eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
ساعت هفت از منزل نجف راه افتادیم، از شارع‌الرسول صلوات الله علیه وداع کردیم و با سه استراحتِ ده دقیقه‌ایِ کنارِ جاده، نماز خوندن، خوردن و آشامیدنِ اطعمه و اشربه‌ی متفاوت، عکس گرفتن، ساعت ده و نیمِ شب به مشّایه‌ی طریق الحسین علیه السلام و عمود یک رسیدیم. یعنی حدود ۱۸۰ عمودِ داخلِ شهر نجف در سه ساعت و نیم. عمودِ ۱۲ موکب حیدر کرّار جای مناسبی برای استراحته؛ نوساز و تمیز، با سرویس بهداشتی شیک. هوای زمان حرکت‌مون مناسب بود و سالمیم الحمدلله. فقط کمر و کوله و چادرمون خیسِ عرق شده. خوشحال‌ترین دختر دنیام الآن و فقط مسائلی مکدّرم کرده: شماره‌های عمودهای نجف رو برداشتن. با جی‌پی‌اس متوجه می‌شدیم کجای مسیریم و می‌تونستیم برنامه‌ریزی کنیم چقدر بریم و کی استراحت کنیم. خب این سخت بود. زن و دخترهای بلوزشلوارپوشِ فقط ایرانی هم بالاخره به مسیرِ حضرت زینب سلام الله علیها رسیدن و این فاجعه است و یعنی چشمِ عراقی‌ها هم عادت کرده، و اگرنه قبلا یه چادر از سرت می‌افتاد کلی عبایَ عبایَ می‌کردن(!) تا دلتون بخواد کاشت ناخن و مژه تو مسیره از ایران... فقط از ایران(!) تو اسکان، ایرانی‌های تمیییییییییییزمون برای اسراف نشدنِ وقت(!) دو نفره می‌رفتن حمام......... باید نگاهِ عراقی‌ها رو می‌دیدین وقتی می‌دیدن دو تا خانم از حمام میومدن بیرون........ باید بغض و کینه‌ی ما رو می‌دیدین که آبرومون رفته بود و جز یه تذکر نرم نمی‌تونستیم چیزی به این باکلاس‌های سلیطه بگیم که دعوا نشه و جلو چشم غریبه‌ها بد نباشه....... بعد همین وقت‌فهم‌های نفهم، با دمپاییِ دستشویی‌شون میومدن رو فرشِ موکب که پاهاشون نجس نشه ولی همه رو به نجاست بکشن....... اگه غریبه‌ها نبودن پوست به سرشون نمی‌ذاشتم........ سلیطه‌های شپشوی پف‌دماغِ پرفیس‌وافاده... خدا هدایت‌مون کنه... شما نمی‌دونین چه فرهنگ زشت و قبیحیه این چیزا تو عراق... بعد از یه ایرانی این و می‌بینن...
زمانِ در صف موندنِ ضریح امام علی علیه السلام از صحنِ حضرتِ زهرا سلام الله علیها تا تاکستانِ ضریحِ علی بن ابیطالب علیه السلام؛ ۲۸ رکعت نماز دورکعتیِ مستحبی، یا یک جزء قرآن بود😍
تنها نشسته‌ام در مقرِّ حکومتِ امام زمان ارواحنا له الفداء. در هوای دولتِ کریمه. استقرارِ عدل. صبحگاهِ گرمِ مرداد است. حتما نسیمِ عبای امام می‌وزد، من اما برای چشیدنِ خنکایش، مکدّرم... اینجا از بُنِ باورم صدا می‌زنم: یا صاحب الزمان! از شما مدد...
ساعت ده صبح، عمود ۶۰۴ بودیم. دیگه داشتیم آب می‌شدیم. از شدت گرما حوصله نداشتیم با هم حرف بزنیم، مداحی گذاشته بودیم سرعت‌مون بده. کنار جاده ده دقه نشستیم نفس بگیریم ولی گرما بیداد می‌کرد. داشتم فکر می‌کردم کاش نوشابه بدن. نوشابه تو شدت گرما زنده‌م می‌کنه. چهار تا آقا ایرانی هم اومدن نشستن. اونام داشتن آب می‌شدن. دیدم یکی‌شون یه بطری نوشابه آورد و لیوان :) قشنگ زنده شدیم. بعد دیدم ته بطری رو آورده می‌گه ما خوردیم، اینم سهم شما. بطری رو یه‌نفس سر کشیدم. آخ چسبید آخ چسبید😍
بعد از شام، حدودِ ساعتِ دهِ شب، ما رو بردن کوفه. تا ساعت دوازده قشنگ اعمال و نمازهای مسجد کوفه رو به جا آوردن، دوازده آزاد گذاشتن استراحت کنیم تا نماز صبح. نماز صبح و خوندیم و راه افتادیم مسجد سهله. تا ساعت شش اعمال به جا آوردن، تا هفت آزاد که بگردن مسجد رو، هفت ما رو برگردوندن نجف. تا حالا کاروانی با این زمان‌بندی ما رو کوفه نیاورده بود. چند مزیت داره این برنامه‌ریزی که دوست داشتم یادداشت کنم بمونه برام: ۱. در فصولِ گرم، دیگه تو آفتاب و گرما نیست. ۲. در زمان‌های خاص مثل اربعین، دیگه در ازدحام و قفل بودنِ جمعیت نیست. ۳. سُک‌سُکی و بدوبدو نیست و به زائر فرصت می‌ده کمی در مسجد کوفه نفس بکشه. جدا از این‌که اینجا به شدت و بسیار محل توصیه‌شده و پربرکتی هست، خب جای قدم‌ها و تنفسِ امیرالمؤمنین و یاران‌شون علیهم السلامه. فرصت نمازشب و مناجات حضرت امیر هست. گرچه منِ خاک‌برسر خسته بودم و خوابیدم، اما حتی خوابش برکته. خلاصه زمان‌بندی و برنامه‌ریزی خوبی بود.
از جذابیت‌های ایرانی بودن تو عراق؛ این‌که هر وقت برق قطع می‌شد ایرانی‌ها می‌گفتن الللللاااااااااهممممم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم😁 هر وقت هم برق وصل می‌شد باز می‌گفتن الللللاااااااااهممممم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم😁
از سری طعم‌های جدیدِ مشّایه؛ شربتِ بادام درختی😍 خوشمزه بود. رفیق می‌گه قابل صادراته😁
هزار الحمدلله هم زائرِ پیاده در مشّایه زیاد شده، هم زائرِ سواره و با ماشین. تا دو سالِ پیش دو جاده کنار هم بود. یکی موکب‌ها و به قولِ خودمون طریق الشکم، یکی هم جاده‌ی ماشین‌ها بود که خلوت بود و می‌شد برای سرعت گرفتن یا خلوت کردن کشید اون‌ور. امسال هممممممه‌ش ماشینه و نمیشه از اون لاین رفت. این طرف هم الحمدلله ایییییییییین‌قدر ازدحامه که نمی‌شه سرعت گرفت. برنامه و زمان‌بندی دقیقه اما مثل سال‌های قبل نمی‌شه کامل بهش رسید. روز اول صد عمود از برنامه‌مون عقبیم و جبرانش سخته. خواب شب رو حتما گذاشتیم چون انرژی می‌ده، از خواب نمی‌زنیم و برای همین جبران نمی‌شه صد عمود تأخیر. خدا همه زوّار رو توان بده.
دوستم هوسِ ماکارونی کرده بود. تقریبا پنجاه عمود جلوتر ماکارونی می‌دادن و حاجت‌روا شد :) اینجا امام حسین علیه السلام خیلی حواسش بهت هست. مادی یا معنوی فرقی نداره. توجه. انسانِ این زمانه عقده‌ایه توجهه... چرا خودش و برهنه می‌کنه؟ می‌خواد دیده شه. چرا آرایش می‌کنه و خودش و برای عموم هم زینت می‌ده؟ می‌خواد ببیننش. چرا بدون هیچ تخصص و سوادی منم منم می‌کنه؟ می‌خواد مرکزِ توجه باشه. چرا با عرف و مردم پیش می‌ره حتی اگه اشتباه کنن؟ می‌خواد تأیید شه. چرا می‌رن سراغ جنس مخالف با روابط حرام؟ نیاز دارن به این‌که دوست داشته بشن... ولو به فریب و زیان(!) گناهان و بررسی کنین، بیشترش از عقده‌ی توجهه؛ دروغ... تهمت... غیبت... حسادت... بعد همینا می‌رن تراپی... روان‌شناسی... مشاوره... پول می‌دن که یکی... ولو غریبه... چهل دقیقه فقط بهشون توجه کنه(!) توجه. در مشایه شما مرکز توجهید. از تنها معتمد و مطمئن دنیا. تا سطح پایین‌ترین خواسته‌ی شما بهش توجه می‌شه؛ ماکارونی! فکر کنین سه روز فارغ از هر پریشانی‌... رایگان... بی‌محدودیت زمان... می‌تونین هر وقت و به هر میزان که دلخواهتونه با امام حسین علیه السلام حرف بزنید... برای امام حسین علیه السلام خودتون و لوس کنید... برای امام حسین علیه السلام نق بزنید و به زمین و زمان گیر بدید... امام حسین علیه السلام به شما توجه می‌کنن... توجه! حتی به پایین‌ترین سطح خواسته‌تون!
وااااای بالاخره اینجا از قدس دیدم و شنیدم😍😍😍 هرچی پرچم و کار و شعار و موکب تا الآن برای فلسطین بود، ایرانی بود. البته هر چند عمود پرچم فلسطین و عراق گذاشته بودن اما مردمی و تو موکباشون نبود. حالا بین عمود ۸۳۲ تا ۸۳۵ روبروی جامعة اهل بیت علیهم السلام، خیلی خفن و تمیز و باسلیقه و تبیین، قدس کار کردن😍❣❤️ اینجا دانشجوهاشون الحمدلله ظاهرا هنوز مؤذن جامعه هستن😍 خیلی خیلی خوشحال شدم😊
تو حرم امام علی علیه السلام، پشتِ بلندگو هی صدا می‌زدن بی‌بی‌ سکینه حسینی از استرالیا بیاد ستون پنجم. فکر کنم این سیدِ حسینی رفته استرالیا رو شیعه کنه😍
تقریبا جز «معدود» زوّارِ ایرانی، موکب و خادم و زائری پرچمِ فلسطین، نماد‍ِ فلسطین و دغدغه‌ی فلسطین نداره... اما تا بچه‌های عراقی که وسطِ جاده می‌ایستن و پذیرایی می‌کنن، فلسطین رو می‌شناختن. از دستِ پسربچه‌ای آب می‌گرفتم که عراقی ازم پرسید پرچم فلسطینه؟ گفتم آره. دست گذاشت روی سرش و گفت: فلسطین علٰی رأسی. فعلا دچار تناقضم که اگه بچه‌شون می‌دونه فلسطین مهمه، یعنی ماجراش و می‌دونن، اما پس چرا دغدغه‌شون نیست؟! دغدغه‌ی زوّار اربعین... فلسطین... نیست.