کاظم بسیار دلگیر و گریان بود، به هر نحوی بود سوار ماشینی شد که آقاي ابوترابی را به اردوگاه دیگری منتقل می کرد.
بعدها جویای احوال کاظم از آقاي ابوترابی شدیم که ایشان گفت؛ آقاجان کاظم فرد بسیار مومن و محترمی است، در طول مسیر راجع به اهل بیت، قرآن و احکام سوالات متعددی کرد، بنده هم پاسخ هایش را دادم. در واقع کاظم می خواست در طول مسیر تا اردوگاه بعدی نیز از حضور مرحوم ابوترابی بهره مند شود، او شدیدا علاقه مند به این سید بزرگوار شده بود.
کاظم عبدالامیر یک شیعه عراقی بود که گذر زمان از او یک شیفته حقیقی ساخت.
مرید حاج آقا ابوترابی شد.
تحولات عجیبی در او به وجود آمد و گرایشش به سید آزادگان از او شخصیت دیگری خلق کرد.
او یکی از تأثیرات شگرف اخلاقی سید آزادگان بود که افراد را جذب خود می کرد و به مرور زمان محبت و اخلاقش در دل های آنان جای باز می کرد و افراد بی آنکه خود متوجه وضعیت باشند شیفته او میشدند.
روزها گذشت تا اینکه اسرای ایرانی آزاد شدند. كاظم براي خداحافظي با آنان به خصوص سید آزادگان تا مرز ایران آمد.
او پس از مدتی نتوانست دوري حاج آقا ابوترابي را تحمل كند و به هر سختي بود راهي ایران شد. او برای دیدن حاج آقا به تهران آمد. وقتی فهمید ایشان در مسیر مشهد و در یک سانحه رانندگی مرحوم شده اند به شدت متأثر شد.
براي همین به مشهد و سر مزار آقای ابوترابی رفت و مدت ها آنجا بود.
کاظم از خدا مي خواست تا از گناهانش نسبت به اسراي ایرانی بگذرد. او سراغ برخی دیگر از اسرای ایرانی رفت و از آن ها بابت شکنجه ها و ... حلالیت طلبید.
کاظم داستان ما بعدها در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س) در سوریه به شهادت رسید.
او ثابت كرد كه مانند حرُ اگر از گذشته سیاه خود توبه کنیم می توانیم به مقام شهادت برسیم.
برگرفته از کتاب مدافعان حرم(زندگی نامه و خاطرات چهل شهید مدافع حرم)
🍒🍒🍒🍒🍒
آموخته ام که با پول میشود:
خانه خرید ولی آشیانه نه...
رختخواب خرید ولی خواب آرام نه...
ساعت خرید ولی زمان نه...
میتوان مقام خرید ولی احترام نه...
میتوان کتاب خرید ولی دانش نه...
دارو خرید اما سلامتی نه...
خانه خرید ولی زندگی نه...
و بالاخره میتوان قلب خرید ولی عشق نه...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
باورکن برای هیچکس مهم نیست
که تو چطور شبهاتو،صبح میکنی!
پس بزار هر کی، هرچی دلش میخواد
پشت سرت بگه...
تو واسه خودت زندگی کن
عمرت اونقدر طولانی نیست که
بخوای نگران این چیزای
بیخود باشی!
آخرش خودتی و خدای خودت...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼سرسبزى باغی از غزل تقدیم تو باد.
🌻روياى لبالب از عسل، تقدیم تو باد
🌼در را بگشا، عجب هوايى، بـه بـه!
🌻#خوشبختی صبح،یک بغل تقدیم توباد
🌸سلام صبح یکشنبه تون بخیر
🌼امروزتون مملو از
🌸شادی و آرامش و سلامتی
🌼دوستان مهربان
🌸صبح یکشنبه تون بخیر
🌼وچای زندگیتون
🌸گرم از عشق ومحبت
🌼لبخندشیرین روی لباتون
🌸شادی توی دلهاتون
🌼#آرامش توی قلبهاتون
🌸و الله یار و یاورتان
🍀دراین فصل زمستون
🌸امیدوارم به برکت
🍀وجودتون، سالم و سلامت
🌸زندگی تون پر از سعادت
🍀و کانون #خانواده تون گرم
🌸ولحظه هاتون غرق درآرامش باشه
💖دومیــن روزهفتـه تون شـاد شـاد💖
@sang_shishah
✨﷽✨الهی به امیدتو
الهی 🤲
حال دلتون همیشه خوب باشه🙏
🌹روز تون پُر برکت
با صلوات برحضرت محمد (ص)
و خاندان مطهرش🌹
🌹❤️اللّهُمَّصَلِّعَلي
🌹❤️مُحَمَّدوَآلِمُحَمَّد
🌹❤️وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
🌿🌾🌿
#تلنگر
🍁صبور باش
🍂هم حکمت را می فهمی
🍁هم قسمت را می چشی
🍂هم معجزه را می بینی ...
🌿🌾🌿
🌿🌾🌿
در دنیای امروز سه نوع آدم وجود دارد :
🍁" مسموم کننده ها "
یعنی کسانی که دلسردتان میکنند و خلاقیتتان را زیر پا میگذارند و میگویند که نمیتوانید کاری بکنید. . .
🍁"سر به راهها"
یعنی کسانیکه خوش قلبند اما سرشان به کار خودشان است. آنها بفکر نیازهای خودشان هستند. کار خودشان را میکنند و هرگز برای کمک به دیگران پا پیش نمیگذارن. . .
🍁"الهام بخش ها"
یعنی کسانی که پیش قدم میشوند تا زندگی دیگران را غنی کنند، روحیه آنهارا بالا ببرند و به آنها الهام ببخشند
@sang_shishah
🌿🌾🌿
🤔#تلنگر 🤔
❤️ جملات ناب ❤️
1 - باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﻫﻤﻪ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﺮ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪ ! ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺎﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﺍﺯ ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ! " ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ! "
2 - ﺍﻧﺴــﺎﻧﻬﺎﻯ ﺑــﺰﺭﮒ ، ﺩﻭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻧـــﺪ ! ﺩﻟـﻰ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻰ ﮐﺸـــﺪ ﻭ ﭘﻨﻬـﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻟـﻰ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭ ﺁﺷﮑـﺎﺭ ﺍﺳﺖ !
3 - ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺑﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﻭ ﺁﻫﻮ ، ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺁﻫﻮﻫﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ! ﭼﻮﻥ: ﺷﯿﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍ ﻣﯽ ﺩﻭﺩ ﻭ ﺁﻫﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ! ﭘﺲ: " هدف ﻣﻬﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯ ﺍﺳﺖ
4 - نعره ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺮﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﺮﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ، ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻮﺭﯾﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
5 - ﯾﮏ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺷﻤﻊ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﻮﺭﺵ ﮐﺎﺳﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ !
6 - ﻣﺸﮑﻞ ﻓﮑﺮ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ !
7 - کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود !
8 - شیر هم که باشی ... جلو جماعت گاو کم میاوری !
9 - اگر تمام شب را در حسرت #خورشید گریه کنی فقط خود را از لذت دیدار ستاره ها محروم کرده ای
10 - و اما اخر اینکه خدایا حرف #دل هیچ کس را بغض نکن
یادمان باشد با شکستن پای دیگران ، ما بهتر راه نخواهیم رفت
@sang_shishah
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استوری
#شهادت_امام_هادی_علیه_السلام
🖤🖤🖤🖤
چقدر گرفته بوی غم هوای سامرا...
میتپه دلم تو این شبا برای سامرا
داره حس میشه صدای مادر شکسته پر
که میریزه اشک توی صحن و سرای سامرا