eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
۱. ماها تقریبا همه تجربه‌ی جایزه گرفتن و هدیه گرفتن رو داریم. از گرفتنش هم خوشحال می‌شیم ولی چیزی نی
حدیثه رو یادتونه؟ با تیمِ پژوهشم. من کنارِ کارِ پژوهشی که رتبه‌شم آوردم الحمدلله، اهدافِ خودم رو هم پیش می‌برم. یکی از این اهداف؛ مطالبه‌گری و کنشگریِ دختراست. تا بتونم می‌ندازمشون تو کارای گروهی و تعاملی و نسبت به همه‌چیز حساس‌شون می‌کنم. مثلا همین‌که هر کلاس باید یه درس رو تئاتری اجرا کنه یا با سرود. این‌که بعد از هر ارائه دادگاهِ رسیدگی به نمره داریم و بچه‌ها باید استدلال بیارن. تیم پژوهشم عاشقِ کارای دستی و دیواری بود و من همه کارا رو صفی و حضوری می‌کردم. می‌گفتم کلاس به کلاس برین و با بزرگتر و کوچیکتر از خودتون حرف بزنین ببینید مشکلی دارن پیگیری کنیم. مشکلات و جمع می‌کردن میاوردن پیش من، می‌گفتم برین از مدیر وقت بگیرین اینا رو مطالبه کنین. صبورانه شکست‌هاشون رو نگاه می‌کردم و شونه‌هاشون و می‌مالیدم و باز می‌فرستادمشون میدون. دیدم اولِ صبحا دخترای بزرگ میان سر صف و مثلِ کلاس اولیا سوره توحید میخونن(!) قرآنم و بردم دادم یکی از دخترای پژوهشم و گفتم مطالبه کن، برنامه‌ریزی کن، شروع کن هر روز یه صفحه خونده شه و تا آخر سال ببینیم می‌رسیم جزء چندم. هرچی دخترام تک‌رو، خودخواه، خجالتی، بی‌تفاوت وَ آویزونِ پدر و مادر بار اومدن، من هی خلافِ این صفات کار چیدم. امروز یکی از خروجی‌های تلاش‌های پارسالم رو دیدم و هزار الحمدلله😍مِن فضل ربّی❣ حدیثه زنگِ تفریح اومد پیشم. داشتم با یه نهمی صحبت می‌کردم. اون تموم شد یه هشتمی اومد و بعدش یه هفتمی و حدیثه صبورانه و ناراحت منتظر بود. عمداً نگهش داشتم که با تمرکز حرفاش و بشنوم. اونایی که دوست‌ترشون دارم رو بیشتر معطل می‌کنم که بیشتر باهاشون باشم. وقتی فقط اون موند و چیزی تا زنگِ کلاسا نبود، با ناراحتی ازم پرسید خانوم! فکر کردن درباره‌ی این‌که خدا از کجا به وجود اومده گناهه؟! جوابش و دادم، اما اخماش باز نشد! بعد پرسید خانوم حجاب واجب نیست؟! هیچ‌جای قرآن نیومده؟! جوابش و دادم و بازم اخماش باز نشد! زنگِ کلاس خورد و گفتم باید برم حدیثه. چی اذیتت می‌کنه؟ گفت خانوم! معلم دینی داره یه چیزای دیگه می‌گه... می‌گه حجاب واجب نیست... هیچ‌جای قرآن نیومده... هرکی در مورد خدا فکر کنه حرامه... گناه کرده... خانوم من فکر کنم داره بچه‌ها رو گمراه می‌کنه... تو دلِ منم خالی شد اما از اصولِ کاریمه که هرگز بدِ همکارِ حتی بدم رو نمی‌گم. معلم سال گذشته رو بد نمی‌کنم. همکارم و کوچیک نمی‌کنم. نه به خاطر مناسبات کاری یا به خاطر خودشون، بلکه به خاطر دخترام. می‌خوام اونا یاد بگیرن هرگز بد فکر نکنن و بدِ کسی رو نگن و جز خودشون کسی رو مقصر ندونن و با بهانه قد نکشن. گفتم امام علی علیه السلام گفتن تا هفتاد بار فکر خوب کنین. حتما منظورشون این نبوده، فقط ممکنه به جزئیات نپرداخته باشن و مسأله مبهم شده. گفت خانوم من خیلی می‌ترسیدم چیزی بگم اما دست بلند کردم و گفتم. زهرا هم محترمانه بهشون گفت شما اشتباه می‌کنین. زهرا هم از بچه‌های پژوهشمه😊 اما گفتن نه! هیچ‌کجای قرآن از حجاب نگفته! الکی هم وقت نذارید به خدا فکر کنید! من و زهرا آیه قرآنش و بلد نبودیم. میشه کمک کنید جوابشون و بدیم بچه‌ها گمراه نشن؟ آخ عزیزم... عزیزِ باتفاوتم... آمر به معروفِ من... ناهی از منکرِ کوچولوی من... دردوبلات تو سرِ مذهبی‌بی‌بخارای لال‌شده‌ی بی‌عرضه... بمیرن همه‌شون و امثالِ تو رو خدا زیاد کنه... شجاعِ من که با اون روحیه‌ی ساکت و مظلومت، تو کلاست حرف زدی و دقیقا از دلِ همه‌ی ترس‌هات دست بلند کردی... من می‌دونم کیا چقدر بهت خندیدن... توپیدن... مسخره‌ت کردن‌... توهینت کردن... تحقیرت کردن... من می‌دونم حتی ممکنه اشکات ریخته باشه... اما امر به معروفِ شجاع که کارِ خاصی نیست، هنر در انجامِ وظیفه است با همه‌ی ترس‌هامون... نازنینِ من❣ قرار گذاشتیم بی‌اون‌که اسمی از من برده شه، کمک کنم بتونن این مباحثه رو عاقبت‌بخیر کنن ان‌شاءالله وَ اگه دیدن واقعا صحبت‌ها، بوی خطر ازش میاد من و مطلع کنن تا کاری کنم.
رسیدم خونه و می‌خوام این‌قدر قرآن بخونم و صلوات بفرستم هدیه به نرجس خاتون که همه‌ی موشکا بخوره به هدف... که همین شنبه شیرینی بدم همه کوچه و مدرسه و خانواده رو... من ظهورندیده جون نمی‌دم محضرِ حضرت عزرائیل علیه السلام. چشم‌مون روشن و دلمون شاد به سگ‌لرزه‌های اسرائیل✌️
جای شهید رئیسی سبز🌿
جای شهیدِ بلندقامتِ باعزت‌مون؛ شهید امیرعبداللهیان سبز🌿
اگه ما نسلِ آزادیِ قدس باشیم اون روز می‌خونیم ابراهیم نبودی ببینی، قدس آزااااااااد گشته... خونِ یارااااااانت... پرثمر گشته...😭
سربه‌راه
اگه ما نسلِ آزادیِ قدس باشیم اون روز می‌خونیم ابراهیم نبودی ببینی، قدس آزااااااااد گشته... خونِ یارا
هر چیز که در جستنِ آنی، آنی! بخواید که ما همون نسل باشیم. خواهش می‌کنم... اگه خیری از کانالم بهتون رسیده؛ امشب دعا کنید ما نسلِ ظهور باشیم... خواهش می‌کنم ازتون🙏🙏🙏
در حالی که مادر داشت با ترس‌ولرز صلوات می‌فرستاد که صلح کنیم و یه‌وقت جنگ نشه(!) وَ بابا و داداش بزرگه در حالِ حرص خوردن بودن :) وَ زن‌داداش مبهوت نشسته بود کنارِ مامان و هیچی نمی‌گفت :)) من و داداش کوچیکه با همه‌ی امکاناتِ خودمون؛ یعنی یه ظرف تخمه و جیغ و هورا و سروصدا و بگو و بخند و کِیف کردن، نشستیم پای شبکه خبر و فلسطین و لبنانِ جان رو یاری کردیم😍✌️😂 مبارکمون باشه😍😍😍 هر شب به این شب‌ها😍😍😍
خدایا از من نیتم رو قبول کن که اگه ماشین داشتم الآن کفِ خیابونا بودم با پرچمِ فلسطین، با یوم‌الانتقامِ ابوذر روحی، بوق‌بوق‌کنانِ عروسی‌طوری😍❣
ینی هر سلولم داره بندری می‌رقصه😂 کی بخوابه امشب؟😂 کی صبح پاشه بره جلسه؟😂 کی کوهِ برگه‌ها رو امضا کنه؟😂 شماره ظریف رو ندارین بدین؟ حیفه بهش تبریک نگم😂😁✌️
آقا امام زمان❣ چشم‌تون روشن❣ دلتون شاد❣ سرتون سلامت❣ ظهورتون نزدیک❣