eitaa logo
سرباز باشیم ... 🇮🇷✌️🇪🇭
4.3هزار دنبال‌کننده
15.8هزار عکس
15.7هزار ویدیو
203 فایل
سرباز باشیم @sarbaz_bashim ارتباط با ما: @Elimeh امام خامنه‌ای: «از علمداران اسلام آمریکایی، چه در لباس #عالم_دین و چه در موضع سیاستمدار بر حذر باشید؛ و آنان را در سخن و اشاره و جهت گیریشان #متهم_کنید و هرگز در صدد جلب کمک آنان نباشید.
مشاهده در ایتا
دانلود
📌جریان شناسی سیاسی فرقه های مهم ✔️جریان شناسی سیاسی انجمن حجتیه ✔️جریان شناسی سیاسی شیعه انگلیسی ✔️ جریان شناسی سیاسی بهائیت ✔️ جریان شناسی سیاسی شیطان پرستی ✔️ جریان شناسی سیاسی تصوف 💥برای اولین بار در کشور👆 ✅ناگفته‌های مهم از جریانات حساس و مهم👌 © دکتر محمد سجاد شیرودی ...👇 (استاد دانشگاه و پژوهشگر) 💯📮 @drshiroody 💯📮 @drshiroody 💯📮 @drshiroody
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌 باریکلا ، باریکلا این دکتر درباره حجاب چه دلیل منطقی آورد.👌🌷 ══❈═₪❅❅₪═❈══ 🌹
🇮🇷شهید علی موحد دوست، به یکی از دوستانش در عالم خواب فرمودند : 🔸اگر می دونستم به خاطر این همه ثواب و پاداش میدن، حالا حالاها آرزوی شهادت نمی کردم ،می موندم توی دنیا و می فرستادم. 🌹 شادی ارواح طیبه شهدا از روز ازل تا روز ابد صلواتی هدیه بفرمائید
ویژه برنامه قرارگاه به مناسبت ماه مبارک رمضان🌙 مباحثه کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قران کریم 🔍 (سلسه جلسات حضرت اقا) _ویژه دختران دهه هشتادی🧕🏻 ✍🏻با همراهی اساتید قرارگاه جهت ارتباط با سرتیم استانی و راهنمایی بیشتر 👇🏻 @Nosrate_valiamr لینک کانال قرارگاه👇🏻 https://eitaa.com/nosrat_valiamr یک ماه رمضان پر برکت را رقم بزنیم 🌱
🔴کانال 12 رژیم صهیونیستی: آنچه ما در 23 فوریه دیدیم، تشییع جنازه نبود، بلکه سازماندهی مجدد صفوف حزب‌الله در کمتر از 70 روز از آتش بس بود. واقعا آنها برنده شدند یا ما؟
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سال ۱۳۶۸ هم لحظه‌ی سال تحویل، ۷ بعد از ظهر بوده ❤
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نطق دکتر منان رئیسی درباره تعطیلی‌های مستمر و قطعی مکرّر برق ▪️اگر میخواهید بدانید که چرا در قبال تعطیلی‌‌های مستمر کشور و قطعی مکرّر برق هیچ کس پاسخگو نیست این نطق دو دقیقه‌ای را مشاهده بفرمایید. 🍀 @sarbaz_bashim
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌وصیت مهم سید حسن نصرالله به بازماندگان! • ┈ • • ✿ 🌸 ✿ • • ┈ • https://eitaa.com/joinchat/1323302929C6b7efd9dbc • ┈ • • ✿ 🌸 ✿ • • ┈ •
روز یکشنبه حمید داودآبادی از نویسندگان دفاع مقدسی، دیداری با رهبر انقلاب داشته‌ که آن را روایت کرده است: داغون بودم،‌ خسته و کلافه ... ششم مهر ۱۴۰۳ که خبر شهادت سیدحسن نصرالله را شنیدم، همه احوال داغونم، صد برابر شد. هیچ‌وقت حتی در خواب هم باور نمی‌کردم خبر شهادت سید را بشنوم. ۵ ماه بُغض، داغ، سوز و ... زبانم بند آمده بود. فقط به تصاویر سیدخندان و خوش‌سیما می نگریستم و با خود می‌گفتم: خدا کند دروغ باشد و همه خبرها و شایعه‌هایی که می‌گویند سید زنده است، راست باشد! ولی دنیا به کام من ‌نچرخید. قرار شد سید را ۵ اسفند ماه تشییع کنند. یعنی دیگر همه امید زنده بودن سید، تمام شد. چند روز پیش گفتند: روز یک‌شنبه ۵ اسفند، تو و مسعود ده‌نمکی، بیایید برای نماز خدمت حضرت آقا. خدا را شکر. خیلی خوشحال شدم. می‌توانستم بغضم را با کسی تقسیم کنم. هرشب، در خواب و رویای خودخواسته، خویش را در آغوش آقا می‌دیدم‌ که می‌گریم و بغض چندماهه می‌گشایم! صبح یک‌شنبه، باران عالم و آدم را طراوت و زیبایی بخشده بود که مسعود که آمد دنبالم، نیم ساعت قبل از اذان ظهر وارد اتاقی شدیم که قرار بود آقا بیاید. (درست ۲۶ سال پیش، در همین اتاق، غروب بعد عیدفطر، در جمعی شش-هفت نفره، نماز مغرب‌وعشا را به امامت آقا خواندیم و نشستیم ساعتی به گفت‌وگو با آقا و لذت دنیا و آخرت بردن!) جمعی شاید حدود صدنفر که خانواده‌هایی هم بودند، صفوف نماز را تشکیل دادند که چندین بچه کوچک، شاد و بی‌توجه به همه،‌ میان صفوف می‌دوبدند و محافظین برایشان بیسکوئیت و سرگرمی می‌آوردند. اذان که دادند، آقا تشریف آوردند و نماز به امامت ایسان اقامه شد.‌ همه‌ش با خودم می‌گفتم: - حتما الان امروز که تشییع سیدعزیز است، آقا مثل من، بدجوری حالش گرفته است، خسته است و عزادار. نماز که به پایان رسید، برخلاف تصور من، آقا صحبت نکرد و آمد به حال‌واحوال با حاضرین. به ما که رسید، با تبسمی زیبا با مسعود صحبت کرد که مسعود درباره کتاب‌های اخیرش که منتظر انتشار هستند، صحبت کرد که آقا فرمودند نمونه‌هایی را که فرستادی، دیدم. آقا، نگاهی محبت‌آمیز به من انداخت ‌و با لبخندی زیبا فرمود: - باز که چاق شدی ... و زدیم زیر خنده. مانده‌ام با این شکم ورقُلُمبیده چی‌کار کنم. کاشکی می‌شد قبل از دیدار، پیچ‌هایش را باز کنم و گوشه‌ای پنهان کنم‌ که هربار مورد لطف آقا قرار نگیرد و شرمنده‌ نشوم! رو در رو که شدم با آقا،‌ چشم درچشم، نگاه انداختیم و خندیدیم. وقتی فرمودند: - شما چطورید؟ چیکار می‌کنید؟ همان اول، کتاب "راز احمد" آخرین سفر بی‌بازگشت حاج احمد متوسلیان، چاپ نشر یازهرا (س) را به آقا هدیه دادم، توضیح کوتاهی دادم و خواستم تورق کنند. سر دلم باز شد. بغضم داشت می‌ترکید. شروع کردم به نالیدن: - آقا، خسته‌ام، حالم خوب نیست، دارم کم‌ میارم ... آقا چشمانش را در نگاهم دوخت و با تعحب گفت: - چیزی نشده که، شما دیگه چرا کم میارید، خبری نیست، الحمدلله همه چیز خوب است ... نالیدم: آقا، سید رفت، بغض دارم، دعا کنید خدا این‌ آرامش قلب شما را به من هم بدهد ... - همه چیز خوبه و همه ‌کارها به روال خودش دارد پیش می‌رود. امیدت به خدا باشد ... می‌خندید و می‌خندیدم. وقتی از امید گفت، قربانش رفتم ‌و ناخواسته می‌گفتم: ای جانم ... جانم ... خدا همین امید و اطمینان قلبی شما را‌ به من هم عطا کند ... واقعا از آرامش و اطمینان قلبی ایشان، همه ناامیدی و خستگی‌ام به یکباره فرو ریخت و بر فنا رفت و همه آن اطمینان قلب که همواره از خدا طلب می‌کردم،‌ همچون‌خورشیدی بر قلبم تابیدن گرفت و آرامم کرد. دقیقا دنبال همین بودم که امروز با یاد سیدعزیز که بر دوش آزادگان جهان بدرقه شد تا آغوش خدا، بر دستان حضرت آقا بوسه زدم و خدا را شکر کردم‌ که این ‌نعمت الهی بر سرمان‌ می‌تابد. حمید داودآبادی/ یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳ ✾ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان(سلام الله علیه )و نائب ایشان حضرت آقا صلوات اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹