eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
دیشب یک ساعت خوابیدم. امروز حوالیِ ساعتِ پنج و بیست دقیقه‌ی عصر، سرِ کلاسِ خصوصی‌م، چشمام داشت می‌ر
گفتم به خدا نمی‌دونه. گفت مگه می‌شه. گفتم به خدا نمی‌دونن. چون پدر مادراشون همین‌طوری حرف می‌زنن... من پارسال اشک یکی‌شون و درآوردم و وقتی تا ته ماجرا رفتم دیدم واقعا اون دختر، نمی‌دونسته اون ادبیات زشته چون پدرش... مادرش... تو مهمونیا... تو دورهمیا... دارن همون‌طوری با هم حرف می‌زنن... گفتم اینا هنوز تو سه تا هفت سالِ تربیتی اسلام هستن... تقصیر زیادی به گردن‌شون نیست... شکل‌پذیرن... زلالن... حق‌فهمن... به خدا لجوج و گستاخ و دشمن نیستن... اما مشتی گاو دارن تربیت‌شون می‌کنن... شما از تربیت گاو توقع انسان نداشته باش! بعد از جلسات با والدین، دخترام و بیشتر دوست دارم... دخترام و بیشتر درک می‌کنم... اسم چند تاشون و نوشتم باهاشون بیشتر صحبت کنم... برخی دخترام خیلی در اوضاع حادتری‌ان... از این گاوها چشمم آب نمی‌خوره... کاش فردا با مدرسه‌ی خودم کلاس داشتم... دلم برای دخترام پر می‌کشه... یازده دسته برگه دارم. اما دیگه ضروری نیست. تا امشب این‌قدر روم فشار بود که قلبم صبح تیر می‌کشید... پیاده‌رویم تموم شد. دارم می‌رم سوار اتوبوس شم. جای خونه چیپس می‌خرم. می‌رم خونه. چای‌دارچین دم می‌کنم. فیلیموی مزخرف و باز می‌کنم. یکی از گندترین و بیهوده‌ترین فیلماش و دانلود می‌کنم. می‌بینم و می‌خوابم. تا جمعه می‌خوام کار کنم اما بی‌فشار. اصلا فردا هم بعد از دبیرستان می‌رم دوردور😎 خدایا شکرت که از پسش برومدم. خدایا شکرت که توانم دادی و کمکم کردی. خدایا بابت اعتبارم پیش دخترام هزار هزار بار شکرت. یادم می‌مونه سربلندم کردی❣ دمت گرم❤️
گاوها امشب اندازه‌ی زمین تا اورانوس، بین دخترا و ما دبیرا فاصله می‌ندازن و ذهن‌شون و مسموم می‌کنن... من اما دارم پیامای روی شادم رو جواب می‌دم: خانوم مامانِ من و دیدین؟ چی گفت؟ چی گفتین؟ آره عزیزم، دیدم‌شون. چقدر مادرت دوستت دارن... یادته بهم گفتی فلان روز این حرف و بهت زدن و مقایسه‌ت کردن؟ از شدت دوست داشتن بوده... نگران آینده‌تن‌.‌.. تو همه‌ی قلب و امیدشونی... خانوم بابام و دیدین؟ آره عزیزم... چه بابای زحمت‌کش و محترمی داری... چقدر دوستت دارن... چقدر دلشون می‌خواد به زبان بهت بگن دوستت دارن، اما مرد هستن و روشون نمی‌شه... امروز خیلی نگران نمره‌هات بودن... نگران بودن چیزی کم و کسر نداشته باشی که حواست رو از درس پرت کنه... خانوم به خواهرم چی گفتین؟ گفتم تو مستعدِ بهترین مدارسی؛ تیزهوشان، نمونه دولتی، امام رضا علیه السلام... نگاه به دوازدهت نکنن، حواست و به درس نمی‌دی، اما خیلی خیلی توان و استعداد داری... چقدر خواهرت دوستت داشت... چقدر نگران نمره‌هات شد... چقدر ازت تعریف کرد... چقدر بهت وابسته است... خانوم مادرم بیاد خونه کتکم می‌زنه؟ نه عزیز من! چرا کتک؟ تو که دوست نداشتی ده بگیری... درس رو جدی نگرفته بودی... ممکنه عصبانی بیان خونه، اما هرچی شد بدون من اینجا تو چشمای مادرت فقط یه چیز رو دیدم؛ که تو دنیاشونی... که قلبشون از پیشرفت نکردنت به درد میاد... که عاشقتن... که جز سربلندیت چیزی نمی‌خوان‌... وَ آماده‌ام که شنبه دخترام و با اخم‌هایی در هم و ذهن‌هایی مسموم ببینم که پادزهرشون یک هفته‌ای طول می‌کشه تا اثر کنه...
من از مبارزه با جریان با شما حرف زدم، نه از خاطرات روزمره‌م!
تا ظهور خیلی فاصله داریم... نه به خاطر وجود گاوها، بلکه به خاطر وجود در برابر گاوها...
چند سال پیش یکی از شاگردهای خصوصیم پرسید خانوم خجالت نمی‌کشید این موبایل‌تون رو دست‌تون می‌گیرید؟ جواب دادم معلومه که نه! اگه گفتی چرا؟ با تعجب پرسید چرا؟! گفتم چون امثالِ تو با آیفونِ دست‌تون، محتاجِ علمِ منید با سامسونگِ دستم! ببین تو کدوم ورِ میز نشستی و من کدوم ور!
دنیا تماشایی‌ست اما زندگی اینجا اندوه دارد، رنج دارد، خستگی دارد...
داره می‌شه یک ماه که میام دبیرستان. اما جز همون باری که با مدیره حرف زدم، دیگه ندیدم مدیره مدرسه باشه(!) بی‌نظمیِ اینجا خیلی خیلی عصبیم می‌کنه. بی‌عرضگی‌شون بیشتر!
هم ناهارم و دادن، هم چایم و❣ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر يك از شما حاجتش را از پروردگارش بخواهد؛ حتّى نمك را از او بخواهد و حتّى بند كفشش را هرگاه پاره شد، از او درخواست كند.
نه پفک دوست داشت، نه چیپس؛ اما این‌قدر نشست زل زد بهمون که زهرمون شد پا شدیم رفتیم! رفیق می‌گه اینم اینجا دخترچادری ندیده که بشینه رو پله‌های قشنگِ کوچه‌های سربالاییِ طرقبه و چیپس و پفک بخوره و خوش باشه! برخی آقایون واقعا حق دارن مثل این گربه زل بزنن به ما؛ چون این‌قدر غالبِ چادری‌ها از خودشون بی‌عرضگی نشون دادن که همه خیال می‌کنن با چادر فقط باید حرم رفت! پشتِ فرمون؛ چادر و درمیارن و تا می‌کنن(!) دریا؛ چادر و درمیارن و تا می‌کنن(!) کوه؛ چادر و درمیارن و تا می‌کنن(!) پیاده‌روی اربعین؛ چادر و درمیارن و تا می‌کنن(!) تدریس به پسرها؛ چادر و درمیارن و تا می‌کنن(!) پذیرایی از مهمون؛ چادر و درمیارن و تا می‌کنن(!) بچه‌داری؛ چادر و درمیارن و تا می‌کنن(!) اسب‌سواری و دوچرخه‌سواری؛ چادر و درمیارن و تا می‌کنن(!) بی‌عرضه‌های بهانه‌جوی آب‌ندیده‌ی شناگر!
آقای اخوان ثالث که برای اتاقمه❣ این هفته مشکی‌پوشم نه، هفته‌ی بعدش دفترچه رو از کوله‌پشتی‌م آویزون می‌کنم و می‌رم مدرسه... نمی‌دونین دخترام چه غش و ضعفی کنن😍😍😍
از اخوان ثالث یه موردِ بانمک هم بگم😁: مهدی اخوان ثالث خیلی ضدّعرب بود. ولی کل اسمش عربیه😂 بنابراین امضاهای خصوصی و یواشکی‌ش این‌طور بود که خیلی ریز پایین شعر یا نگاشته‌ش می‌نوشت: سوم برادران سوشیانت. سوم: ثالث اخوان: برادران سوشیانت: مهدی
مؤسسه برام کلاس هوش کلامی گذاشته. بی‌اون‌که بهم بگه! وقتی فهمیدم فکر کردم اشتباه شده، اسم جابه‌جا شده یا کلاس. خندیدم و گفتم کلاسِ کدوم بنده‌خدا رو اشتباهی دادید به من؟ دیدم نخندیدن! گفتن کلاس خودتونه! گفتم من؟! هوش کلامی؟! گفتن همون ادبیاته(!) ما هم چند تا جزوه و فیلم بهتون می‌دیم، نگران نباشید(!) گفتم متوجه نمی‌شم! یعنی شما مطلبی رو که من توش تخصص ندارم و شما بابتش دارید خداتومن از دانش‌آموز می‌گیرید رو بستید که من با چند تا جزوه و فیلم یاد بگیرم و تدریس کنم؟! حالا خندیدن و گفتن سخت نگیرید! شما توانمند و تحصیل‌کرده‌اید، از پسش برمیاید. با عصبانیت گفتم چون تحصیل‌کرده‌ام دوست ندارم غیرتخصصی کار کنم و چون توانمندم دلم نمی‌خواد بی‌تعهد سر کلاس برم! شما یه مؤسسه‌ی اسم و رسم‌دار هستید که بابت اسم‌تون دارید خداتومن از دانش‌آموز می‌گیرید؛ وظیفه‌تونه متخصص براشون بیارید و باکیفیت‌ترین استاد رو بفرستید سر کلاس. گفتن بله حق با شماست اما ما هم به هرکسی نسپردیم؛ شما کوشا و باهوش هستید، می‌دونیم که می‌تونید. گفتم تابستون بیکار بودم، چرا برام آموزش نذاشتید اول یاد بگیرم بعد الآن یاد بدم؟ به نظرم بحث دبیر نیست، الآن یکی اومده هوش کلامی خواسته، شما نخواستید مشتری بپره! داشت ماست‌مالی می‌کرد که گفتم خانم من خرید خدمات که تهش رسمی می‌شدم و ول کردم چون بی‌تخصص و بی‌تعهد هر دبیری رو سر هر کلاسی می‌فرستادن، این کلاس که برام شوخیه، بحث و تمام کنید. به هیچ وجه جای یه متخصص رو نمی‌گیرم. شما هم نشینید بگید جامعه خرابه، بی‌عدالتی بیداد می‌کنه! جامعه من و شماییم. سر بی‌عدالتی نشستین دارین حق و باطل، باطل رو حق جلوه می‌دید و لبخند به لبید(!) من فقط کلاسای ادبیاتم رو می‌رم. تمام.