بعد از شام، حدودِ ساعتِ دهِ شب، ما رو بردن کوفه. تا ساعت دوازده قشنگ اعمال و نمازهای مسجد کوفه رو به جا آوردن، دوازده آزاد گذاشتن استراحت کنیم تا نماز صبح. نماز صبح و خوندیم و راه افتادیم مسجد سهله. تا ساعت شش اعمال به جا آوردن، تا هفت آزاد که بگردن مسجد رو، هفت ما رو برگردوندن نجف.
تا حالا کاروانی با این زمانبندی ما رو کوفه نیاورده بود. چند مزیت داره این برنامهریزی که دوست داشتم یادداشت کنم بمونه برام:
۱. در فصولِ گرم، دیگه تو آفتاب و گرما نیست.
۲. در زمانهای خاص مثل اربعین، دیگه در ازدحام و قفل بودنِ جمعیت نیست.
۳. سُکسُکی و بدوبدو نیست و به زائر فرصت میده کمی در مسجد کوفه نفس بکشه. جدا از اینکه اینجا به شدت و بسیار محل توصیهشده و پربرکتی هست، خب جای قدمها و تنفسِ امیرالمؤمنین و یارانشون علیهم السلامه. فرصت نمازشب و مناجات حضرت امیر هست. گرچه منِ خاکبرسر خسته بودم و خوابیدم، اما حتی خوابش برکته.
خلاصه زمانبندی و برنامهریزی خوبی بود.
#تجربه_خوب
#اربعین۱۴۰۳
#سفرنامه
از جذابیتهای ایرانی بودن تو عراق؛ اینکه هر وقت برق قطع میشد ایرانیها میگفتن الللللاااااااااهممممم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم😁
هر وقت هم برق وصل میشد باز میگفتن الللللاااااااااهممممم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم😁
از سری طعمهای جدیدِ مشّایه؛
شربتِ بادام درختی😍
خوشمزه بود. رفیق میگه قابل صادراته😁
#اربعین۱۴۰۳
#سفرنامه
هزار الحمدلله هم زائرِ پیاده در مشّایه زیاد شده، هم زائرِ سواره و با ماشین.
تا دو سالِ پیش دو جاده کنار هم بود. یکی موکبها و به قولِ خودمون طریق الشکم، یکی هم جادهی ماشینها بود که خلوت بود و میشد برای سرعت گرفتن یا خلوت کردن کشید اونور.
امسال هممممممهش ماشینه و نمیشه از اون لاین رفت. این طرف هم الحمدلله ایییییییییینقدر ازدحامه که نمیشه سرعت گرفت.
برنامه و زمانبندی دقیقه اما مثل سالهای قبل نمیشه کامل بهش رسید.
روز اول صد عمود از برنامهمون عقبیم و جبرانش سخته.
خواب شب رو حتما گذاشتیم چون انرژی میده، از خواب نمیزنیم و برای همین جبران نمیشه صد عمود تأخیر.
خدا همه زوّار رو توان بده.
#اربعین۱۴۰۳
#سفرنامه
دوستم هوسِ ماکارونی کرده بود. تقریبا پنجاه عمود جلوتر ماکارونی میدادن و حاجتروا شد :)
اینجا امام حسین علیه السلام خیلی حواسش بهت هست. مادی یا معنوی فرقی نداره.
توجه.
انسانِ این زمانه عقدهایه توجهه...
چرا خودش و برهنه میکنه؟ میخواد دیده شه.
چرا آرایش میکنه و خودش و برای عموم هم زینت میده؟ میخواد ببیننش.
چرا بدون هیچ تخصص و سوادی منم منم میکنه؟ میخواد مرکزِ توجه باشه.
چرا با عرف و مردم پیش میره حتی اگه اشتباه کنن؟ میخواد تأیید شه.
چرا میرن سراغ جنس مخالف با روابط حرام؟ نیاز دارن به اینکه دوست داشته بشن... ولو به فریب و زیان(!)
گناهان و بررسی کنین، بیشترش از عقدهی توجهه؛ دروغ... تهمت... غیبت... حسادت...
بعد همینا میرن تراپی... روانشناسی... مشاوره...
پول میدن که یکی... ولو غریبه... چهل دقیقه فقط بهشون توجه کنه(!)
توجه.
در مشایه شما مرکز توجهید. از تنها معتمد و مطمئن دنیا.
تا سطح پایینترین خواستهی شما بهش توجه میشه؛ ماکارونی!
فکر کنین سه روز فارغ از هر پریشانی... رایگان... بیمحدودیت زمان... میتونین هر وقت و به هر میزان که دلخواهتونه با امام حسین علیه السلام حرف بزنید... برای امام حسین علیه السلام خودتون و لوس کنید... برای امام حسین علیه السلام نق بزنید و به زمین و زمان گیر بدید... امام حسین علیه السلام به شما توجه میکنن... توجه! حتی به پایینترین سطح خواستهتون!
#اربعین۱۴۰۳
#سفرنامه
وااااای بالاخره اینجا از قدس دیدم و شنیدم😍😍😍
هرچی پرچم و کار و شعار و موکب تا الآن برای فلسطین بود، ایرانی بود.
البته هر چند عمود پرچم فلسطین و عراق گذاشته بودن اما مردمی و تو موکباشون نبود.
حالا بین عمود ۸۳۲ تا ۸۳۵ روبروی جامعة اهل بیت علیهم السلام، خیلی خفن و تمیز و باسلیقه و تبیین، قدس کار کردن😍❣❤️
اینجا دانشجوهاشون الحمدلله ظاهرا هنوز مؤذن جامعه هستن😍
خیلی خیلی خوشحال شدم😊
#اربعین۱۴۰۳
#سفرنامه
تو حرم امام علی علیه السلام، پشتِ بلندگو هی صدا میزدن بیبی سکینه حسینی از استرالیا بیاد ستون پنجم.
فکر کنم این سیدِ حسینی رفته استرالیا رو شیعه کنه😍
تقریبا جز «معدود» زوّارِ ایرانی، موکب و خادم و زائری پرچمِ فلسطین، نمادِ فلسطین و دغدغهی فلسطین نداره...
اما تا بچههای عراقی که وسطِ جاده میایستن و پذیرایی میکنن، فلسطین رو میشناختن. از دستِ پسربچهای آب میگرفتم که عراقی ازم پرسید پرچم فلسطینه؟ گفتم آره. دست گذاشت روی سرش و گفت: فلسطین علٰی رأسی.
فعلا دچار تناقضم که اگه بچهشون میدونه فلسطین مهمه، یعنی ماجراش و میدونن، اما پس چرا دغدغهشون نیست؟!
دغدغهی زوّار اربعین... فلسطین... نیست.
#اربعین۱۴۰۳
#سفرنامه
به فاصلهی بیست دقیقه حرکت با اتوبوس از گاراژِ بعد از مرز، کنارِ اولین موکبِ عِراقی برای نماز و ناهار توقف کردیم: موکب قطیع الکفین❤️
من چشمام همهجا میچرخه :) دیدم روی درِ موکبِ خانمها نوشته «ما خادمین حرم امام علی علیه السلام هستیم. با ما حمد بخوانید و هدیه از حرم امام حسین علیه السلام بگیرید.»
داخل رفتم و میزی که پشتش خدّامِ روبندهدارِ امیرالمؤمنین علیه السلام نشسته بودن رو دیدم. بقیهی همسفرا جلو نرفته بودن اما من هییییییچ رزقی رو از دست نمیدم انشاءالله :)
رفتم جلو گفتم حمد بخونم؟ گفتن بله. خوندم و جایزه گرفتم😍
بقیه رو شیر کردم و از کاروانمون پیر و جوان و بزرگ و کوچیک نشستن حمد خوندن و جایزه گرفتن😍
میخوای با آقا امام حسین علیه السلام باشی؟
اهل قرآن باش❣
اومدیم بیرون و رفتیم سراغِ شای عِراقی❤️❤️❤️❤️❤️
بعد از شش مااااااااااااااااااااه فِراق😭😭😭😭😭😭
هرکی میرفت میگفت چای ایرانی! چای ایرانی!
انگار مثلا تخممرغ و گوشت و نون بزنی زیر بغلت، بری خونه یکی مهمونی، بعد موقعِ غذا بگی با اینای خودمون غذامون بدید(!)
همینقدر زشت... همینقدر بد... همینقدر فخرفروشانه... همینقدر خارج از ادب...
من رفتم جلو گفتم شای عِراقی😍
کتریِ دستش و عوض کرد و شراب برامون ریخت❤️😍❣😍❤️❣😍❤️❣
نوشیدیم و مسسسسسسسست سوارِ اتوبوس شدیم بریم پیشِ ساقی😍❤️❣❤️😍❣❤️❣😍
السلام علیک یا ساقی!
من علیک السلام میخواهم...
گاهگاهی جنون دارم
من جنونی مداااااااام میخواهم😭😍❤️❣😭😍❤️❣😭😍❤️❣
بزرگگگگگگگ
تمیییییز
خنکککککک
سقفش بلنننننند
خدام محجبه، بیآرایش، بیکاشت پوشیده حتی خادمین دستشویی
منظم و مهربون
نمازجماعت با امام خانم
تعداد زیاد خادم و تقسیم کار عالی و رسیدگی در لحظه
خادم مسایل شرعی و تبیین
همهی خدام بدون تعریف نقشی مثل آمر به معروف، خودجوش و معتقد آمر به معروف و ناهی از منکر
اطعام به اندازه و بیاسراف
خوشرو
خوشگل
بدون حضور نامحرم تا فرسخها
این موارد رو یکجا تو هیییییییچ موکب ایرانیای نمیبینید! حتی تو آستان قدس با اوووووون همه کبکبه و دبدبه!
کجا میبینید؟
عراق؛ مشّایه؛ عمود ۱۱۰۳، عتبهی عباسیه
من سالهاست موکبهای مشّایه رو بررسی میکنم؛ حتی در تلاشم برای یکی از سوژههای داستانیم اسامی موکبها رو لیست کنم؛ یعنی ریز بررسیشون کردم؛ موکبهای ایرانی دیسیپلین و ادا و اصول نظم رو دارن
اما اخلاص
و تقید ندارن!
برای همین خادمین ایرانی اربعین رو راحت میتونی عصبانی کنی :) طرف برای رضای خدا نیومده خادمی، دوست داشته یا نیت داشته و اومده و باد به غبغب انداخته :)
یا شما یه موکب ایرانی به من نشون بده، دقیق آدرس عمود و اسم و رسم و بگو من اربعین آینده انشاءالله برم که استراحتگاه و سرویس بهداشتی پوشیدهی کااااااامل از هر دید نامحرمی باشه(!)
معماری موکبهای ایرانی، اسلامی و حسینی نیست. همین حوالی عمودهای هشتصد و خردهای، موکب فاطمه الزهرا سلام الله علیها، رفتم چک کنم دیدم جای خواب و پتو و بالش و سرمایش و طعام به وفووووووور، اما سرویس بهداشتی بیرون و چسبیده به یکیِ آقایون.
همون لحظه یه خانم زائر امام حسین علیه السلام، سربرهنه اومده بود بره سرویس(!) وقتی دیدمش به چشمام شک کردم! اطراف و نگاه کردم دیدم پر از مرده! اینقدر متعحب بودم که نهی از منکر نکردم، سؤال کردم!
گفتم چرا سرلختی؟!
خندید گفت اشکال نداره(!)
به خدا من هنوز متحیر بودم!
گفتم مرده تو محوطه! یعنی چی اشکال نداره؟! الآن کجایی و زائر کی؟!
حیرت و غیرتم و دید، لبخندش ماسید و گفت یادم رفته...(!)
اینقدر فضا برام مشمئزکننده بود که خدا شاهده خودم و رفقا هلاک بودیم از گرما و تاول و درد و ضعف، اما رفتم بیرون به بچهها گفتم اینجا نه! بریم موکب عراقی.
جمعِ ضدّینِ اسم اون موکب... مردهای بیبخار اون موکب... زائر خانم اون موکب... برام آزاردهنده بود...
اربعینیها میدونن؛ موکبهای عراقی رجال و نساءش کاملا مجزّاست. کنار سالنهای خانمها معمولا یه راهرویه باریکه که انتهاش میشه پشت سالن. اونجا سرویس بهداشتیه. پوشیده حتی از در و دیواری که مرد ببینت.
این یعنی معماری حسینی؛ موکبداری حسینی!
موکبداری و با طویلهداری اشتباه گرفتن ایرانیها! جای خواب و خوراک مخصوص حیوانهاست! انسانها خواب و خوراکشون ویژگی داره؛
طیب و طاهر و حلال!
یادتونه نوشته بودم کاش اربعین ایرانیزه نمیشد؟ یه دلیلش اینه!
#اربعین۱۴۰۳
#سفرنامه
اگه بخوام برای حجابِ دقیق و درستِ اسلامی مصداق بگم؛
خادمههای حرم امام حسین علیه السلام❣