سربهراه
۱. مؤسس که از بعدِ طوفانم تو مدرسه و اتمامِ مسألهی شارلاتان بهدستِ خودم، دید من فریبِ نصیحتهای خا
۵. تنها دبیرِ مدرسه هستم که سیرِ هدیه گرفتنم هنووووووز ادامه داره و مدیرم هر زنگِ تفریح میگن بازم هدیه گرفتین؟ :)
۶. نهم دو فقط از من حرفشنوی داره و فقط من و دوست داره. برای اردو مدیر از من خواستن باهاشون حرف بزنم که ثبتنام کنن، چون اعتصاب کرده بودن و نمیخواستن برن، برای نگه داشتنشون سرِ جلسهی امتحان بدونِ تقلب، من رو صدا میزنن، وَ اگه خرابکاریای کنن فقط من میتونم جمعشون کنم تو کلاس. دیروز رفتم باهاشون دربارهی خانم علوم صحبت کنم که باهاش راه بیان، چون کاری کردن که بازم گریه کرد... کارِ خیلی خیلی بدی کردن...
وقتی واردِ کلاس شدم و چهل دقیقه حرفاشون و شنیدم، فهمیدم خانم علوم خیلی باهاشون کلکل میکنه و زیاد تحقیرشون میکنه... راستش دیگه دلم برای خانم علوم نسوخت... چون اونم حرفِ خیلی خیلی بدی بهشون زده بود...
۷. پسر ششمیم در رفاه و آسایش و یه خونوادهی فرهنگی زندگی میکنه... اما دیروز فهمیدم حالش خوب نیست و کمی افسرده است... این یکی رو باید سر حوصله بنویسم... دلودماغم و رنجور کرده... لعنتیا چرا به بچههاتون زندگی کردن یاد نمیدید؟!
۸. یکتا با فریاد میگفت ۰/۲۵ از خانم فارسی گرفتنم غنیمته، تو رو خدا آشتی کنید!
همه معلمها دوست دارن این چهار تا جدا از هم باشن، چون وقتی با همن کلاس دیگه کلاس نیست، اما من دیروز دیدم از هم جدا نشستن، یعنی که قهرن. من خودم شرّ بودم و هستم، بلدم شرّها رو چطور آروم کنم و کلاسم و حفظ، از کنارِ هم بودنِ دوستا همیشه استقبال کردم و جداشون نمیکنم، چون وقتی با کسی باشی که باهاش حال میکنی، هوش و توان و انرژیت صد برابره. گفتم دو نمره به خردادِ کل کلاس اضافه میکنم اگه همه با هم آشتی باشید و جلسهی بعد اخراجیهای کلاس بازم دورِ هم باشن! وقتی میرفتم یکتا رفته بود روی میز و رو به اون چهار تا التماس میکرد که نمره نیاز داره :))
۹. همکارم صبح اومد نشست کنارم و پرسید سؤالای مصاحبه رو کمکم میکنی؟ گفتم حتما! جملهبندی رو هم یادت میدم که دروغ نشه. داشتم بهش مسیر راهپیماییها و محل برگزاریِ نمازجمعه و شرایطش رو میگفتم که معاونمون سر رسید و گفت بگو کرونا داشتم نرفتم راهپیمایی...
گفتم دروغ میشه... به دروغ قبول شه حقوقش شبههدار میشه...
دوباره بهم خندیدن :) دستِ همکارم و گرفتم و گفتم دیدی دخترا چطور درس جواب میدن؟ آبشارِ فلان در فلان ارتفاع است و فلان جنگل. با فعلِ سومشخص میگن چون خودشون نرفتن و ندیدن. شما هم درس جواب بده. اونجوری هم جواب دادی، هم دروغ نگفتی. همه ساکت شدن. گفتم تا میتونی با دروغ نرو جلو. بذار پولی که از بیتالمال بهت میرسه شیرین باشه و گوارا. اونوقت کمش برکت میکنه و جایی خرج میشه که نور بگیره زندگیت. دخترت عاقبتبخیر میشه. اما به دروغ، هیچ پولی نه برکت داره، نه نور و شادی.
بقیهی سؤالاشم از خودم پرسید و زنگِ آخر وقتِ خداحافظی کلی ازم تشکر کرد.
۱۰. باید هدیههام و جمعوجور کنم، اتاقم پر شده از وسیله و گل. میزم زیرِکوهِ برگه دفن شده و آخرِ هفتهی سختی دارم...
۱۱. تلاش کردم جمعه قم باشم، نشد... خانوم ببخشید و حلال کنید که جوری زندگی نکردم که بتونم روزِ تولدتون خدمت برسم و گوشهی چادرتون رو بوسه بزنم... فقط ازم ناامید نشید... سربهراه میشم.
@sarbehrah
براشون عیدیِ روزِ دختر لواشک خریدم😍
اون دو تا کتاب هم هدیهی ستایشه که خوب رشد کرد و یاد گرفت بهجای من، کار کردن و درس خوندن رو دوست داشته باشه و تنها کسی بود که از ابتدای دست بلند کردنش برای تیمِ پژوهش تا همین امروز، بیوقفه کنارم کار کرد و سنگین هم کار کرد. یه کلاس هفتمی که حالا مدیریت کردن بلده، تقسیمِ وظیفه، زمانبندی، دقت به تمیزی در عینِ پرمحتوا بودن، اسراف نکردن، اعتماد به توانمندیِ خودمون، وَ کلی ارزشِ دیگه. عاشقِ کتابه و منم براش کتابایی خریدم که ارزشِ عاشق شدن داشته باشه و به سنش هم بخوره.
فردا چه خوشحال بشن دخترام😍
شادیشون از طرفِ امام زمان ارواحنا فداه هدیه به خانم فاطمهی معصومه سلام الله علیها❣
@sarbehrah
شبکه نمایش داره زندگیِ یه طلبهی وااااااااااقعا طلبه رو نشون میده بین کلی طلبهی حوزه که الکیان و ما زیاد میبینیم!
تکراری و قدیمیه اما از منِ معلم به شما نصیحت که تکرار همیشه بد نیست؛ اغلب زندهکنندهی دله :)
@sarbehrah
سربهراه
شبکه نمایش داره زندگیِ یه طلبهی وااااااااااقعا طلبه رو نشون میده بین کلی طلبهی حوزه که الکیان و
فقط اونجا که جلوی ویترینِ کتابفروشی ایستاد و دوست داشت برای خودش کتاب بخره،
اما رفت برای زن و بچهش هدیه خرید❣
خارج از معرکهی جنگ، چقدر درِ شهادت و عاقبتبخیری برای مردها بازه...
@sarbehrah
ارزشمندترین هدیهم و امروز گرفتم؛ البته نگرفتم! یواشکی گذاشته بود تو کولهپشتیم! تو دفتر و جلوی بقیهی معلمها! خانم علوم گفت اینا فقط شما رو قبول دارن! وَ به هدیهی توی کولهم اشاره کرد.
نهم دوییها رو که میشناسید. حالا کی هدیه برام گذاشته تو کولهپشتیم؟
رئیسِ شورشگرها! اربابِ یاغیها! رهبرِ طغیانگرها! مجید سوزوکیِ اخراجیها!
حتی نوعِ هدیه دادنش خاصِ خودشه!
من این هدیه رو بینهایت دوست دارم... بینهایت برام عزیزه...
اگه آبرویی دارم صدقهسریِ همین مواردیه که همه دورشون ریختن... همه طردشون کردن... همه توبیخ و تنبیهشون کردن...
هیچ هدیهای نتونست احساساتیم کنه و اشکم و دربیاره جز امروز که این و از کولهم برداشتم و نامهش و خوندم...
من این کلاس و نذرِ امام زمان ارواحنا فداه کردم و معتقدم لوتیمنشهای بامرامِ جسور بیشتر بهدردِ معرکه میخورن تا مذهبیهای بزدلِ عافیتطلب!
#روز_معلم
@sarbehrah
بستِ نوّابصفویِ حرم که میشه پایینخیابون، خوشگلیهایی از این جنس داره، خصوصا اگه اردیبهشت باشه و هوا ابری و بارونی و سرد❣
#مشهد
@sarbehrah
کوههای دوردست پوشیده از مِه هستن. من قلههای در مِه رو نَوَردیدم و لذتش رو چشیدم. دوردستها و درختهای توتِ دامنه من رو صدا میزنه اما باید برم مدرسه...
بارون میزنه؛ نه دائم، اما پرشتاب! خیال میکردم تابستون از گرما و کمآبی هلاک شیم، اما رحمِ خدای اردیبهشت میباره...
برای این بارونها شکرگزاری کردید؟ نمازِ شکر خوندید؟ صلواتی هدیه به امام زمان ارواحنا فداه فرستادید؟
@sarbehrah
اومدم یه منطقه تو پایینشهر برای کاری. جزوِ مناطقِ تقریبا مذهبیِ مشهد هم هست.
وضعیتِ حجاب تو این روزِ بارونی و سرد اصلا خوب نیست... چه برسه به روزای گرم!
شما واردِ یه خونه بشید که ببینید کللللللی بچهی قد و نیمقد داره اما خونهش کثیف و آشغالدونیه، نمیگید گناه داره، بچهداره از پسِ خونه برنمیاد، نه! هزااااااااار بار شنیدم اینطور وقتا میگن مادر و پدر یا بزرگترا مدیریت و تدبیر ندارن.
تو مسیری که دارم راه میرم چندین مسجد دیدم که ظاهرا دوتاشون فعالیتِ فرهنگیِ پایگاهی دارن.
دارم فکر میکنم اینجا چه مذهبیای بیعرضهای داره که با وجودِ چندین مسجد و پایگاه، نتونستن تو این محیطها آمر به معروف و ناهی از منکر تربیت کنن... نتونستن یه تیم تشکیل بدن و روزانه ساعاتی مشغولِ نهی از منکر شن... نتونستن روی مغازهدارها کار کنن که اونها مبلّغ و مروّج عفت و غیرت باشن... نتونستن از چند مدرسهی اطرافشون به عنوانِ یکی از سنگرهای فرهنگی استفاده کنن و مثلِ پلیسیار که تو دانشآموزا هست، محلهیاری بار بیارن که تذکرِ حجاب بده...
یادتونه نوشته بودم چهار ساله سردار سلیمانی شهید شدن اما تعدادِ کتابهایی که دربارهشون نوشته شده اونقدر رقمش عجیبه که آدم از خودش میپرسه پس چرا قاسم سلیمانی با اینهمه کتاب تو جامعه تکثیر نشده؟!
حالا اینهمه مسجد و پایگاه، چطور نتونسته نمازخون و هیئتی و بسیجیِ باتفاوت بار بیاره که یه محله رو نتونن سامون بدن؟!
کثرت! کثرت مذهبیا رو برداشته بیهیچ کیفیتی...
@sarbehrah
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ارسالی_شما
گاهی پیامهاتون، شعرهایی که برام میفرستید، عکسهایی که برام میفرستید، کلیپهایی که برام میفرستید خیلی رزقطوره... یعنی بهموقع و انرژیدهنده است...
وَ البته نشوندهندهی دقتتون به محتوایی که نشر میدم...
متشکرم که به نفسِ روحالله، اکسیژنم رسوندین❣
@sarbehrah
سربهراه
#سفرنامه #عراق #با_ذکر_دعای_فرج @sarbehrah
#مشهد یه جوری بارونیه که مشّایهی نیمهشعبان بود😍
خیسِ بارون محضرِ حاجآقا کافی هستم.
@sarbehrah