سربهراه
بگردید زن شاداب، مادر شاداب، دختر شاداب پیدا کنید اون و الگو قرار بدید. قطعا منظورم از شاداب زنی که
از بارزترین نشانههای یک زن شاداب میدونین چیه؟
هرگز اون و در بحرانها
مشوّش نمیبینید!
اگه گفتید چرا؟😉
بگردید و از این زنا پیدا کنید. اینا خودبهخود موفقن. درس خوندهن، اهل مطالعه و فعالیتن، کار اقتصادی میکنن، بچه زیاد دارن، زندگیشونم خودشون میچرخونن،
از قضا خیییییییییلی هم بیسروصدان و گمنام!
طبلای پرسروصدا توخالیترن😁
برنامهم برای اولین حقوقِ مدرسه چیه؟
میخوام برم تو یه هایپرمارکت و هرچی خوراکی دلم خواست بردارم، بزنگم رفیق بیاد همهش و با هم بخوریم!
من یه ماه نمیشه از مشّایه برگشتم! اونجا آدم و بدعادت میکنه خب! من روزی چند بار بستنی میخوردم اونجا! نارنجک مشهدی! یخمک! بامیه! فلافل! سیبزمینی سرخکرده!
وَ اَمْدَدناهم بفاکهةٍ و لحمٍ مما یَشتَهون!
شیرموز... وای خدا! من روزی یه پارچ شیرموز میخوردم تو مشّایه! خودِ موز رو که بماند!
و طَلْحٍ مَنْضُود!
شیرنارگیل! شربت بادومدرختی! آیسکافی... وای خدای من! چای در انواعِ طعمها! شوری و شیرینی و تندی! همهی مزّهها!
و لهم رزقهم فیها بکرة و عشیاً!
میوه! پرتقال تا هندوانه! آب طالبی! من روزی یه فلاسک آبطالبی میخوردم! یعنی دو لیوان میخوردم بعد شکمم دیگه جا نداشت! فلاسکم و میدادم پر کنن برای بعد! انگورای دونهدرشت! خرما نه دونهدونه که خوشهخوشه!
فِیهِما فاکِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّان!
تازه لازم نبود من زحمت بکشم برم جای خاصی؛ تو سینی و سبد میاوردن جلو دستم... التماسم میکردن بردارم... آه خدا...
وَ یُطافُ عَلَیْهِمْ بِآنِیَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَکْوابٍ کانَتْ قَواریرا!
بعد دستمالکاغذی هم بود دست و صورتت و پاک کنی! دارو هم بود قرص بخوری دلدردت خوب شه! آب بود، بخوری دهنت بیمزه شه بتونی از نو شروع کنی به خوردن!
دور از مشّایه چی؟! بعد از خوردنِ یه قاچ خربزه به مامان میگم دیگه چی داریم؟ مامان میگه چه خبرته؟! بذار این هضم شه! میگم مامان! من یه ماه نمیشه از بهشت اومدم! عادت ندارم به این غذاهای کم و بیتنوع! عادت ندارم به این بیبرکتیها! به اینکه بخورم و تموم شه! من سه روز و چهار شب مشّایه بودم مامان! شما چه میدونی مشّایه کجاست...
وَمَآ أَدرَىٰكَ مَا مشّآیه؟!
وَ قبل از اینکه اشکام جلوی مادرم بریزه، میام اتاقم...
یک ماه نمیشه از بهشت برگشتم... چطور جهنمِ شهر رو تحمل کنم؟!😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭