eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
322 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
پرسیدید چطور اربعین رو بخوایم؟
دیروز حرم بودم. داشتم سلام می‌دادم که شنیدم یه خانم خادم به یه خانم خادم دیگه گفت ایران کی اسرائیل رو می‌زنه؟ می‌ترسم جنگ شه... اون‌یکی گفت نباید الآن بزنه. اشتباهه. الآن بزنه اربعین بسته می‌شه. هر کار خواست بکنه بذاره بعد از اربعین. دیگه خونم به جوش اومد... نتونستم سکوت کنم... رفتم و گفتم قراره برید اربعین؟ گفت ان‌شاءالله! گفتم این اربعین به دردتون نمی‌خوره... فکر نمی‌کنم ثوابی ازش ببرید... فقط تن‌تون و رنج دادید... توبه کنید تا وقته! با تعجب گفت چرا این حرف و میزنی؟! گفتم حرفتون و شنیدم. شما اصلا فلسفه‌ی اربعین رو نفهمیدین! اربعین یه ظهور کوچیکه. برای همین جذب بالا داره. فطرت‌ها در اربعین بیدار می‌شه. هوا، هوای ظهوره. هر سال دمِ اربعین خبرهایی میاد؛ جنگ، فتنه، مسمومیت، بیماری، ... همه‌جوره می‌خوان مانع‌ش بشن. چرا به نظرتون؟! چون داره فرهنگِ مقاومت، ایثار، هم‌بستگی، وحدت و هر تیتری که نشونه‌ و سیبلِ اسلامه رو گسترش می‌ده و تقویت می‌کنه. ته گسترش و تقویتِ این چیزا چیه؟ ظهور! پس اربعین، به ظهور می‌رسه. حالا بیایم از جنگ بگیم. شنیدید آقا فرمودن «قضیه فلسطین کلید رمزآلود فرج است»؟ گفتن نه. گفتم تا فلسطین، فلسطین نشه، ما ظهور نمی‌بینیم! فلسطین محکِ اهلِ ظهوره. اگه از جنگ می‌ترسید، یعنی اهل ظهور نیستید! اگه اربعین و بدون فلسطین می‌خواید، یعنی اهل ظهور نیستید! اگه اهل ظهور بودید، دعاتون این بود ایران بزنه... یه جوری هم بزنه که اسرائیل رو زده اما دهنِ آمریکا خونی بشه! یه جوری بزنه که تمومِ معادلات به هم بریزه و اتفاقا اربعین بسته شه چون قراره با ظهور و برای همه و برای تا قیامت باز باشه و زائرای اربعین بعدش بندازن برن دو‌ رکعت هم تو مسجدالأقصی بخونن. ما فلسطین و برای ظهور می‌خوایم. اربعین رو مسیر ظهور می‌دونیم. ته همه‌ی اینها باید امام حکومت کنه. اربعینِ بعد از جنگِ نهایی، یعنی زیارت در حکومتِ امام. یعنی اربعین در معیتِ امام.
اگه اگه‌هامون درست نشده یعنی اهلِ ظهور نیستیم!
اگه اگه‌هامون درست نشده یعنی ظهور رو نخواستیم!
در اربعین همه با هم مهربونن؛ بی‌حساب به هم می‌بخشن؛ هوای هم رو دارن؛ حساب‌کتاب مادی از بین می‌ره؛ غذای من، غذای تو هم هست؛ خونه‌ی من، خونه‌ی تو هم هست؛ پول من، پول تو هم هست؛ همه با هم آشنان؛ نژاد از بین می‌ره، رنگ پوست، زبان، دین، ملیت، مذهب... همه یک خانواده‌ایم؛ همه هم رو صدا می‌زنن زائر امام حسین علیه السلام. اینا شما رو یاد چی می‌ندازه؟ بله! بله! بله! ظهور! روایات ظهور! احادیث ظهور! شرایط حکومت امام! من شما رو به اربعین دعوت نمی‌کنم، دارم دعوت‌تون می‌کنم به ظهور!
شما در مشّایه محترمید عزت دارید با شما با کرامت برخورد می‌کنن به شما احترام می‌ذارن همون آدمی که در شهرت در اتوبوس پات و لگد می‌کنه و به تندی هم نگاهت می‌کنه همونی که پشت چراغ قرمز حواسش به شأن انسان نیست و فحش می‌ده اون‌که احترامی به کرامت تو نمی‌ذاره و حقوق حلالت رو با منت می‌ده در اربعین انسان دیگری می‌شه! در روایات داریم به وقت ظهور، امام زمان علیه السلام، عقول رو کامل می‌کنن! فهم‌ها رشد می‌کنه! من دعوت‌تون می‌کنم نمایش کوچکی از رشد عقول و فهم‌ها رو در اربعین به تماشا بنشینید! من شما رو به اربعین دعوت نمی‌کنم، من شما رو دعوت می‌کنم به ظهور!
شما اربعین در عراق گم شی پول بهت می‌دن با التماس همه بهت غیرت دارن به چشم برادری میفتن دنبال کارت و پیدا کردن یارانت به اصرار بهت جا می‌دن بهت غذا می‌دن بهت آرامش می‌دن بهت احترام می‌دن یه دختر تو اربعین می‌تونه دوی نیمه‌شب راه بیفته تو خیابونا بدون این‌که اون کشور و زبون آدماش و بشناسه پرسون پرسون بره حرم یا گوشه‌ی خیابون دراز بکشه و چرت بزنه در امن و امان و امنیت! همین یه مسأله همین یه مسأله شما رو یاد چی می‌ندازه؟! چنینی چیزی رو فقط روایات ظهور به ما وعده داده!
اربعینت نمی‌شه چون نخواستی... نخواستی چون ظهور در منظومه‌ی زندگیت جایی نداره...
من از جنگ نمی‌ترسم. نمی‌تونم با هرکی از جنگ وحشت داره به اشتراک فکری برسم. نمی‌تونم درکش کنم. از نقص عضو می‌ترسم. از خون و خون‌ریزی می‌ترسم. از ویرانی وحشت دارم‌. از آشفتگی و بی‌نظمی متنفرم. اما از جنگ نمی‌ترسم. من ظهور می‌خوام. شهادت نمی‌خوام. عشقِ تفنگ و میدون و معرکه نیستم. جهادم رو چادرِ روی سرم می‌دونم. حفظ حریمم با نامحرم می‌دونم. خوب درس خوندنم می‌دونم. شاگرد اولیم می‌دونم. فنا شدن مدرکم و مسدود شدن دکترام پای عقیده‌م می‌دونم‌. ازدواجی درست می‌دونم. حمایت از همسرم در راه خدا می‌دونم. فرزندآوری و تربیت نسل می‌دونم. فرستادنِ مردَم به میدان و معرکه می‌دونم‌. مدرسه و شاگردام می‌دونم. برادرِ نوجوانم می‌دونم. نوعِ کنش و واکنشم با اطرافیانم می‌دونم. خودسازی و جامعه‌سازی می‌دونم. پیدا کردن باگ‌های وجودیم می‌دونم. اصلاح و جبران می‌دونم. ترک گناه می‌دونم‌. توبه‌ی حقیقی می‌دونم. انجام واجب می‌دونم. کار و تلاش برای اعتلای کشور شیعه می‌دونم. احیای تفکر ظهور می‌دونم. تا جَوونم شهادت نمی‌خوام. تا ظهور ندیدم شهادت نمی‌خوام. من از جنگ نمی‌ترسم چون ظهور می‌خوام. شهادتی اگر باشه، بااااااااید «والمستشهدین بین یدیه» باشه! من جمعه‌ها صبح زود بیدار نمی‌شم. ندبه نمی‌خونم. علاقه دارم، بتونم این کار رو می‌کنم. اما مقید نیستم. اما از جنگ نمی‌ترسم. چون ظهور می‌خوام. من تو اربعین برای چند روز ظهور رو نفس می‌کشم...
دکتر شریعتی تعریف زیبایی از انتظارِ ظهور دارن که وقتی خوندم گفتم درسته! خودشه! همینه! من دقیقا برای همین ظهور می‌خوام! دکتر می‌گن: «انتظار ظهور یعنی اعتراض به وضع موجود.» دقییییییییقا خودشه! من به مسؤولیت ظریف در کشور امام زمان اعتراض دارم. به رأی آوردن پزشکیان با عوام‌فریبی اعتراض دارم. به حجاب عمومی اعتراض دارم. به فساد اداری اعتراض دارم. به نبودن عدالت آموزشی اعتراض دارم. به گرونی اعتراض دارم. به وضعیت اسف‌بار خواستگارها اعتراض دارم. به جامعه‌ی بی‌بخار مذهبیون اعتراض دارم. به بی‌تفاوتی روحانیت اعتراض دارم. به مسدود شدن مسیر ادامه تحصیلم اعتراض دارم. به رنجی که در کارشناسی ارشد کشیدم فقط چون ولایت فقیهی هستم اعتراض دارم. به پیشنهاد نصب تلگرام برای مدرسه اعتراض دارم. به دولت طالبان در افغانستان اعتراض دارم. به نسل‌کشی غزه اعتراض دارم. به زنده بودن ترامپ بعد از شهادت سردار اعتراض دارم. به نفس کشیدن افکار شوم و شیطانی اعتراض دارم. به جنگ تمام‌قوای رسانه اعتراض دارم. به علی علیِ مذهبی‌احمق‌هایی که نهج‌البلاغه نخوندن اعتراض دارم‌. شما ندارید؟! شما اعتراض ندارید؟! شما از همه چیز راضی‌اید؟!
من اعتراضم و نمی‌برم تو روضه‌ی امام حسین علیه السلام، چادر بکشم به صورتم، های های گریه کنم، بعدم چایم و بخورم و از همسایه‌ی بدحجابم خداحافظی کنم و دم در با طبقه بالایی غیبتِ طبقه پایینی رو بکنم و بعد برم خونه‌م و ببینم ماهواره سریال ترکیه‌ای جدید چی داره(!) من اعتراضم و نمی‌برم دورِ کعبه که بعد از طوافم، دو رکعت نماز بخونم و دعا کنم خدایا خودت به داد ما برس(!) بعد هم پول بریزم به شکم آل سعودِ وحشی که سوغات بخرم و برگردم خونه‌م و خوشحال باشم حاجی شدم و اعمالم و انجام دادم و دیگه وقتشه بمیرم(!) من اعتراضم و نمی‌برم مسجد جمکران، سه‌شنبه به سه‌شنبه بیفتم دنبال دیدن امام زمان که فقطططط ببینمش و بعدم دوباره برگردم زندگیم و بکنم(!) نه! نه! نه! من حکومتِ عدل می‌خوام! عدل اجازه می‌ده من پی‌اچ‌دی‌ بگیرم! عدل فضای کار جهادی به من می‌ده! عدل شاگردام و از فساد و ویرانی نجات می‌ده! عدل برادرم و عاقبت‌بخیر می‌کنه! عدل طیبین رو به طیبات می‌رسونه! عدل باگ‌های وجودیِ من رو اصلاح می‌کنه! عدل آقای جلیلی رو انتخاب می‌کنه! عدل کجاست؟ در حکومتِ امام. من امام رو در حکومت می‌خوام برای زندگی کردنم. نه چند دقیقه در خیمه‌ای در بیابون برای حاجت خواستن(!)
ظهور بخواید. بیابان‌گَردِ اربعین می‌شید.