پالایشگاه
مثل آبادان ۱۱۶۰،
موضوع بدیع، زاویهدید متفاوت، بحران خلاق، هزااااار برابر هم مؤثرتر از فیلمای جنگی تیر و تفنگیِ بیهدف!
آژانس شیشهای برای من بیهوده و مزخرفه! ولی این سبک فیلم دفاع مقدس غرورآفرین و انگیزهبخشه.
با دست خالی از وجب به وجبِ این خاک حراست کردن؛ به قیمتِ جونشون... خونشون... بچهشون... عشقشون...
دوست داشتم با شاگردام این فیلم رو ببینم. دوست داشتم کنار هم با غرور به دفاع مقدسمون، انقلابمون، حزباللهمون افتخار کنیم.
سربهراه
از این،
چقدر خدا منظم و باسلیقه است❣
چقدر هر بار این عکس رو میبینم شرمندهی خالقم میشم...
چقدر با احساس و عشق و علاقه و وقت همهچیز رو آفریده...
بعد سادهترین کار؛ نماز، همینطور منظم و با سلیقه ما رو صدا زده ببینه ما هم براش وقت میذاریم...
چقدر از اون بالا همهچیز غمانگیزه...
فقط به اندازهی همین کانالِ کوچولو و خودمونیم، «گردنمه که مطالبه کنم».
از صدا و سیمای جمهوری اسلامی مطالبهی شفافیت و سرعت انتقال اخبار رو دارم قبل از اینکه رسانهها «دروغ» رو جای راست به قلبها نفوذ بدن و تحریف برنده شه و دیگه سالها کار کردن نتونه اون دروغ رو از حافظهها پاک کنه...
از سپاه جمهوری اسلامی مطالبهی ویران کردن تلآویو رو دارم. اگر تخصص یا حتی سیاهلشکر من هم بهدردتون خورد، داوطلبم. فقط همونجور که یه صبح بیدار شدم و شنیدم رئیسجمهورم سقوط کرده... یه صبح بیدار شدم و شنیدم جای رئیسجمهورم کسی نشسته که دورش پُره از شغال و کفتارِ دندونتیزکرده... یه صبح بیدار شدم و شنیدم دشمنِ شماره یکِ اسرائیل تو خاکِ من ترور شده...
یه صبحم بیدار شم و بشنوم تلآویو با خاک یکسان شده و ایران قراره گروههای جهادی اعزام کنه برای بازسازی و تحویل به فلسطینیها و کاروانهای زیارتیِ مسجدالأقصی راه بندازه.
خدای بزرگِ شبهای غزّه!
چیزی برای معامله ندارم...
با عمری پوچ و توشهای تهی
فقط و فقط به شما «امیدوارم».
امید دارم که به من رحم میکنی و من رو به شبهای مشّایه میرسونی...
به اربعینِ کربلا میرسونی...
به ششگوشهی حسین علیه السلام میرسونی...
«من به شما امیدوارم.»
ای خدایی که به خاطر ندارم وقتی از بُنِ جان به شما امید بستم، ناامیدم کنی.
حرمله:
مختار رو کُشتم. اینی که الآن امیر کوفه است، مترسکی بهجای مختاره...
آشناست براتون دیگه؟
بدلِ خامنهای...
امشبم عبداللهِ زبیر خواب بود، یا لثارات الحسینِ قیامِ مختار رو از کنارِ کعبه شنید، پرید و با خودش گفت ما رو به خونِ حسین چکار؟!
عادت داشت حاجیها بیان کعبه، طوافشون و بکنن، آب زمزمشون و ببرن، کاری هم به حسین و خون حسین نداشته باشن...
ذیحجه یه صبحی، یه ظهری، یه شبی همهی حاجیها... همهی حاجخانومها... از همه جای دنیا... ندا میدادن مرگ بر اسرائیل...
کار تموم بود.
نزدیکِ ۲۵ میلیون زائر داره اربعین.
تحتِ پوششِ رسانههای همهی دنیا.
همه با پرچم فلسطین بیان... موکبا همه عَلَمِ فلسطین بلند کنن... شعارها همه فلسطین بشه... روز اربعین بینالحرمین رو مرگ بر اسرائیل برداره...
چی میشه؟!
از جمعیتِ المپیک انتظاری نیست. مسلمون نیستن همه.
اما از حاجیها توقع بود...
از اربعینیها توقعه...
چرا زندگینامهی شهدا رو میخونیم؟
غالبا برای اینکه سبک زندگیشون و بدونیم و شبیه اونها زندگی کنیم.
همینقدر که به این مطلب اعتقاد داریم، به نظرِ من باید به دشمنشناسی هم معتقد و مقیّد باشیم.
اگه روزی اولویت و ضرورتهام فرق کنه، وقتم و میذارم و دربارهی دشمنهای اسلام و انقلاب در زمانهای مختلف تحقیق میکنم و مینویسم. به رسمِ «ادب از که آموختی؟ از بیادبان» این زاویهدید هم رشددهنده است.
شما بدونی شمر چشمگشنه بوده، از این خصلت چندشت میشه، سعی میکنی این خصلت و نداشته باشی.