eitaa logo
سرباز گمنام امام زمان (عج)
7.9هزار دنبال‌کننده
50.7هزار عکس
20هزار ویدیو
94 فایل
﷽♥️أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرج♥️ ــــــــــــــ ✨️ما وارثــ عشق و شرف واحساسیم.. ✨️یعنے بہ نجف بہ کربلا حساسیم... #تبلیغات 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/1871446027C496dce5861
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از کتابستان هور
🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥 به مدت 😱😱😱😱 👈عارف گرانقدر سید محمدعلی ، شخصی را می شناختم نمود. از همان شبی که او را نمودند به مدت ، در وقت مغرب از قبر نمایان می شد و جانسوزی از آن قبر به گوشم می رسید. در یکی از شبها چنان ناله و آن شخص شدت پیدا کرد که.... مقداری جستجو کردم تا علت این عذاب را بفهمم ، تا اینکه معلوم شد...... 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3185836043Cac470e5a7c
هدایت شده از ‌♻ تبلیغات انصـــــار ♻
⭕️ دو ماه قبل ناگهان احساس ناراحتی کرد. چنان درد می کشید و حالات او چنان بود که پزشکان تشخیص دادند که درد است. او را به یک بیمارستان منتقل کردند، تحقیق بعمل آمد، معلوم شد که ندارد. معاینات هم نشان داد که نیست، اما او همچنان در تخت بیمارستان بخود می پیچید و می کرد و سراپای وجودش را نیز عرق سردی پوشانده بود. چند ساعتی وقت پزشکان را گرفت، سرانجام آرام شد، لبخندی زد و گفت: راحت شدم، پسر است!! پزشکان ابتدا گمان می کردند که با یک دیوانه سروکار دارند ولی پس از تحقیق متوجه شدند که😱👇👇 ...بیشتر بدانید ...بیشتر بدانید
هدایت شده از تبلیغات همسران💓
⭕️ دو ماه قبل ناگهان احساس ناراحتی کرد. چنان درد می کشید و حالات او چنان بود که پزشکان تشخیص دادند که درد است. او را به یک بیمارستان منتقل کردند، تحقیق بعمل آمد، معلوم شد که ندارد. معاینات هم نشان داد که نیست، اما او همچنان در تخت بیمارستان بخود می پیچید و می کرد و سراپای وجودش را نیز عرق سردی پوشانده بود. چند ساعتی وقت پزشکان را گرفت، سرانجام آرام شد، لبخندی زد و گفت: راحت شدم، پسر است!! پزشکان ابتدا گمان می کردند که با یک دیوانه سروکار دارند ولی پس از تحقیق متوجه شدند که...😱👇 https://eitaa.com/joinchat/722010156C2d211f1528 🔞ادامه داستان سنجاق شده☝️☝️
هدایت شده از تبلیغات همسران💓
⭕️ دو ماه قبل ناگهان احساس ناراحتی کرد. چنان درد می کشید و حالات او چنان بود که پزشکان تشخیص دادند که درد است. او را به یک بیمارستان منتقل کردند، تحقیق بعمل آمد، معلوم شد که ندارد. معاینات هم نشان داد که نیست، اما او همچنان در تخت بیمارستان بخود می پیچید و می کرد و سراپای وجودش را نیز عرق سردی پوشانده بود. چند ساعتی وقت پزشکان را گرفت، سرانجام آرام شد، لبخندی زد و گفت: راحت شدم، پسر است!! پزشکان ابتدا گمان می کردند که با یک دیوانه سروکار دارند ولی پس از تحقیق متوجه شدند که😱👇👇 ...بیشتر بدانید ...بیشتر بدانید