1⃣سؤال:
محمد صلوات الله علیه و علی علیه السلام، هر دو شخصیتی مشابهان؛
در یک زمان،
در یک جامعه،
با یک مکتب
و یک هدف.
چرا پیامبر پیروز شد اما امیرالمؤمنین شکست خورد؟
#خاکستری_سفید_نیست
انقلابیها خیلی نجیبانه و بااخلاق دارن با پزشکیان همراهی میکنن؛
اگه سوتیهای امروز رئیسجمهور پشت بلندگوی روشن،
توسط شهید رئیسی اتفاق افتاده بود، چه حجمی از بیاخلاقی و تمسخر رو از اونوریا شاهد بودیم؟!
کاش این روزا بشینن و یکم یاد بگیرن!
کمکاری نکنید... من اینجا چیزی نمینویسم چون میخوام اینجا راحت باشم و روحم نفس بکشه، نشه کانالی که ذهنم و درگیر کنه اینجام فعال باشم. حیاطخلوتمه و واقعا فعلا روحم نیازش داره چون تموم بیرون از اینجا به مبارزه و مقابله میگذره...
اما از بعدِ انتخابات دیگه دخترِ صبورِ روزهای روحانی لعنت الله علیه نیستم. کافیه یه نفر بگه هوا چقدر خوبه! قطعی برق و خوابیدن کار تولید کشور رو، غیرنقدی شدن وام ازدواج رو، ول کردن اقتصاد و چسبیدن به اخراجیهای اغتشاشات و نداشتن بدیهیات ریاستجمهوری و دخترش همهجا هست بیهیچ سمتی رو... همممممه رو مفصل میگم و مقایسه میکنم با شهید رئیسی. اینقدر که هیچکس تو خونهی ما جرأت نداره حرف سیاسی بزنه چون میدونن شروع با اوناست، اتمام با من!
دیگه بسه هرچی سکوت کردیم. وفاق ملی ارزونی نونبهنرخروزخورها و منفعتطلبها! من تو تیمِ حرب لمن حاربکم هستم.
کمکاری کنید من یکی ازتون نمیگذرم و روی صراط محاله بذارم رد شید.
اربعین شلوغ بود، تازه از خواب بیدار شده و منگ بودم، گرسنه بودم و پی صبحانه، چیزی از سامرّا نفهمیدم، با اینکه به بچهها سپرده بودم استان عوض شد و دجله دیدید بیدارم کنین. ولی اونام شرایطشون مثل من بود و بیهوش بودن تو اتوبوس.
نه استان به استان شدن و دیدم، نه دجله. دجله رو که میبینم یاد خاقانی و قصیدهی محشرِ ایوان مدائن میافتم. امسال یه کاروان هم پیدا کردیم مدائن میبرد ولی زمان سفر طولانی بود و دوست نینیها نمیتونست مرخصی بگیره. حیف شد...
اما برخلاف اربعین، نیمهشعبان سامرّا خالیِ خالی بود... کاروان وقتِ عظیمی داده بود. اونقدر که سه بار سرویس رفتیم، دو بار چای خوردیم، به شام رسیدیم، نماز خوندیم، تو سرداب نشستیم و کلی زیارت خوندیم با هم، وَ حرم رو گشتیم. اتفاقی که تو اربعین محاله!
حرم رو گشتیم! دورتادور!
اونجا بود که در و دیوارِ خرابِ حرم به چشمم اومد... کمبودِ خدّام... نامرتب بودن لوازم و اشیای حرم...
خدا لعنت کنه داعش و داعشیمسلک رو، ولی حرم هنوز ویرانه...
کنار یکی از درهای حرم بودم که ته دلم خواست کاش میشد خادم سامرّا بشم. کاش پول داشتم به بازسازی حرم کمک میکردم. ضریح و گنبد رو خیلی سریع و به کوریِ چشمِ دشمنِ شیعه ساختن و باشکوه و توی چشم ساختن، ولی به حرم دیگه نرسیده... سامرّا هم شیعهنشین نیست که دلشون کباب شه... اونجا ایران بود الآن کاخ و قصرش کرده بودیم...
اینقدر به منِ حرمنشین که امام رضاجان رو در وسعت و عظمت دیدم، حرمِ سامرّا سخت اومد که خدا میدونه... از نیمهشعبان هرکی میخواد به بازسازیِ جایی کمک کنه میگم سامرّا... حرمِ سامرّا که حتی دیوارِ زیرِ کاشیِ شکستهش ریخته...
صلّ الله علیک یا امامین عسکریین... صلّ الله علیک یا حکیمه خاتون... صلّ الله علیک یا نرجس خاتون...
آجرک الله یا صاحبالزمان🖤
بیبدن دیدم.
قدِّ یه روضه گریه کردم!
نه واسه دختره که سالم زندگی نمیکرده و من یه مخاطبِ احمق نیستم که واسه چوبِ انتخابای اشتباهش دلم بسوزه؛
نه واسه پسره هرزه که با پولِ بابای هرزهتر از خودش خیال کرده آدما هم اموالشن؛
نه واسه پدر و مادرای احمقِ آشغالشون؛
ابدا!
ابدا دلم برای هییییییییییییییچ شخصیتی نسوخت!
اینقدری شعور دارم که یه فیلم نتونه جای جلاد و شهید رو برام عوض کنه و حق و باطل رو به هم بیامیزه!
نه!
پس سرِ چی اشک ریختم؟!
سرِ شاگردام... که زندگیاشون همینه... ننه باباهاشون همینن... عاقبتشون انشاءالله نه همین...
پدرِ پسره قشنگ شارلاتان بود... همینقدر آشغال و هرزه...
مادرِ دختره هم مادرِ اغلبِ دخترام...
اگه رضایت میداد تف میفرستادم به خودش و دخترش! خدا رو شکر قصاص کرده. خدا رو شکر هیاهوی مردمی که حق و باطل رو نمیدونن و بردهی کلیپها و استوریها هستن شلش نکرد. خدا رو شکر اجازه نداد پدره مطمئن شه با پولش همممممه خریدنیان. خدا رو شکر کمرِ پدره رو شکست و ظلم و طاغوتش و زمین زد.
تربیتاشون گند زد به زندگیِ دو تا آدم...
پروندهی واقعیشونم از گوگل بررسی کردم، پدره آشغال هرگز نگفته با جنازه چکار کرده...
آه خدایا!
عاقبتِ همهی ما رو بخیر کن...
سربهراه
1⃣سؤال: محمد صلوات الله علیه و علی علیه السلام، هر دو شخصیتی مشابهان؛ در یک زمان، در یک جامعه، با ی
2⃣سؤال:
چرا ابوبکر و عمر پیروز شدن و با رضایتِ جامعه قشنگ و راحت خلافت کردن،
اما امیرالمؤمنین علی علیه السلام و عثمان شکست خوردن؟
#خاکستری_سفید_نیست