eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
پزشکیان رأی بیاره حرمتِ هیچ حرمی حفظ نمی‌شه...
پزشکیان رأی بیاره شهدا تو کتابا محو می‌شن...
پزشکیان رأی بیاره از غدیر فقط آتیش‌بازی میمونه و آهنگایی که رقص‌خورش ملس‌تره...
پزشکیان رأی بیاره کشاورزِ زحمت‌کشِ باعزت‌مون سرافکنده می‌شه و ویلچرمغزهای دهان‌دریده‌ی کوتوله‌فکر، سلطان و سرور...
پزشکیان رأی بیاره دیگه قرآن روی دستِ کسی بالا نمی‌ره...
سربه‌راه
پزشکیان رأی بیاره کشاورزِ زحمت‌کشِ باعزت‌مون سرافکنده می‌شه و ویلچرمغزهای دهان‌دریده‌ی کوتوله‌فکر، س
اطعامِ غدیر داشتیم، رفتیم سرِ یه زمینی، یه پیرمرد کشاورز داشت وضو می‌گرفت سرِ آب. غذا رو دادم دستش، تبریک گفتم دستاش و دیدم. زمخت و پینه‌بسته... راه افتادیم رفتیم دیدیم با موتور داره میاد دنبال‌مون. نگه داشتیم. یه غذای دیگه هم می‌خواست. با این‌که تو هر بسته دو پرس گذاشتیم. اما نه برای خودش... وقتی رسید بهمون گفت من مستحق نیستم... من کشاورزم... خدا روزی‌رسونِ منه... خیال نکنین اومدم برای خودم یکی دیگه بگیرم... این یکی هم که گرفتم خودم نمی‌خورم... همونی که خدا بهم می‌ده برای من بسه... گفت نمی‌گم ریا شه، می‌گم که بدونین من مستحق نیستم، برای خودم نمی‌خوام، برای همسایه‌مون می‌خوام. شوهرمرده است و بچه‌یتیم داره. خرجش و من می‌دم. برای اون می‌خوام. عارش بود بیاد یه غذای دیگه بگیره اما وظیفه‌ش می‌دونست برای همسایه‌ش تلاش کنه... این‌قدر گفت و گفت که مطمئن شه ما می‌دونیم برای خودش نمی‌خواد... عزت رو می‌بینین؟ غرور رو؟ پسرای ما افتخار می‌کنن سطلِ آشغال و اسنپ می‌گن بیاد ببره سرِ کوچه... به پولِ بادآورده‌ی لحظه‌ای‌شون می‌نازن... غیرت و غرورشون توکن‌های همستره(!) اون‌وقت پیرمردِ آفتاب‌سوخته می‌گفت من نونِ بازوم و می‌خورم... پیرمردی که دیگه باید می‌نشست تو خونه‌ش و پاهاش و دراز می‌کرد و با نوه‌هاش بازی می‌کرد، اما تو شاخِ آفتاب، خارجِ شهر، وسطِ برهوت، سرِ زمینش بود و وضوی نمازِ سرِ وقت می‌گرفت...
سربه‌راه
اطعامِ غدیر داشتیم، رفتیم سرِ یه زمینی، یه پیرمرد کشاورز داشت وضو می‌گرفت سرِ آب. غذا رو دادم دستش،
پزشکیان رأی بیاره غرور و عزتِ زحمت‌کشای باغیرتِ بامرامِ ما زیرِ چکمه‌ی اربابانِ حبّ قدرت و ثروت و شهوت لگدمال می‌شن... له می‌شن...
مدرکِ ارشدِ من تو دولتِ روحانی بر باد رفت... مدرکی که معدلش الف بود و صاحبش شاگرد اول دانشگاهِ فردوسی... دکترای من تو دولتِ روحانی برای همیشه حسرتِ رو دلم شد... از ما که گذشت... بُردنی‌ها رو ما با روحانی باختیم... شما به نسلِ ظهور رحم کنید... ما به چشم‌هامون قولِ اشکِ شوق دادیم تو مسجدِ کوفه وقتِ سخنرانیش... برای حسرت‌های تازه، عمر و قوّتی نمونده...
سربه‌راه
آفرین بهشون که تا حالا موندن و کنار نکشیدن. من نمی‌دونم دقت کردین؟ صحبت‌های آقایان زاکانی، قاضی‌زاده
ازت متشکرم کراشِ انتخاباتی؛ ازت متشکرم تمیز و اتوکشیده و شیک و باکلاس؛ ازت متشکرم سِت‌کننده‌ی انگشتر و کُت؛ ازت متشکرم سیدِ عیدی‌بده؛ ازت متشکرم ادب و وقار و شخصیت؛ ازت متشکرم خانواده‌دارِ خانواده‌دوست؛ ازت متشکرم تبیین‌گرِ زحماتِ آقای رئیسیِ نازنینم؛ ازت متشکرم آمار و ارقام و استناد و مدرک؛ ازت متشکرم خراسونیِ بامرام؛ ازت متشکرم که اومدی... حرف زدی... تبیین کردی... روشن‌گری کردی... جوابِ تحریف دادی... دفاع کردی... حق رو یاری کردی... سکوت نکردی... از هوووو شدن و مسخره شدن نترسیدی... از زخمِ زبون‌ها و طعنه و کنایه‌های بعد از این وحشت نکردی و... کنار کشیدی❣ خی‌لی دمت گرم جنتلمن🌿 یه زیارتِ امام رضا علیه السلام فقط به نیابت از شما می‌رم که خودِ آقا اجرت و بدن❣ سرت سلامت✌️
حالا که کنار نکشیدن، تا می‌تونین اطرافیان‌تون و هرکی دست‌تون بهش می‌رسه مجاب کنین به آقای جلیلی رأی بده چند ماه دیگه آمریکا انتخاباته ما به کسی نیاز داریم که از پس وحشی‌ای مثل ترامپ بربیاد
شما بگو یک نفر، اما تا می‌تونین رأی رو بکشونین سمتِ جلیلی این امتحانِ سختِ جلیلی_قالیباف اگه نمره‌ش بشه پزشکیان، چی از انقلاب خمینی می‌مونه؟! نماز؟! محرم؟! اربعین؟!
دیشب به رفقا می‌گم بیاین یه واکاوی کنیم، هرکی بنویسه دقیقا چرا رأیش جلیلیه که اشتباه نکنیم. به قول دوستم از دلایل این‌قددددددددددر می‌تونیم بنویسیم که تا صبحِ انتخابات هم تموم نشه. الحمدلله. این یعنی فکر و تحلیل و بررسی کردیم و زورمون و زدیم و گردن‌مون نیست. ولی من علاوه‌ی همه‌ی دلایلم، یه سردلیل یا تیترِ دلیل برای خودم دارم. من سرِ ازدواجی که تا حالا نکردم، تو این شرایطِ نیاز به جهادِ فرزندآوری، حجت شرعی دارم پیش خدا، یعنی می‌تونم پاسخگو باشم بگم از بین همه‌ی اینایی که تا الآن دیدم، با هیچ‌کدوم نمی‌تونستم رو اَدای دو رکعت نماز صبحم حساب کنم، چه برسه به تمدنِ مهدوی و زندگی به سبکِ ظهور(!) سرِ شاگردام و تو کارم اگه نمره‌ای این‌طرف اون‌طرف شده باشه یا حقی ناحق، حجت شرعی دارم. می‌تونم پاسخ بدم همه‌ی تلاشم و کردم و در حد فهمم عمل کردم و بیشتر از این نفهمیدم، متوجه نبودم. حجت شرعی. یعنی فردای قیامت بتونم جواب بدم و سرم بلند باشه. آقای زاکانیِ عزیز هم کنار کشیدن و چقدر برام عزیزتر شدن... چون پزشکیان این‌قدر بهش طعنه بزنه که خون به دلش کنه... اما آقای زاکانی فهمید خطر جبهه‌ی اصلاحات چیه که همه‌ی فحشای عالم و به جون خرید و کنار کشید... من از آقای قالیباف توقعِ فهم نداشتم. ببخشید این بی‌احترامی بهشون نیست، الآن که دیگه تموم شد و کنار هم نکشیدن و وقتِ قانونی تبلیغات‌شونم تموم شده، پس از روی بی‌احترامی نمی‌گم. واقعا توقعم از ایشون فهمِ خطرِ اصلاحات نبود و نیست... اما خیلی بسته بودم روی فهمِ آقای جلیلی... نمی‌دونم! شاید چیزیه که من متوجهش نمی‌شم... اما از دیشب منتظرم جلیلی بکشه کنار... اون بفهمه اصلاحات بیاد هیچی از انقلاب و‌ خون شهدامون نمی‌مونه... یادتونه نوشتم این‌بار بی‌ذوقم در رأی دادن؟ یادتونه نوشتم اعتقادی ندارم جلیلی، شهید رئیسیه؟ این‌جاها دیده می‌شه این ظرافت‌ها... دو قطبِ انقلابی موندن و فقط خدا بهمون رحم کنه...