6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اخیرا روندی در نیویورک باب شده که برخی مردان بدون دلیل و از روی تفریح یک زن رو در خیابان انتخاب می کنند و با مشت به صورت اون می کوبند تا صورتش کبود و متورم بشه!
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بغض سنگین کریم منصوری در برنامه محفل شبکه سه
خدا نکند ما از طریق همین تلاوت ها بریم جهنم ، نکات و بغض سنگین کریم منصوری
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌علامه جوادی آملی:
انسان دو بار میهمان خداوند است...
🎞خودتون از زبان ایشان بشنوید👆
و خداوند فقط در یکجا میهمان ماست🔰👇🔰
حضرت موسی علیهالسّلام از خدا پرسید در کجا بیشتر میتوان تو را یافت؟
خداوند میفرماید:
أَنَا عنْدَ الْمُنْكَسِرَةِ قُلُوبهم لأجلى
من نزد کسانی هستم که قلبهایشان برای من شکسته شده است
📚مفاتیح الغیب، ص۱۹۱
🌸پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله:
هر كه از روی ايمان و برای رسيدن به ثواب الهی، شب قدر را احیا بدارد و با عبادت بگذراند، گناهان گذشتهاش آمرزيده میشود و عذاب تا سال آینده از او روى میگرداند
🔴اعدام هولناک ۲۰۰ فلسطینی در بیمارستان شفا غزه/شمار شهدای غزه به ۳۲ هزار و ۵۵۲ نفر رسید
🔹 دفتر رسانهای دولت فلسطین در غزه اعلام کرد که اشغالگران صهیونیست بیش از ۲۰۰ آواره فلسطینی را در بیمارستان شفا اعدام کردند.
🔹 بنا به اعلام این دفتر، ۵ پزشک و پرسنل کارد درمان بیمارستان شفا در میان اعدامشدگان قرار داشتند.
🔹 اشغالگران برق بیمارستان شفا را قطع کرده که منجر به مرگ شمار دیگری از بیماران این بیمارستان شد.
یاداداشت نخبگانی سطر هجدهم.pdf
حجم:
3.5M
#یادداشت_نخبگانی سطر هجدهم
🔹اطاعت از نبی فقط این نیست که بگوییم نماز میخوانیم و روزه میگیریم پس ما مطیع پیغمبریم. اطاعت از پیغمبر با درکی که از راه و آرمان او داریم پیوندی نا گسستنی دارد.
🔹اگر نبی را انسانی شناختیم که درصدد برپایی یک محیط عادلانه و جامعه الهی است اطاعت ما نیز باید در این مسیر باشد.
#زندگی_با_آیه_ها
🔻 #حسینیه_هدایت | اینجا انقلاب جریان دارد...
تلنگر 👌
با یکی از مراکز مشاوره قوه قضاییه برای حل اختلاف بین زوجین همکاری میکنم.
ی خانم جوانی به بنده رجوع کرد ،
میخواست طلاق بگیره، گفتم شرمنده ،بنده در طلاق کسی کمکی نمیکنم.
گفت پس راهنمایی ام کنید، قبول کردم.
مردد بود طلاق بگیرد و یا راه حلی برای تنفری که از همسرش داشت پیدا کند.
موضوع از این قرار بود که ایشان بچه ۶ ،۷ ماهه ای داشت دختر ،خیلی ناز و زیبا و شیرین.
گفت:
زندگی خوبی با همسرم داشتیم ،آدم معتقد و نماز خون و ...است. یک روز آمد خونه و گفت ی رنگ مویی دیدم بیرون خیلی قشنگ بود ،چون بهش اطمینان داشتم که خیلی چشم پاک و آدم درستی است و همه حرفهایش را به من میگفت ، گفتم خب چه رنگی بود ،گفت نمیدونم دقیقا توش رگه های طلایی و رنگ عجیبی بود، خلاصه نشستیم با همدیگه سرچ کردیم رنگ موها را دو تاش را انتخاب کرد بهم نزدیک بود ،گفتم باشه فردا میروم موهام را این رنگی میکنم.
فرداش رفتم آرایشگاه نزدیک خونه مون و گفتم موهام را این رنگی کن .
خیلی خوشحال ی شام عالی براش درست کردم ،کمی آرایش و میز چیدم با شمع و سالاد تزیینی و ی لباس خوب...
منتظر شدم اومد ،تا من را دید گفت خوشگل شدی ولی اون رنگی که من دیدم نیست،
گفتم بهانه نگیر ،بیا شام بخوریم و بیهوده زندگی را تلخ نکن.
گفت باشه
یکهفته ای گذشت
گفت یکی از دوستهام گفته ی آرایشگاه خوبی خانمش میره ،بیا برو آنجا.
قبول کردم و رفتم اونجا و عکس رنگ را نشون دادم.
به خانمه گفتم این پلیت رنگ را بیار بیرون خودش انتخاب کنه.
بنده خدا پذیرفت.
رنگ و همسرم با کلی وسواس انتخاب کرد و ....
اینبار موند تو ماشین دخترم را نگه داشت و بعد با هم رفتیم خونه بعد آرایشگاه.
باز تا موهام را دید ،گفت نه، اون نیست
خیلی ناراحت شده بودم
گفتم برو ، همون خانم را پیدا کن.
و دعوای لفظی و چند روز قهر و ....
گذشت ،دو هفته بعد گفت بیا بریم ی جای دیگه ...
گفتم اون آرایشگاه گرونه
ما تو اجاره خونه موندیم.
چند روز بعد آمد و گفت باشه ی وام گرفتم ،فهمیده بودم اون مو مش هم داشته و...
رفتیم یک جای گرونتر ،خدایا خودت کمک کن
آرایشگر گفت نمیشه باید رنگهای قبلی بیاد پایین و...
دو ماه صبر کردم و رفتم دو باره که نه چند باره..
این مدت خونمون شده بود دعوا خونه.
دیگه اون عشق و گرمی تو زندگیمون نبود.
ی شب گریه کردم ،اون هم با من گریه کرد و عذر خواهی و ...
خواهش کرد برای آخرین بار.
رفتم آخرین بار ، ......با پول وام و ....بماند.
وقتی من را دید شروع کرد به داد و بیداد ، و عصبانی و اینکه تو دیگه کی هستی و من با تو چکنم و ..همینطور فریاد کشان ، برای اولین بار پرتم کرد کنار اطاق،
دخترم تو بغلم بود ،از دستم افتاد و خورد به لبه مبل جهیزیه ام.....
بچه شوک شده بود،
فقط فریاد میزد ،نمیتونستم آرامش کنم، بچه ام تازه راه افتاده بود ،کفش بوق بوقی براش گرفته بودم ....
پاهای خوشگل دخترم درد گرفته بود انگار ....
رفتیم اورژانس بیمارستان و آرامش بخش و ...
فردا و فردا و فردا ،بچه ام آزمایشگاه و دکتر متخصص و ....
آخرش گفتند .... قطع نخاع شده.
به من بگو با بچه قطع نخاعی کجا برم.
من شوهرم را دوست داشتم ،اون هم.
آتیش به جونش بگیره اونکه موهاش را آنطوری رنگ کرده بود و تو خیابان...
نه نه ،همه اش تقصیر شوهرمه
دیگه لال شده، فقط اشک میریزیم...ازش متنفرم
نه دوستش دارم
بچه ام را چکنم
تو را خدا بگو طلاقم بده.....
همه جوره حرف میزد، مضطر بود.
من فقط اشک میریختم
و به چهره معصوم دخترش نگاه میکردم. نمیدونستم چی بهش بگم.چشمهای پریشان خودش و شوهرش و پاهای قشنگ دختر کوچولو با کفش بوق بوقی.
خانم بی حجاب میدانی با موهای پریشانت ،چند تا زندگی را پریشان کردی؟😔😔😔
✅#پوشش_خانم
و
✅#غضّ_بصر_آقا
هر دو با هم در قرآن آمده است
البته که با وضعیت امروز جامعه ، تنها راه اینه که آقایون خانه نشین شوند چون اگر چشم را به زمین هم بدوزند باز پاهای برهنه خانم ها چشمهایشان را مینوازد 😥
رفقا فقط به خوندن خبر مربوط به حکم اعدام سرهنگ جوانمردی اکتفا نکنید و حتما برای دوستانتون هم بفرستید تا مطلع بشن و همه باید مطالبه گر باشیم!
اقتدار نیروی انتظامی به عنوان حافظان امنیت، خط قرمز ماست و به هیچ عنوان نباید کوتاه بیاییم و باید به این بچه ها ثابت کنیم که تنهاشون نمیذاریم و تا آخر پشتشون می ایستیم!
همکاران رسانه ای که کانال دارن و تریبون در اختیارشون هست آگاه باشید که این موضوع فقط دفاع از مظلوم نیست بلکه در راستای دفاع از امنیت جامعه و خانواده های خودمون هم قرار داره!
پس لطفاً سکوت نکنید!
کلی پیام از بچه های نیروی انتظامی با این مضمون دریافت کردم که میگن وقتی فرماندهی نتونست از خودش دفاع کنه و حمایت نشد و میخوان اعدامش کنن چه انگیزه ای برای ما باقی میمونه که از این به بعد در مواجه با مخلّین امنیت بتونیم تمام توانمون رو بگذاریم!
یقینا رقم خوردن این نوع اتفاقها در تداوم پیاده سازی تئوری فروپاشی از درون، کمتر از فتنه های گذشته نیست!
باید حواسمون رو جمع کنیم...