سختترین سؤالیه که تا حالا ازم پرسیدید... وَ من هزااااااااااران جواب براش دارم که دیدم همهاش نیست...
اینقدر این سؤال سخته که انگار ازم پرسیدید چطور دست دارم؟ چطور چشمهام میبینه؟ چطور قلبم میتپه؟ چطور خون در رگهای من در جریانه؟ چطور خوابم میبره؟ چطور بیدار میشم؟ چطور نفس میکشم؟
چطور بگم؟ در میانِ جانِ شیرینِ منست...
چطور بگم؟ پوشیده در جان میرود اندر میانِ جانِ من...
چطور بگم؟ بهرِ خدا بیرون مرو از سینهی ویرانِ من...
سربهراه
سختترین سؤالیه که تا حالا ازم پرسیدید... وَ من هزااااااااااران جواب براش دارم که دیدم همهاش نیست..
همه ز لطفِ حسین است آبرو داریم
گدا هر آنچه که دارد ز پادشا دارد
آقا امام حسین❣
بزن به تیغ و بسوزان و دستِ بادم دِه
بیا که این دلِ عاشق سرِ بلا دارد
سربهراه
اول تردید داشتم که تصویرِ غذا رو هم بذارم یا نه، تصویر غذا گذاشتن تبعات داره که بابتش حدیث هم داریم،
امروز ناهار مهمانِ باکلاسترین، گرونترین، بِرَندترین و خفنترین رستورانِ مشهد که نه، بلکه کللللللللللل کشور بودم.
خودِ صاحبِ رستوران دعوتم کردن. با من تماس گرفتن و گفتن امروز ناهار دعوتم.
وظیفهی من بود امروز خدمتشون برسم و تو این روزِ خاص، عرضِ ارادتی داشته باشم، اما ایشون عنایت فرمودن... مثلِ همیشه که تحتِ عنایتِ ایشون تنفس و زیست دارم...
دلتون بخواد! انشاءالله دلتون بخواد و روزیتون شه و به عالَم فخرش و بفروشین❣
لینک
@sarbehrah
مذهبی و انقلابی و ولایی و بسیجی و از این القاب نه،
بگردید «مؤمن»ها رو پیدا کنید و ببینیدشون.
مؤمنها از فقر نمیترسن؛
مؤمنها از حرفِ مردم نمیترسن؛
مؤمنها از نشدن نمیترسن؛
مؤمنها از مسخره شدن نمیترسن؛
مؤمنها از بییاور و تنها بودن نمیترسن؛
مؤمنها از تلاش کردن و شکست خوردن نمیترسن؛
مؤمنها از ناامیدی نمیترسن؛
چون از خدا میترسن!
با خواستگارِ انقلابی و مذهبی و بسیجی و از این القاب ازدواج نکنید! با خواستگار مؤمن ازدواج کنید!
دنبالِ دخترِ انقلابی و مذهبی و بسیجی و از این القاب نباشید! همسری مؤمن بگیرید که مادرِ بچهتون مؤمن باشه و نسلِ مؤمن بیاره!
کارمند و نیروی انقلابی و مذهبی و بسیجی و از این القاب نگیرید! کارمندِ مؤمن به رزقِ آدم برکت میده!
دنبالِ همسایهی انقلابی و مذهبی و بسیجی و از این القاب نباشید! همسایهی مؤمن خیرش به آدم میرسه!
رفیقِ انقلابی و مذهبی و بسیجی و از این القاب بادتون میکنه! طبلِ توخالی صدای بلندی داره اما دقیقا چون خالیه! رفیقِ مؤمن عاقبتبخیرتون میکنه!
فیلمِ انقلابی و مذهبی و بسیجی و از این القاب نبینین! دستهی دخترها خیلی عمیقتر از فیلمهای مبتذل، ارزشها رو تخریب کرد! پای فیلمِ مؤمنانه بشینید!
رئیسجمهورِ انقلابی و مذهبی و بسیجی و از این القاب میشه احمدینژاد! بگردید رئیسجمهوری که به ایمان نزدیکتره پیدا کنید!
تا اینلحظه و از بینِ اینا که ثبتنام کردن، تابلو و مشخصه که رأی من کیه.
اما در سکوت همچنان رصد میکنم.
تا این لحظه رصدم بهم میگه دشمن اونقد آتو نداره ازش که به لباسش گیر میده!
شخصی قاطع و کاریه.
همین سه مورد خیلیها رو میترسونه...
تو این چند سال، باندی نداشته و نخواسته به زور چیزی رو تغییر بده... دو_سه نفر هستن که ازش حمایت میکنن ولی باند به معنای آنچنانی نداره.
اخلاق رو رعایت میکنه.
روبروی رهبر وانستاده و همسو باهاشونه.
نه کلهخره، نه حزببازیِ بیشرفانه داره.
نگفتم حزبباز نیست، چون به هر حال میشه توی گروهی جاش داد ولی خب اینا کِی متحد بودن که بشه بهشون گفت گروه یا حزب؟
اگه واژهها هرز نمیشدن، میشد تو دستهی اصولگرای اصلاحطلب قرارش داد.
به اصول پایبنده و دنبال اصلاحه.
به این شخص میشه امیدوار بود که برنامههای بلندمدتی که آقای رئیسی کلید زدن رو ادامه بده و مثل ایشون به فکرِ دولت خودش نباشه و جرئتِ کارای خطرناک رو داشته باشه؛
مثل از بین بردن ارز جهانگیری که هر کسی جرئتشو نداشت.
دشمناش آدمای خوبی نیستن...
همراهاش هم بد معلوم نمیشن...
تا این لحظه من ازش قدرتطلبی ندیدم.
ببینید!
به آدمِ مؤمن رأی بدید.
مؤمن از خدا میترسه... نه از آدما...
نه از مافیا... نه از قدرتمندا...
مؤمنا آتو ندارن که به خاطرش محتاط عمل کنن...
مؤمن خدا براش مهمه... پس سعی میکنه بهترین کارا رو انجام بده...
مؤمن میدونه درگیرِ تنش و دشمنی با حزبها شدن، وقت مردم و تلف میکنه و اون دنیا باید جواب بده...
خدا به مؤمنا برکت میده...
تا این لحظه.
#غدیرِانتخابات
@sarbehrah
به نامِ خدای عظیمِ روحالله
سرِکلاسِ نهم یکیها وقتی از اشعارِ امام خمینیِ نازنینم میخوندم و دخترام با چشمهای گرد، متحیّر ازم میپرسیدن مگه خمینی شعر میگفته؟! بعد از کلی صحبت باهاشون و اثباتِ اینکه شما از کسی بدتون میاد که نمیشناسیدش، ازم پرسیدن چطوری بشناسیمش؟
گفتم جواب رو میگم اما بهش عمل نمیکنید! وَ باز هم نمیشناسیدش!
من این جواب رو چندین سالِ پیش به بسیجیهای دانشگاهِ فردوسی دادم و بهش عمل نکردن... چون دنبالِ حقیقت نبودن و نیستن... همینقدر که بتونن چند جمله کلیشه دربارهی خمینی در همایشها و جلساتِ بسیج صحبت کنن و دیده شن کافیه...
حدودِ چهار سالِ پیش به هیئتیها گفتم و بهش عمل نکردن... بهانه آوردن سخته و فرصت ندارن(!)
حدودِ دو سالِ پیش به مسؤولِ راهیان نور گفتم و بهش عمل نکردن... برای اونها هم چند جملهای برای اظهارِ فضل بینِ جماعتی گریانِ بیعمل در خاکهای گلگونِ جنوب کافی بود...
وَ حدودِ دو سالِ پیش، تو بیتِ امام، تو نجف، به مردی که داشت خمینی رو برای مردم اشتباه تعریف میکرد... عامدانه و به غَرَض اشتباه تعریف میکرد... عمامهبهسر بود و عامدانه و به غَرَض اشتباه تعریف میکرد هم گفتم و بهش عمل نکرد چون خمینیِ حقیقی کار و کاسبیِ اون رو کِساد میکنه...
خودم چقدر از امامِ نازنینم میدونم؟
بدونِ تعارف... بدونِ تواضع... بدونِ اِغراق... هیچی!
هنوز راه دارم تا بدونم روحالله الموسویِ الخمینی کی بود و چه کرد...
پس این عشق از کجا میاد و به نهمِ یکیها و بقیهای که نوشتم و انجام ندادن چی گفتم؟
@sarbehrah