از ساعت هشت با داداش کوچیکه روی گروهِ کلاسیشون بودیم. نوجوونای کلهشقی که فقط آزادی میخوان😂
داداش و توضیح میدادم پزشکیان بیاد جوانیتون، سربازیتون، تحصیلتون، ازدواجتون، قدرت خریدتون، مسکن، ماشین، پسانداز، زنِ زندگی پیدا کردن، بچهی سالم داشتنتون به فنا میره.
اونم همینا رو روی گروه توضیح میداد.
بعد دیدم رفیق گفت پیامک فرستادم برای مخاطبین، منم پیام نوشتم فرستادم.
آخرین تیرم و هم بردم لونه منافقین؛
گروههای آموزش و پرورش😂
پیام و گذاشتم روی گروهِ صد نفرهی پژوهش... هفتاد نفرهی دبیرای ادبیات... وَ گروهِ مدرسه...
شاد و بستم و حالا حالاها هم آخرین بازدیدم تازه نمیشه😂
تو آموزش و پرورش وقتی فحشت میدن و تو حتی آنلاین نباشی که بخونی یه جور میسوزن، وقتی کلا به هیچجات نباشه که حتی بری شاد و باز کنی، صد جور میسوزن😂😂😂
بعد که برم در بهترین حالت فحش خوردم😄 در بدترین حالت از گروهها بیرونم انداختن که به چرکِ لای انگشتای پام بعد از کوهنوردی😂
پس چرا گذاشتم؟ اونجا که نتیجه نمیده؟
نتیجه با خداست.
من وظیفهم بود.
یه نفرم، یه نفره... ۷۲ میشد ۷۳ واقعا فرق نمیکرد؟!
چرا! یک نفر بیشتر با امام حسین علیه السلام عاقبت بخیر میشد!
برای فردا هم صبح میریم دوردور😍 همچین که ساعتِ تردد شد کار و شروع میکنیم؛
هر یک نفر رو با یال و کوپال و تیمی میبریم حوزهای از شهر رأی بده که سیسشون رأی ندادنه و حوزهها خلوت😁
موقع شهید رئیسی هم همین کار و کردیم، آی مردمِ اطرافش ما رو میدیدن آتیشی میشدن😂😂😂
یارو با دوچرخه اومده بود دم مسجد میگفت کسی رأی نمیده که، شما چرا اومدی؟
منم میگفتم پس چرا با دیدن ما سوختی؟!😂
کار بالا گرفت مرده نزدیک بود من و بزنه که دوستام رسیدن😂 گفته بود رئیسی رأی نمیاره، گفتم پلاک خونهت کدومه برات شیرینیِ پیروزی آقای رئیسی رو بیارم😂 نداد خنگول وگرنه براش ناپلئونی میبردم، من خوشخرجم، از دستش رفت😂😁
با ذکر دعای فرج
بریم برای فردایی تعیینکننده
بخوابیم و پرانرژی راه بیفتیم.
اگه برنامهی اینطوری ندارید، حتما اولِ وقت برید؛ مثلِ آقا.
السابقون السابقون
اولئک ال... مقربون❣
التماس دعای ظهور حینِ ادای تکلیفِ انتخابات🙏
@sarbehrah
غسلِ شهادتکرده،
وضوگرفته،
صبحانه رو مزار شهدا خورده،
تانکمون (ماشین) و پر از پوستر و پرچم کرده،
راه افتادیم تو خیابونا😍
اولین حوزه به نام حضرت زهرا سلام الله علیها بود❣
سنگ کاغذ قیچی کردیم که کی اول رأی بده، من بُردم😁
یه پیرزنِ چروکِ خرفت دمِ حوزه رژه میرفت که مشکوکه خودش. پرسید به کی رأی میدین؟ با ذوق گفتم جلیلی❣گفت فامیلشین؟ گفتم نه عاقلیم😂👍 گفت من پزشکیان رأی دادم. گفتم پیر شدین خدا عقلتون نداده😂
برگشتیم بود هنوز. انگشتِ آبیشدهی اشارهم و نشونش دادم و گفتم جلیلی😂😍
احمدآباد
سجاد
خیام
هاشمیه
هفت تیر
پیروزی
کوهسنگی آشنا ندارین که؟
دارن از دستِ ما زمین گاز میزنن😂😂😂😂😂
نفسی تازه کردم و باید مطالبی رو بنویسم:
صبح مزار شهدا، دورِ سفرهی صبحانه یک بارِ دیگه با هم مرور کردیم.
برای من و رفقام یه رأی هم وااااااااااقعا یه رأیه، خیییییییلی سختمون بود اشتباه انتخاب کرده باشیم.
دیشب یه سری اتفاقا تو فضای مجازی بود؛ حتما بهتون رسیده. پیامهای انصراف جلیلی، ورودِ نظامیها به تبلیغاتِ از وقتگذشتهی غیر قانونی، حمایتِ یکی_دو مُهرهی ضد انقلابیِ اونورِ آبی از جلیلی، یهو القای شدییییییید ناامیدی.
حتی روی گروهِ دوستانهمون یکیمون ویسی از جایی فرستاد و گفت نگرانه که نکنه اشتباه مسیر و اومدیم.
شفاف بگم بهتون:
شاخصهای تریبوندارِ کلهگنده همه رفتن سمتِ قالیباف... وَ هر کی این سمته، ناشناسه...
ما به واسطهی هیئت و جهادی و راهیان و کربلا، با چند خانوادهی شهید در ارتباطیم و پروفایلِ همهشون قالیباف بود...
شبِ وحشتناکی بود...
تاریک... مهآلود... پیدانشدنی...
انگار با آقای رئیسی، رعیتش هم سقوط کرد و تا پیدامون کنن دیر شده...
حرم شلوغه و فرصتِ فکر و خلوت نمیده، رفتیم بهشت رضا علیه السلام، کنارِ شهدای گمنام... اونایی که برای این پرچم... این جمهوری... این اسلامی... خون دادن و گم شدن که ما تو تاریخِ ظهورِ وارثِ علی علیه السلام گم نشیم...
همهچیز و دوباره واکاوی کردیم. ویسی که دیشب میگفت باید به قالیباف رأی بدیم وگرنه انقلاب از بین میره... ورودِ نظامیها به عرصهی تبلیغات وقتی همه میدونیم نظامیها حقِ ورود به سیاست و موضعگیری ندارن... تبلیغاتِ خارج از موعدِ قانونی... حمایتِ شاخصها از قالیباف...
پناهیان، رفیعی، قاآنی، حاجیزاده...
اینا کم کسایی نیستن!
استاد پناهیان یه سیرِ مطالعاتیِ خفن داره که تهش تربیت شی نباید اسیرِ حزبها شی... اونوقت خودش الآن حزبیکاری کرده...
سردارهای ما طبقِ فرمایشِ صریحِ امام، حقِ ورود به سیاست رو ندارن...
میدونین؟ خیلی همهچیز ترسناکه... خیلی غیرقابلِ تحلیله...
من تو عمرم تو چنین موقعیتِ سختی نبودم...
دوستم رأی دادنِ آقا رو پخش کرد ببینیم و با دقت نگاه کرد ببینه حرکتِ دستشون کدوم اسمه😂 ولی آقا کاغذشون و از جیب درآوردن و انداختن صندوق.
سردرگم بودیم که نکنه اصلحِ آقا قالیباف باشه و ما داریم خطا میکنیم...
شما رو نمیدونم، اما من و دوستام جَوونی باختیم با روحانی...
شاید فکر کنین اغراق میکنم اما ما برای این انتخابات خون دل خوردیم چون پاش زندگی باختیم...
نگاه به سالی که گذشت نکنین؛ من دو سالِ مداوم تو دولتِ روحانی بیکار بودم... من همون دو کلمهای که راحت میتونستم با خانوادهم حرف بزنم و تو دولتِ روحانی از دست دادم... پدرم زیرِ فشارِ اقتصادی پیر شد و روحانی رو در عبا و عمامه دید و دیگه نشد باهاش از رهبرم حرف بزنم... ارشدی که جون کندم و اول شدم به باد رفت...
یه رأی برای ما واقعا یه رأیه!
به تکتکِ قدمهای اربعینهام قسم اگه صبح به نتیجه میرسیدم باید به قالیباف رأی بدم بی فوتِ وقت، اینجا و هرجا کار کردم و دستم میرسید پیام عذرخواهی میفرستادم و تبیین میکردم اشتباهم چی بوده و حالا چرا رأیم چرخیده. اینبار اشتباه کنیم، هشت سال نیست؛ یه عقبگردِ بیبازگشته...
کنارِ شهدا از قومِ موسی علیه السلام برای دوستام گفتم... که اینقدر اشتباه کردن که خدا نگاه ازشون برداشت و قومی که بیشترین معجزه و نعمت رو از خدا داشت، تا قیامت نسلشون منفور شد...
خطا انتخاب میکردیم، دیگه مسؤول خواهرانِ امام زمان شدن رو نمیتونستم به زبون بیارم... حتی بهش فکر کنم...
سختترین قسمتِ بررسی همین احزاب و شاخصها بودن... خب لعنتی اونا که از ما داناترن... نمازشبخونتر... مقربتر... با تحلیلتر...
آقای پناهیان... دکتر رفیعی...
سردار قاآنی که بیشتر از همه باید به فکرِ غزه باشه...
من هنوزم نمیتونم حرکتِ بزرگانمون و تحلیل کنم...
بعد از کلی فکر و واکاویِ نهایی چند تا گزینه برای جمعبندی داشتیم:
۱. چرا سمتِ جلیلی مردمیتره و سمتِ قالیباف حزبی و حکومتی؟
یکی از کلیدواژههای انتخاباتیِ آقا؛ مردمی بودن... انتخابِ مردمی بود.
پس سمتِ قالیباف مشکوکه... اونجوری که میشه انتخابِ حکومت، نه مردم! فشار از سمتِ شاخصهاست، نه مردم.
پس جلیلی به خاطرِ پشتوانهی مردمی اومد بالا.
۲. چرا با نقضِ قواعد؟
ورودِ نظامیها... تبلیغ خارج از وقت...
اینا تخلف نیست؟ نمیدونیم! صادقانه گیجیم!
اما سمتِ جلیلی روشنه برامون. نقض
قواعد نشده.
۳. آقای جلیلی کلی برنامه داشت، تلاش برای اقناع نکرد، سطح شهر پوستر آنچنانی و بنرهای روغنی و خفن نداشت، یه تیکه پارچه مردمی، حتی خانوادهش و برای مصاحبه نفرستاد جلوی دوربین و جای پسرش ثابتی رفت دربارهش حرف بزنه، تو کانالا و وبلاگا براش سر و صدا و دعوا نشد، فحشخورِ اول تا آخرم بود، خب همهی اینا یعنی سعهی صدر و بینش و بصیرت.
پس چرا کنار نکشید؟ اونکه میتونست تحلیل کنه این میشه، چرا نکشید کنار؟
الف) حبّ قدرت داره؟
اما فقط دو نفر تو مناظرات کلیدواژهی قدرت داشتن؛ پزشکیان و قالیباف.
ب) قالیباف براش مساوی با پزشکیانه و نباید کنار کشید...
برای من و دوستام گزینهی ب مستندتر بود...
۴. من اینهمه رودررو و چهره به چهره صحبت کردم. طرفدارای آقای قالیباف عموما پاسخهای کانالی به من میدادن... یعنی میگفتم مدرکت کو؟ یه کلیپ از فلان کانال میفرستاد... وقتی با سندِ دقیقِ غیرِ کانالی جواب میدادم، سردرگم میشد... طفره میرفت...
یعنی غالبا تحت تأثیر رسانه بودن...
رسانه یکی از ابزار قدرته...
اگه جلیلی تو رسانه ضعف داشته، یعنی قدرتش و نداشته!
رسانه یعنی بستر، نیرو، محتوا. هر سهی اینها ثروت و قدرت میخواد، شهرت اگر باشه هم غوغا میکنه.
پس یعنی قالیباف اینا رو داشته و جلیلی نه.
پس یعنی جلیلی یا نداشته و واقعا مردم پشتشن، یا داشته و استفاده نکرده که بازم اون و میبره بالا.
یک بار دیگه واژهی #اصلح رو در توصیههای آقا بررسی کردیم. معیارها با جلیلی میخونه. یه دور تسبیح به شهید رئیسی هدیه کردیم. دلمون از جلیلی نچرخید. از این تشابهِ کدهای آقای رئیسی و جلیلی (۴۴) هم با اینکه من به مسائلِ بیمنطق بیاعتنام اما نشد بگذریم. دعای فرج خوندیم و از شهدا مدد گرفتیم و جمعبندی نهاییمون با قاطعیت و بدونِ تردید شد آقای #جلیلی .
کنار شهدا ماشین و پوستربارون کردیم و پرچم و جلیلی و آقای رئیسی و... تانکی شد برای خودش که حتی لاینِ خلافِ جهتِ رانندگی هم توجهشون به ما جلب میشد و از اونسرِ اتوبان زل میزدن به ما و به لطفِ خدا دشمن رو خووووووووب حرص دادیم و دوست رو حسابی دلشاد کردیم.
چندین نکته دارم که بنویسم اما چشمام داره میره.
صبح بیدار میشم
میبینم رئیسجمهورِ جدیدم آقای #جلیلی هستن.
صبح بیدار میشم و از کابوسِ پزشکیان و غبارهای سنگینِ اشخاص و احزاب نجات پیدا میکنم.
صبح بیدار میشم و میبینم به سلامت فتنه رو عبور کردم...
اسامیای که دورِ سرم میچرخیدن رو کنار زدم... از شهاب مرادی، طاهری، قاآنی، حاجیزاده، هلالی، پناهیان، کریمی، کلهگندههایی که میشناسم و تو مخاطبینم هستن عبور کردم و امتحانِ خواص رو به خواص واگذار کردم...
سقیفه رو نباختم و خودم و رسوندم به صندوقِ رأیِ علی...
فریبِ ابوبکرهای صدیق و عُمرهای کشورگشا و عثمانهای شُهره رو نخوردم... از هیاهوی شبِ فتنه و پشتِ درِ خونهی زهرای مرضیه سلام الله علیها نترسیدم...
نه مثلِ مقداد که تردید نکرد... نه! تردید کردم...
اما مثلِ خودم مقابلِ طوفانها ایستادم... دستهام و محکم قفل کردم دورِ میلهی پرچمِ سهرنگم... هرچه طوفان و گردباد وحشیتر وزید، من متمرکزتر شدم روی صدای علی...
خودم رو با ذکرِ یا صاحبالزمان نگه داشتم چون به چشمهام وعدهی اشکِ شوق دادم تو صحنِ مسجدِ کوفه به وقتِ سخنرانیش...
آرزوی من نزدیکه...
آرزوی من نزدیکه...
وَ اگه صبح... نه.
میخوابم.
صبح بیدار میشم.
وَ اینجا مینویسم ما بُردیم؛
مردم.
مردمی که فتنهی خواص رو عبور کردیم.
مردمی که نترسیدیم.
مردمی که ساکت ننشستیم.
مردمی که بازی نخوردیم.
مردمی که دیگه سقیفه رو تکرار نکردیم.
مردمی که قرارمون؛ نماز خوندن تو قدسه.
یا صاحبالزمان!
از شما...
از شما مدد...
ناراحتم؟ نمیدونم...
خشمگینم؟ نمیدونم...
خستهام؟ نمیدونم...
حالم چطوره؟ نمیدونم...
آره؛ با فاصلهی شش میلیون رأی، ما مردم، خواص رو بُردیم و یک بار برای همیشه نشون دادیم قالیباف دیگه برای ما قوارهی ریاست جمهور نیست...
سه میلیون خواص و بلاگرها و مذهبیونِ لجوجِ صورتی رو که معتقدن جلیلی تندرو هست، با روسیاهی تهِ جدول دیدیم و نشون دادیم ما مردم چی میخوایم...
جنگِ مسلمان با مسلمان تموم شد و حالا همهی اسلامه و همهی کفر...
همهی کفر سال ۸۸ حنجره پاره کرد که انتخابات تقلب شده... سال ۹۲ بنفش شد... سال ۴۰۰ انتخاباتِ جمهوری اسلامی رو تحریم کرد و دیروز از لونهش درومد و خزید و رفت پای صندوق و رأی داد!
همهی کفر؛ سیدمحمد خاتمی لعنت الله علیه دیروز از لونهش درومده بود و هرکی بصیرت داشته باشه میفهمه یعنی چی...
جنگِ جلیلی و قالیباف تموم شد. شفافیت و صداقت میگه چرا! مهمه با چه نتیجهای! من نمیتونم مزوّرانه به قالیبافیها لبخند بزنم و بگم فدای سرت که نفهمیدی چه کار کنی تا ازش رأیش و برای جمعه بگیرم!
من با تحلیل و تبیین جلو اومدم، با تبیین و تحلیل هم جلو میرم.
بهجای گداییِ رأی، تبیین میکنم.
امروز فهمیدیم درست ایستادیم، درست انتخاب کردیم.
فهمیدیم چرا جلیلی کنار نکشید و سیاوشوار، پاک و پاکیزه از آتش بیرون اومد.
خواص و قالیبافیها یا امروز بصیر میشن و صاحبِ تحلیل، یا جای دیگهای از تاریخ دوباره صفِ اتحادِ اسلام رو میشکنن...
پس من تبیین میکنم. با قالیبافیها حرف میزنم. اگر صاحب حرف بودن وقت میذارم براشون و اگه صاحب عقده و لجاجت بودن، میذارم این کشتیِ سوراخ شه و همه با هم غرق شیم.
بعد از جمعهی بعدِ انتخابات، مُحرمه.
قالیبافیها یا هل من ناصرِ امام رو میشنون و عاشورا «تَکرار» نمیشه... یا اصرار به نشنیدن دارن و سرها به نیزه میره...
اما فقط اونها مقصر نیستن...
ما...
ما جلیلیها...
ما که فهمیدیم و در طوفان هم موندیم...
غرّه نشید به خودتون!
ما گند زدیم!
ما کمکارهای بیتحرکِ بهدردنخورِ ورّاجِ بیبصیرت،
مثلِ مُردهها رفتیم رأی دادیم و برگشتیم خونه و هییییییییییچ ککمون نگزید تکونی بخوریم!
فاصلهی رأی جلیلی تا پزشکیان، یک میلیون و خردهای نفره...
بشینید فکر کنید دو تاپروفایل میذاشتید چند نفر رأی میدادن؟ یه پیام بازنشر میکردید چطور؟ تو اتوبوس با بغلدستی حرف میزدید چی؟ یه مهمونی میگرفتید و فامیل و همسایه رو مجاب میکردید چطور؟
مثلِ عقبموندهها وسطِ دویدنهای انتخاباتی دنبالِ شبهههای بیست سال پیش بودین...
من بعد از این انتخابات دوستتکونیِ عمیقی دارم. چهار سال که نه... سرنوشتِ ظهور به بالا اومدنِ جلیلی بسته است...
همهی کفر با همهی توانش از لونه اومده بیرون...
کروبی لعنت الله علیه دیروز رأی داده...
وَ اگه هرکی برای امام حسین علیه السلام اشکی میریزه و کاری نمیکنه، همون بهتر که در گمراهیِ عالم دست داشته باشه و پاسخِ اشکهای بدونِ شعور و عملش رو شخصا از آقا اباعبدالله علیه السلام بگیره!
تا محرم کاری به کسی ندارم عقبمونده است و ادای شیعهها رو درمیاره یا واقعا شیعه هست و بسم الله میگه.
من تا محرم با همهی فراتر از توانم کار میکنم که رعیتِ کفر نشم.
با همهی فراتر از توانم تبیین میکنم که برهی گرگها نشم...
که عاشورا «تَکرار» نشه.
وَ بدونِ ذرهای بزرگواری و بخشش، قیامت جلوی هرکی تو این روزا کوتاهی کرد رو میگیرم و تا همهی ثوابهاش و به ازای عمرم ازش نگیرم و نفرستمش جهنم، ولکن نیستم.
من بیخیالِ هیییییییچ مذهبی لبودهنی که ظهور رو عقب بندازه، نمیشم.
وقتی همهی کفر به مَصافِ همهی اسلام اومده؛ فقط احمقهان که فرادا نماز میخونن(!)
@sarbehrah