این بدبخت بیچاره رو میبینین. یه شیردال اصیلع...که البته خیلی بدبختی کشیده. قبلا نگهان سلطنتی بودش. نیزه دار. بعد هم ستوان شد بعدش تو یه جنگ هم بازوی چپش رو از دست داد هم چشم چپش رو. دمش از وسط شقه شقه شد بالاش پر پر شد. از اتیش سوزی عظیمی جون سالم به در برد. بعدش هم که برگشت به میهنش بهش گفتن عزل شده و دیگه قدرتی توی نظام نداره و در واقع گفتن به دردشون نمیخوره. اینم برای اینکه یه نون حلال دربیاره بزاره تو سفرش مجبور شد توی بیابونا بگرده و به اونایی که توی طوفان شن گم شدن کمک کنه.