eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
مدیرکاروان دارن از شرایط ارتباطات و خطوط عراقی صحبت می‌کنن، توصیه کردن خیلی با ایران و بستگان در ارتباط نباشیم، هزینه‌ش زیاده. یه حرفی زدن خییییییییلی حقه! گفتم بنویسم😁 گفتن نیازی نیست با اونی که تو ایرانه صحبت کنین، اون شما براش مهم بودید الآن با شما بود، نه این‌که شما رو بفرسته خودش بمونه! پاشید ایستاده تشویق کنین👏👏👏👏👏👏👏👏👏
یکی از دوستام الحمدلله همسرش رو راضی کرده که با اون و بچه‌ها بره اربعین😍 لطفا چهارده صلوات هدیه به امام زمان علیه السلام بفرستید که خدا توانش بده، بچه‌هاش اذیت نشن، شوهرش صبور باشن و اربعینِ بابرکتی براشون باشه🌿
خدایا تو شاهد بودی من تک‌خوری نکردم... همون‌قدر که فهمیدم و چشیدم اربعین چه زمانیه و مشّایه چه مکانی، قدرِ توانِ قلمم، زبانم، تفکرم، دانشم، احساسم تلاش کردم حتی شده یک نفر و بکشونم به این خوشبختی... خدایا تو شاهدی من خودخواهی و تک‌خوری نکردم... من زکاتِ عظیم‌ترین رزقِ زندگیم رو تا جایی که بلد بودم دادم... کمِ من رو ببخش و با کرامتِ خودت ما رو اربعینی بفرما... خدایا من می‌دونم اگه با من با اعمالم و سبکِ زندگیم حساب می‌کردی، من اینجا نبودم... بینِ خوشبخت‌های عالَم نبودم... خدایا به من معرفت بده... شعور بده... هی رقمِ کربلا رفتنام رشد می‌کنه و خودم نه... خدایا این اربعین من رو عبد کن... سربه‌راه کن... آدم کن... خدایا من از شما ممنونم که بی اون‌که لیاقت داشته باشم، به من رحم کردی و من رو بدبخت به حالِ خودم رها نکردی... خدایا تو شاهد بودی من زورم و زدم خوشبختیِ حقیقی رو نشون بدم... تلاش کردم عسلِ گوارایی که به من چشوندی و زندگیم و شفا داد و مرده‌ی روحم رو زنده کرد، به عالَم بچشونم... خدایا من زورم و زدم به همه برسونم اینجا بهشته... آقا اباعبدالله علیه السلام منجی... من زورم و زدم بگم اربعین ظهورِ کوچکیه که تو رو تشنه‌ی ظهور می‌کنه... خدایا از این اربعین ما رو به ظهور برسون و اربعینِ سالِ بعدمون در معیتِ امام و در حکومتِ امام باشه... خدایا به قطره قطره عرق‌های زوّار ارباب، فلسطین رو نجات بده... ما و رهبرمون رو به نماز قدس برسون... خدایا بندگانِ برگزیده‌ت تو اربعین چه دعاهایی داشتن؟ همون‌ها رو برای من و همسفرام و خانواده‌م و دوستان و آشنایانم و هرکه حقیقی و مجازی با من در ارتباطه، مستجاب بفرما🤲 خودم لایقِ دعا نیستم، اما جایی که می‌رم محترمه و وجیهاً عند الله. پس همه رو دعا می‌کنم. با اطمینان می‌نویسم همممممه رو دعا می‌کنم چون مقیدم تو حرم‌ها عالیة المضامین بخونم و شما بعد از خوندن این دعا می‌تونین راست بگید که همه رو دعا کردید. می‌نویسم اما هرجا اینترنت باشه ارسال می‌شه. دعامه همه‌ی اعضای این کانال سربه‌راهِ اربعین باشن و بین‌الحرمین ظهور بگیریم.
نماز صبح از خواب بیدار شدیم و از عمودِ ۱۲ راه افتادیم. سلّانه‌سلّانه و با خوردن و آشامیدن و عکس گرفتن، اما با برنامه، هر یک ساعت شصت عمود میایم و یک ربع استراحت می‌کنیم. خودمون چهارتاییم و با تقسیم‌وظیفه و منظم. یکی‌مون که جهت راحت صدا زدن می‌نویسمش منشی معبد آمون😄 مسؤول نماز اول وقتمونه و مدیریت زمان برای یافتن سرویس و موکب نماز، تجدید وضو و دقیق به نماز اول وقت رسیدن‌. من مسؤول پیدا کردن موکب استراحت و سرویس بهداشتی خفن، علمدار و خوراکی‌یابم😂 رفیق مسؤول محاسبه‌ی زمان و حساب‌کتاب عمودها و زیارت عاشورای صد لعن و صد سلام روزانه است، اون‌یکی‌مونم که اسم براش می‌ذارم دوست نی‌نی‌ها، مسؤولیتش امنیتیه و قابل ذکر نیست😎
ساعت هفت از منزل نجف راه افتادیم، از شارع‌الرسول صلوات الله علیه وداع کردیم و با سه استراحتِ ده دقیقه‌ایِ کنارِ جاده، نماز خوندن، خوردن و آشامیدنِ اطعمه و اشربه‌ی متفاوت، عکس گرفتن، ساعت ده و نیمِ شب به مشّایه‌ی طریق الحسین علیه السلام و عمود یک رسیدیم. یعنی حدود ۱۸۰ عمودِ داخلِ شهر نجف در سه ساعت و نیم. عمودِ ۱۲ موکب حیدر کرّار جای مناسبی برای استراحته؛ نوساز و تمیز، با سرویس بهداشتی شیک. هوای زمان حرکت‌مون مناسب بود و سالمیم الحمدلله. فقط کمر و کوله و چادرمون خیسِ عرق شده. خوشحال‌ترین دختر دنیام الآن و فقط مسائلی مکدّرم کرده: شماره‌های عمودهای نجف رو برداشتن. با جی‌پی‌اس متوجه می‌شدیم کجای مسیریم و می‌تونستیم برنامه‌ریزی کنیم چقدر بریم و کی استراحت کنیم. خب این سخت بود. زن و دخترهای بلوزشلوارپوشِ فقط ایرانی هم بالاخره به مسیرِ حضرت زینب سلام الله علیها رسیدن و این فاجعه است و یعنی چشمِ عراقی‌ها هم عادت کرده، و اگرنه قبلا یه چادر از سرت می‌افتاد کلی عبایَ عبایَ می‌کردن(!) تا دلتون بخواد کاشت ناخن و مژه تو مسیره از ایران... فقط از ایران(!) تو اسکان، ایرانی‌های تمیییییییییییزمون برای اسراف نشدنِ وقت(!) دو نفره می‌رفتن حمام......... باید نگاهِ عراقی‌ها رو می‌دیدین وقتی می‌دیدن دو تا خانم از حمام میومدن بیرون........ باید بغض و کینه‌ی ما رو می‌دیدین که آبرومون رفته بود و جز یه تذکر نرم نمی‌تونستیم چیزی به این باکلاس‌های سلیطه بگیم که دعوا نشه و جلو چشم غریبه‌ها بد نباشه....... بعد همین وقت‌فهم‌های نفهم، با دمپاییِ دستشویی‌شون میومدن رو فرشِ موکب که پاهاشون نجس نشه ولی همه رو به نجاست بکشن....... اگه غریبه‌ها نبودن پوست به سرشون نمی‌ذاشتم........ سلیطه‌های شپشوی پف‌دماغِ پرفیس‌وافاده... خدا هدایت‌مون کنه... شما نمی‌دونین چه فرهنگ زشت و قبیحیه این چیزا تو عراق... بعد از یه ایرانی این و می‌بینن...
زمانِ در صف موندنِ ضریح امام علی علیه السلام از صحنِ حضرتِ زهرا سلام الله علیها تا تاکستانِ ضریحِ علی بن ابیطالب علیه السلام؛ ۲۸ رکعت نماز دورکعتیِ مستحبی، یا یک جزء قرآن بود😍
تنها نشسته‌ام در مقرِّ حکومتِ امام زمان ارواحنا له الفداء. در هوای دولتِ کریمه. استقرارِ عدل. صبحگاهِ گرمِ مرداد است. حتما نسیمِ عبای امام می‌وزد، من اما برای چشیدنِ خنکایش، مکدّرم... اینجا از بُنِ باورم صدا می‌زنم: یا صاحب الزمان! از شما مدد...
ساعت ده صبح، عمود ۶۰۴ بودیم. دیگه داشتیم آب می‌شدیم. از شدت گرما حوصله نداشتیم با هم حرف بزنیم، مداحی گذاشته بودیم سرعت‌مون بده. کنار جاده ده دقه نشستیم نفس بگیریم ولی گرما بیداد می‌کرد. داشتم فکر می‌کردم کاش نوشابه بدن. نوشابه تو شدت گرما زنده‌م می‌کنه. چهار تا آقا ایرانی هم اومدن نشستن. اونام داشتن آب می‌شدن. دیدم یکی‌شون یه بطری نوشابه آورد و لیوان :) قشنگ زنده شدیم. بعد دیدم ته بطری رو آورده می‌گه ما خوردیم، اینم سهم شما. بطری رو یه‌نفس سر کشیدم. آخ چسبید آخ چسبید😍
بعد از شام، حدودِ ساعتِ دهِ شب، ما رو بردن کوفه. تا ساعت دوازده قشنگ اعمال و نمازهای مسجد کوفه رو به جا آوردن، دوازده آزاد گذاشتن استراحت کنیم تا نماز صبح. نماز صبح و خوندیم و راه افتادیم مسجد سهله. تا ساعت شش اعمال به جا آوردن، تا هفت آزاد که بگردن مسجد رو، هفت ما رو برگردوندن نجف. تا حالا کاروانی با این زمان‌بندی ما رو کوفه نیاورده بود. چند مزیت داره این برنامه‌ریزی که دوست داشتم یادداشت کنم بمونه برام: ۱. در فصولِ گرم، دیگه تو آفتاب و گرما نیست. ۲. در زمان‌های خاص مثل اربعین، دیگه در ازدحام و قفل بودنِ جمعیت نیست. ۳. سُک‌سُکی و بدوبدو نیست و به زائر فرصت می‌ده کمی در مسجد کوفه نفس بکشه. جدا از این‌که اینجا به شدت و بسیار محل توصیه‌شده و پربرکتی هست، خب جای قدم‌ها و تنفسِ امیرالمؤمنین و یاران‌شون علیهم السلامه. فرصت نمازشب و مناجات حضرت امیر هست. گرچه منِ خاک‌برسر خسته بودم و خوابیدم، اما حتی خوابش برکته. خلاصه زمان‌بندی و برنامه‌ریزی خوبی بود.
از جذابیت‌های ایرانی بودن تو عراق؛ این‌که هر وقت برق قطع می‌شد ایرانی‌ها می‌گفتن الللللاااااااااهممممم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم😁 هر وقت هم برق وصل می‌شد باز می‌گفتن الللللاااااااااهممممم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم😁
از سری طعم‌های جدیدِ مشّایه؛ شربتِ بادام درختی😍 خوشمزه بود. رفیق می‌گه قابل صادراته😁
هزار الحمدلله هم زائرِ پیاده در مشّایه زیاد شده، هم زائرِ سواره و با ماشین. تا دو سالِ پیش دو جاده کنار هم بود. یکی موکب‌ها و به قولِ خودمون طریق الشکم، یکی هم جاده‌ی ماشین‌ها بود که خلوت بود و می‌شد برای سرعت گرفتن یا خلوت کردن کشید اون‌ور. امسال هممممممه‌ش ماشینه و نمیشه از اون لاین رفت. این طرف هم الحمدلله ایییییییییین‌قدر ازدحامه که نمی‌شه سرعت گرفت. برنامه و زمان‌بندی دقیقه اما مثل سال‌های قبل نمی‌شه کامل بهش رسید. روز اول صد عمود از برنامه‌مون عقبیم و جبرانش سخته. خواب شب رو حتما گذاشتیم چون انرژی می‌ده، از خواب نمی‌زنیم و برای همین جبران نمی‌شه صد عمود تأخیر. خدا همه زوّار رو توان بده.