سربهراه
والا من ثروتمندِ عالم هم بودم، با تفکر الآنم، یه ریال هم خرج تبلیغ نمیکردم! پس بحثِ کم و زیادش نیست
لعنتیِ بامحبتِ مهربون🌿
دعا کن هرگز برام روزی نیاد که از عقیدهم نون دربیارم زندگی بچرخونم...
بهجای اینکه نونِ بازوم و زندگیم و خرجِ عقیدهم کنم...
اگه محبتی هست، در حقم دعا کن...
شیطان قسم خورده کافر کنه
جز مخلصین رو...
من مخلص نیستم.
از فردای خودم با خبر نیستم...
دعا کن عاقبت بخیر شم... اگه کانال و قلم و حرفیه، برای خدا باشه... در راه خدا باشه... عاقبتش خدا باشه...
صاحب این کانال خیلی قیامت گیره...
بهترین محبت در حقش؛ دعاست❣
برای گرفتنِ ارز اربعین، شعبهی دانشگاهم و زدم.
حالا دانشگاهم. جایی که توش روحم استخوون ترکوند و جهانم وسیع شد... جایی که بیشتر از ده سالِ عمرم رو بیش از خونه، اینجا گذروندم...
از اینجا اربعینی شدم... از اینجا جهادی شدم... از اینجا راهیان نور رفتم... از اینجا دستم به اعتکاف رسید... از اینجا دوست و رفیقِ رنگ خدا پیدا کردم... از اینجا زندگیم شاخ و برگ گرفت...
راسته که خدا آدم رو با دوستداشتنیهاش امتحان میکنه...
درس خوندن بزرگترین و مهمترین و جنوندارترین علاقهی منه...
دفترچه خاطرات کلاس دوم ابتداییم رو دارم که نوشتم دکترای دانشگاه فردوسی رو میگیرم...
میتونم بشینم و به تعداد صفحاتِ کل کتابخونهی وسیعِ دانشگاهم برای اونچه پیش اومد و داغِ دکتری که هیچ... حتی داغِ مدرکِ ارشدی که خوندمش... با معدل الف خوندمش... با شاگرداولی تمومش کردم به دلم موند اشک بریزم و سوگواری کنم...
آه از این زندگی... آه...
سربهراه
برای گرفتنِ ارز اربعین، شعبهی دانشگاهم و زدم. حالا دانشگاهم. جایی که توش روحم استخوون ترکوند و جهان
اگه تقصیری به گردنِ خودمه
هزار استغفرالله...
هرگز خودم رو نمیبخشم...
و اگه تقصیری به گردن استادامه
هرگز حلالشون نمیکنم...
و اگه خدا بخواد
میتونه همهی اگهها رو حل کنه...
کاش بخواد...
سربهراه
برای گرفتنِ ارز اربعین، شعبهی دانشگاهم و زدم. حالا دانشگاهم. جایی که توش روحم استخوون ترکوند و جهان
من مغرورتر از اونیام که به زندگی دیگران حتی نگاه کنم،
کسی رو در سطحی نمیبینم که حتی لایق نگاه کردن و فکر کردن باشه زندگیش.
اما به زندگی دانشجوها همیشه نگاه میکنم...
اگه قدرِ موقعیتش رو بدونه و خوب بخونه و تلاش کنه، از شدت غبطه بهش، قلبم زیرورو میشه...
وَ اگه علافی باشه که زیر و زبر شدن دنیا، اون نالایق رو شانسی یا با رانت به جایگاه علم رسونده باشه و اون فرصت و موقعیتش رو به هدر بده، چنان از چشمم میفته که حتی ننگم میاد بهش سلام کنم...
اگه دانشجویید
قدر بدونید...
شما در بلندترین قلهی عمرِ یک انسانید! همهچیز به شما بستگی داره که از فتح و صعود لذت ببرید و دست دیگران رو هم بکشید بالا...
یا اینقدر بیلیاقت باشید که پرت شین پای صخرهها...
سربهراه
العلم سلطان... وَ علم هولناکترین آزمونی بود که به بهای قلهی جوانیم پس دادم وَ رفوزه شدم...
یه صلوات هدیه کردم به آقای تولستوی و به جنگ و صلح تفأل زدم...
اما خبر از فریادرسی نیست.