eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
جای پرتی هستیم؛ اهل تسنن زیاد داشت، بلوچ زیاد داشت، چوپان و کشاورزِ سرِ زمین زیاد داشت، اما موکب نداشت... جشن نداشت... عید نداشت...
از شگفتی‌های غدیرِ با شور و بدونِ شعور؛ موکب‌های سطحِ شهر بود که هیچ‌کدوم نمازِ اولِ وقت نداشت... موکب‌دارا ول نکردن برن نماز... موکبی دعوت به نماز نکرد... نماز جماعتی در خیابون برگزار نشد... امام علی علیه السلام در جشن‌شون حضور داشتن، وقتِ اذان شربت می‌دادن دستِ مردم یا دستش و می‌گرفتن می‌بردن نماز؟! @sarbehrah
از شب‌کاری و امروز: ۱. چند وقته دارم برای با دو تا از دوستام با همکارا صحبت می‌کنم؟ از همون بای بسم‌اللهِ انتخابات. قششششششنگ همه‌چیزم می‌گیم ها، این‌قدر که تهش سکوت می‌کنن چون جوابی ندارن :) اما نمی‌پذیرن! تقریبا صبحا که از کار برمی‌گردم به حضرت نوح علیه السلام صلوات پشتِ صلوات هدیه می‌کنم که چطور تحمل کردن بعد از هزاااااااااااااار سال دعوت و تبیین و تبلیغ، تهش یه طَبَق از کشتی، آدم همراه‌شون شد، پسرشونم هم رفت... چه صبری در تحمل... چه ایمانی در استمرار... شاید برای همین هم‌جوارِ آقا امیرالمؤمنین هستن... ۲. یه نیروی تازه گرفتیم. کی؟ یکی از دوستانِ قدیمیم. اون فامیلم و شنیده بود اومد پیدام کرد. اولین اردو جهادی‌ای که رفتم با هم دوست شدیم. بعد با هم کربلا رفتیم. بعد راهیان‌نور. تو راهیان نور ساعت دو‌ و نیمِ شب رفته بود سرِ قبرهایی که شهدا وسطِ بیابون برای خودشون کنده بودن توش مناجات کنن، دعای توسل بخونه. من قبلش فهمیدم می‌ره اونجا، چادر مشکی کشیدم سرم رفتم تو قبر خوابیدم. سیمش که متصل شد و با چشمانِ اشک‌بار یا وجیها عندالله می‌خوند، مثلِ روح بلند شدم و طفلی انقددددد ترسید و‌ جیغ و غربت‌بازی... که چادر و برداشتم و هی گفتم منم، منم! که ساکت شد. مبهوت نگاهم کرد و از شدت ترس و عصبانیت یه جوری خوابوند زیرِ گوشم که هنوز یادم میاد دردم می‌گیره :( البته بعدش دیگه صدام می‌زد دلقک‌الشهدا و برای تئاترِ طنزش اومد پیشم که براش بازی کنم، ولی تا مرز سکته رفت :) دیشب داشتم تبیین می‌کردم و‌ بحثِ رهبری بود که رسید. تا آخرِ بحث مبهوت نگاهم می‌کرد. حرفام تموم شد و با دوستام چای می‌خوردم که برم سرِ شیفت، اومد گفت باورم نمی‌شه این تویی که این‌طوری از کلامِ آقا برای دفاع از خودش استفاده می‌کنی... تو رو اولین بار دیدم سیاسی بودی اما اهل ولایت نبودی... حجاب... مذهب... چی شدی تو؟ بعد قبل از این‌که خودم جواب بدم یا کسی، گفت امام حسین... امام حسین حریفت شد، نه؟! آخ امام حسین❣ ۳. بسیج دانشجوییِ مشهد، اسمِ من و برده تو لیستِ سیاه و تا بتونن نمی‌ذارن اردو جهادی برم، اون‌وقت بهم زنگ زدن و ازم می‌خوان یه موضوعی رو براشون در سطحِ کشوری تبدیل به نمایشنامه کنم! مثلِ ، با وقاحت هم می‌گن چهار دست چرخیده و نوشته شده، اما اونی که می‌خوان نیست و دیگه گفتن به من بزنگن :) معلومه قبول نکردم! معلومه تکمیل‌کننده‌ی پازلِ فساد نیستم! نمی‌شه یکی هنرم و قبول داشته باشه، عقایدم و نه! هنرم خادمِ عقیده‌مه که منفعت‌طلبی و تکلیف‌کُشی رو برنمی‌تابه! ممنونم از خدا❣ العزة لله. ماشاءالله و لا حول و لا قوة الا بالله. ۴. امروز هم آقای مشهدن، هم آقای . یا قراره شگفت‌زده شیم و آقای جلیلی بکشن کنار... یا قراره از خوشحالی به ابرها سفر کنیم و آقای قالیباف بکشن کنار... «یا» های دیگری هم هست ولی من امیدوارم. خیرِ اسلام باشه. خیرِ ظهور. فقط تجمعِ آقای جلیلی رو با بچه‌ها می‌ریم که به کثرتِ جمعیت اضافه شیم. آقای قالیباف رو از اخبار پیگیری می‌کنیم.
سربه‌راه
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام❣ عیدمون خی‌لی مبارک
آدم برای محبت و قربون‌صدقه رفتن و‌ زبونِ نرم زیاده، اگه با وجودِ این‌همه گیلی‌گیلیِ مذهبی‌گوگولیا، هنوز تفکر درست نشده، یعنی روشِ عتاب هم لازم و ضروریه. آدما عتاب نمی‌کنن که طرد نشن، بده نشن، دافعه‌داره نشن، یعنی حقیقت و واقعیت رو کتمان یا حتی انکار می‌کنن که جایگاهِ خودشون رو از دست ندن... من ولی سعی می‌کنم تکلیفم اولویتم باشه، من مأمور به انجام وظیفه‌ام، نتیجه با خداست. چهل نفر هم از من ناراحت شین و فحشم بدین، می‌ارزه به اون یک نفری که ناراحت شه و ناراحتیش رگ غیرتش و بجنبونه و متوجه بشه و درصدد تغییر بربیاد. پس ناراحت می‌شین اما وظیفمه خیرخواهانه بهتون بگم که من از روی بازنشرِ پست‌هام سطحِ مخاطبم رو می‌سنجم. جز برخی بزرگواران که قبلا عرض کردم، بقیه سطح اندیشه‌تون فوق‌العاده پایینه! تحلیلی و تفکری بازنشر نمی‌دین، می‌گه شعرها رو بازنشر دادین یا مثلِ این کلیپ، بزن و بکوب و مسخره‌بازی رو :) کلا از ادا و اصول، اداش و دوست دارین، نه اصولش و ؛) برخی سؤالا و پیاماتونم مؤید این مطلبه. به رفیق نشون می‌دم بعضیا رو با تعجب می‌پرسه چند سالشونه... البته باید سن و سالتون رو‌ هم در نظر گرفت، اگه نوجوان باشید طبیعیه، اما اگه بالای بیست سال باشید بلوغ فکری‌تون خط فقره. بگو من مغرورم، خودپسندم، خودخواهم، باشه هستم، ولی متأسفانه عیبِ من، از کودک‌فکریِ تو نمی‌کاهه. تابستون فراغت بیشتره؛ مطالعه‌ی جدی داشته باشید. شهید مطهری، آقا، امام، تاریخ صدر اسلام. بزرگ کنید خودتون و. روزای خوبمونه هنوز، فتنه‌های پیچیده‌تری در پیش داریم. حیفه ببازیم. عاقبت بخیر بشیم.
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همین الآن رسیدم خونه و این‌قدددددددددددددددر جیغ زدیم و بالا و پایین پریدیم که گلودردم و امشب از خستگی شکرِ خدا بیهوش می‌شم. کلیدواژه‌ی صحبت‌شون تو ورزشگاه از نظرِ من؛ فسادستیزی بود. هرچقدر مجریِ مشهورِ شهرمون آب و تاب می‌داد و پیازداغ زیاد می‌کرد، خودِ آقای مختصر و مفید بودن. فکر کنم کل حرف‌شون بیست یا سی دقیقه بود. پنج دقیقه بعد از اذانِ مغرب هم کلام‌شون رو به اتمام رسوندن و وقتِ نماز و نگرفتن. فقط تغییرِ دقیقه‌نودیِ مکانِ سخنرانی‌شون خوب نبود که ظاهرا ربطی به خودشون نداره و مشهد جابجایی داشته، ولی خب می‌دونستیم ورزشگاهه، شیپور میاوردیم، پرچمای وسیع‌تر جور می‌کردیم. این‌جوری دست‌مون بسته بود، فقط از گلو مایه گذاشتیم😂 از این نظرم که ورزشگاه تختی جای باکلاسی از شهره و سبکِ پزشکیان و روحانی لعنت الله علیهم اجمعین اونجاها زندگی می‌کنن، خوب بود که اونجا سخنرانی‌شون برگزار شد👍میدان شهدا غالبا یه شکلیم و مذهبی، خیلی دشمن‌شکن نیست. شعاری که دوست داشتم: امروز حمایت می‌کنیم جمعه قیامت می‌کنیم تشویق ایسلندی هم هی می‌گفتیم جلیلی خیلی چسبید😍
استاد پناهیان (علیرضا) تجمعِ آقای قالیباف بودن، استاد راجی تجمعِ آقای جلیلی. مسلمونا به ما هم فکر می‌کردین خب! قاچ خورد فکرمون😢
انتخابات همیشه هیجان داشت برامون، این‌بار استرس... ضعفِ اعصاب گرفتم من😭 چرا هیشکی کنار نکشید؟! این‌جوری رأی متمرکز نداریم که... پزشکیان متمرکز داره... 😭
سن و سالاتون و نمی‌دونم، ولی من گلِ جوانیم با روحانی لعنت الله علیهم به باد رفت... گل جوانی یعنی وقتی توانی مضاعف داشتم برای فعالیت اقتصادی و همه‌جا پارتی برقرار بود... یعنی وقتی شوق و ایده داشتم و اردوهای جهادی ریاکارانه پیش رفت و ما رو رد کرد... یعنی وقتی می‌تونستم هنوز دو‌ کلمه با خانواده‌م صحبت کنم و نگن بسه هرچی از شیوخِ دینی کشیدیم... یعنی وقتی فیلمنامه و ایده برای تلویزیون داشتیم و بهایی ندادن... یعنی وقتی فکر می‌کردیم حوزه آینده‌ی دنیا رو تغییر می‌ده و سکولار شد... یعنی وقتی... آه! من هرگز هرکس به روحانی رأی داد رو نبخشیدم و نمی‌بخشم و قیامت جلوش و می‌گیرم... حتی اگه پشیمون باشن، جوانی و فرصت‌های ما برنمی‌گرده...
حاضرم پورمحمدیِ سیاه‌نمای بی‌برنامه‌ی نق‌نقوی بی‌اعتبارکننده‌ی لباسِ پیغمبر رأی بیاره اما پزشکیان نه...
پزشکیان رأی بیاره دخترای غزه یتیم می‌شن...