eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا! کمِ من رو شما برکت بده...
خدایا! اگه معلمِ بد و خطایی بودم، اثرش و از دخترام محو کن... اگه معلمِ درست و به‌جایی بودم، اثرم و روی دخترام شما موندگار و ابدی کن...
خدایا! اگه معلمی بودم که شما ازم ناراضی‌ای استغفار می‌کنم... توبه می‌کنم... من نفهمی کردم... شما بزرگی کن و ببخش...
خدایا! اگه معلمی بودم که شما ازم راضی‌ای من و از غرور و خودپسندی و خودرضایتی و توقفِ رشد در امان بدار... من از خودم به شما پناه میارم...
خدایا! به من لیاقتِ شکرِ نعمات و عنایاتت رو عطا کن... به من لیاقتِ استغفار از ناسپاسی‌هام رو عنایت بفرما... من از همه‌ی خستگی‌ها و کم‌طاقتی‌هام معذرت می‌خوام...
خدایا! به خاطرِ شکرهایی که نکردم معذرت می‌خوام...
میثم تمار6-Munajat-Shakereen.mp3
زمان: حجم: 5M
و قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُور... @sarbehrah
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نبینین از دست‌تون رفته😂😍✌️👏 @sarbehrah
سربه‌راه
نبینین از دست‌تون رفته😂😍✌️👏 @sarbehrah
کجایی آقای رئیسی... کجایی مرد؟😭😭😭😭😭😭😭😭
پروفایل اوکراین@1x.png
حجم: 476.8K
متن دادم رفیق، رفیق نشست روی گرافیکش کار کرد بذاریم پروفایل ایتا و شاد و هرجا هستیم، حتی ایمیل مخصوصِ استادای فرهیخته‌ی دانشگاه‌مون(!) کارِ تمییییییییز در راهِ اعتلای جمهوری اسلامی ایران✌️ حتما استفاده کنید، خون به دلِ این مملکت کردن سرِ این پرواز... نه از این خبر کوتاه بیاید، نه از ۲۶ فروردین. اولی یادآوری نشه، دومی فراموش شه، گردن‌مونه! از من گفتن بود. @sarbehrah
سربه‌راه
@sarbehrah
تا پاچه‌ی ظهر خُفتیدم چون گفتم کاری ندارم که! فقط کوووووووهِ برگه‌های املای کل مدرسه و برگه‌های انشای کل مدرسه مانده که اوقات فراغت پیشِ روست، تمامش می‌کنم... سپس در افکارم برنامه بیختم که بعد از اتمامِ برگه‌ها و نمرات و مدرسه، یک هفته فقط اتاقم را اساسی و سوراخ‌سنبه‌ای موردِ سابیدن قرار دهم، زان‌پس پی کارِ تابستانه باشم. مراسمِ عروسی تمام شده و دیگر موردِ رفت‌وآمدهای غیرمترقبه قرار نمی‌گیریم. هم‌چنین برنامه‌ی کوه را از سر گرفته و رفقا را برای فتحِ قله‌ها به خط کنیم. عرضم به حضورِمنوّرتان که تلفن زنگ خورد و مدیره‌ی مکرّمه‌ی محترمه‌ی مؤسسه فرمودند چهار تا ششمی داریم که... وَ من شَستم خبردار شد که برای پنج‌شنبه و آزمونِ تیزهوشان کلاسِ فشرده می‌طلبند! آن‌چنان که پسرکِ خصوصی‌ام هفته‌ی پیش رو دو جلسه دارد... آری! ابتدا کلاس گذاشته و گفتم پنج جلسه‌ی فی‌الفور بازدهی ندارد و اعتبارِ کاریِ مرا خدشه‌دار می‌سازد. گفتند ابدآآآ! اینان دیر به فکر افتادند، مُصرّ هستند، قبول بفرمایید. گفتم یک‌شنبه قصد اِعتصام به دعای عرفه دارم! گفتند یک‌شنبه‌ را به صبح می‌گیریم. آن‌گاه خود را خر... چیز... ببخشید! آهو کردم که سالِ نو است و افزایشِ مُقرّری می‌خواهم. گفتند راضی‌تان می‌کنیم. وَ این‌گونه بخشِ اعظمِ اوقات فراغت تبدیل به کلاس‌های فشرده‌ی فارسیِ تیزهوشان تا چهارشنبه شد😂 در همین اثنا مادر به هیبتِ مادرشوهر واردِ اتاق شد و گفت فرداشب عروس و داماد را دعوت گرفتم با کلللللللل خاندانِ عروس که پاگشایشان کنم😵‍💫 دیدم باید اوقاتِ فراغت و رؤیای اتاق‌تکانی را از ذهن تکانده، غازهایی که از صبح چراندم، سر بریده و بلند شوم. در سه ساعت حمام کرده، گردگیری نموده، جارو زده، لباس شسته، راه‌پله‌ها را کشیده، تغییرِ اندکی در دکور جهتِ اِحیای روحیه‌ی مقتول وارد نموده وَ چای دم کرده و خسته از خستگی‌های درنرفته به علاوه‌ی سه ساعت فشرده کار کردن، سلّانه سلّانه به سوی برگه‌ها روان شده‌ام و تا اطلاعِ ثانوی و آزمونِ تیزهوشان، خور و خواب و خشم و شادی را بدرود گفته‌ام. باشد که شاکرِ خداوند باشم حتی در برهانِ فسخِ عزایم😎🤫 @sarbehrah